سيد جواد حسينى
در بخش نخست اين مقاله كه در شماره 58 مجله چاپ شد، عناوينى چون: همه جا به يادمهدى عليهالسلام ، مشخصات فردى مهدى عليهالسلام ، غيبت طولانى و ظهور حتمى، پاداش انتظار، و اوصاف منتظران راستين، مورد بحث قرار گرفت. در اين بخش، ادامه مباحث را پى مىگيريم.
وقت ظهور و قيام
زمان دقيق ظهور و قيام حضرت مهدى عليهالسلام را جز خداوند متعال كسى نمىداند، و خود حضرت هم وقتى زمان قيامش فرا رسد، از طريق الهام الهى آگاه مىشود.(1) در كلام ختمى مرتبت آمده كه هرگاه وقت قيام فرا رسد، پرچم حضرت خود به خود برافراشته مىشود؛ چنان كه مىخوانيم: «لَهُ عَلَمٌ اِذا كانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ انْتَشَرَ ذلِكَ الْعَلَمُ مِنْ نَفْسِهِ وَاَنْطَقَهُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى فَناداهُ الْعَلَمُ: اخْرُجْ يا وَلِىَّ اللّهِ فَاقْتُلْ اَعْداءَ اللّهِ... فَلا يَحِلُّ لَكَ اَنْ تَقْعُدَ عَنْ اَعْداءِ اللّهِ؛(2) براى او (حضرت مهدى عليهالسلام ) پرچمى است كه وقتى هنگام خروجش فرا رسد، خود به خود باز مىشود و خداوند بزرگ آن را به سخن مىآورد. پس آن حضرت را مورد خطاب قرار مىدهد و مىگويد: خارج شو اى ولى خدا! پس دشمنان خداوند را نابود ساز كه ديگر براى تو نشستن در مقابل دشمنان خدا جايز نيست.»
و يا هنگام فرا رسيدن قيام آن حضرت شمشيرش به امر الهى از غلاف خارج مىشود؛ چنان كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: «لَهُ سَيْفٌ مَغْمَدٌ فَاِذا حانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ اقْتَلَعَ ذلِكَ السَّيْفُ مِنْ غِمْدِهِ وَاَنْطَقَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَناداهُ السَّيْفُ اخْرُجْ يا وَلِىَّ اللّهِ فَلا يَحِلُّ لَكَ اَنْ تَقْعُدَ عَنْ اَعْداءِ اللّهِ فَيَخْرُجُ؛(3) براى او شمشيرى است در غلاف. پس هنگامى كه وقت قيامش فرا رسد، آن شمشير از غلافش خارج مىشود و خداوند آن شمشير را به سخن درمىآورد و شمشير به آن حضرت ندا مىدهد: اى ولى خدا! قيام كن چرا كه براى تو جايز نيست در مقابل دشمنان خدا بنشينى. پس او قيام مىكند.»
علائم ظهور
علائم ظهور بيش از آن است كه در بخشى از يك مقاله بگنجد. ما فقط به برخى از علائم ظهور اشاره مىكنيم كه در كلام خاتم الانبياء صلىاللهعليهوآله بر آنها دست يافتهايم. البته اين موارد، در واقع، نشانههاى آخر الزمان است كه منتهى به دوران ظهور حضرت مهدى عليهالسلام مىشود.
1. «عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِالله صلىاللهعليهوآله فى حَديْثٍ اَنَّ اللّهَ اَوْحى اِلَيْهِ لَيْلَةً اَسْرى بِهِ اَنْ يُوْصِىَ اِلى عَلِىٍّ وَاَخْبَرَهُ بِالاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلى اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ يُصَلّى عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ خَلْفَهُ يَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهى وَسَيِّدى مَتى يَكُونُ ذاكَ؟ فَاَوْحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَىَّ يَكُونُ ذلِكَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَكَثُرَ الْقِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَكَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاءُ وَالْهادُونَ وَكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالْةِ وَالْخَوْنَةِ... وَكَثُرَ الْجَوْرُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْكَرُ وَاَمَرَ اُمَّتُكَ بِهِ وَنَهى عَنِ الْمَعْرُوفِ؛(4) ابن عباس مىگويد از پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله در حديثى نقل شده است كه خداوند به او در شب معراج وحى كرد كه به حضرت على عليهالسلام سفارش كند و نسبت به امامان از فرزندانش آگاهى داد تا آنجا كه فرمود: آخرين مرد از آنها، كسى است كه عيسى بن مريم عليهماالسلام پشت سرش نماز مىخواند. زمين را پر از عدل و داد مىكند؛ چنان كه ستم فراگير شده است... عرض كردم: خداى من و آقاى من! آن (قيام مهدى) كى خواهد بود؟ خداوند به من وحى كرد، هرگاه علم از ميان برداشته شود و جهل و نادانى ظاهر شود؛ خواندن [قرآن] زياد، ولى عمل [به قرآن] كم شود، و قتل و كشتار فراوان، و فقها و هدايتگران كم شوند و عالمان گمراهى و خيانتكارى به وفور يافت شوند... جور و فساد زياد شود، و منكر آشكار گردد، و امت تو به منكر امر! و از معروف نهى نمايد.»
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «يَكُونُ عِنْدَ انْقِطاعٍ مِنَ الزَّمانِ وَظُهُورٍ مِنَ الْفِتَنِ رَجُلٌ يُقالُ لَهُ الْمَهْدِىُّ عَطائُهُ هَنيئا؛(5) هنگام پايان زمان و آشكار شدن فتنهها، مردى هست، كه به او مهدى گفته مىشود و بخشش او فراوان است.»
اقدامات پس از ظهور
از جمله مسائلى كه درباره خاتم الاوصياء، مهدى موعود عليهالسلام در كلام خاتم الانبياء صلىاللهعليهوآله بدان پرداخته شده، تصوير كلّى و روشن و اميدوار كنندهاى از دوران پس از ظهور است؛ همان چيزى كه مايه دلخوشى تمام مستضعفان عالم به حساب مىآيد.
در اين خصوص، به نمونههايى اشاره مىشود:
1. تسخير جهان و تشكيل حكومت واحد:
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «... وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ بَشيرا لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى يَخْرُجَ فيهِ وَلَدِى الْمَهْدِىُّ... وَتُشْرِقُ الاَْرَضُ بِنُورِ رَبِّها وَيَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ؛(6) سوگند به آنكه مرا به حق، بشارت دهنده برانگيخت! اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى مىكند تا كه فرزندم مهدى در آن قيام كند، و زمين به نور پروردگارش روشن شود و حكومت او شرق و غرب را فراگيرد.»
و در روايت ديگرى آن حضرت فرمود: «اَلاَْئِمَّةُ مِنْ بَعْدى اِثْنا عَشَرَ اَوَّلُهُمْ اَنْتَ يا عَلِىُّ وَآخِرُهُمُ الْقائِمُ الَّذى يَفْتَحُ اللّهُ تَعالى ذِكْرُهُ عَلى يَدَيْهِ مَشارِقَ الاَْرْضِ وَمَغارِبَها؛(7) پيشوايان پس از من دوازده نفرند. اولين آنها تو هستى يا على! و آخرين آنها قائم است؛ همو كه خداوند متعال به دست او مشرقها و مغربهاى زمين (تمام كره زمين) را فتح خواهد كرد.»
و از همان حضرت نقل شده است كه در شب معراج خداوند در بخشى از سخنان خود فرمود: «وَلاَُطَهِّرَنَّ الاَْرْضَ بِاخِرِهِمْ مِنْ اَعْدائى وَ لاَُمَكِّنَنَّهُ مَشارِقَ الاَْرْضِ وَمَغارِبَها؛(8) و به راستى زمين را به وسيله آخرين آنها (امامان معصوم عليهمالسلام ) از دشمنانم پاك خواهم ساخت و تمام شرق و غرب زمين را در فرمانروايى او قرار خواهم داد.»
2. اقامه شريعت نبوى:
اداره جهان گسترده نياز به قانون جامعى دارد كه در سنت نبوى و كتاب الهى گرد آمده است؛ لذا پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «اَلْقائِمُ مِنْ وُلْدى... وَسُنَّتُهُ سُنَّتى يُقيمُ النّاسَ عَلى مِلَّتى وَشَريعَتى وَيَدْعُوهُمْ اِلى كِتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؛(9) قائم از فرزندان من است... شيوه و سنت او سنت من است؛ مردم را بر اساس دين و شريعت من بر پاى مىدارد، و آنها را به كتاب خداوند عزيز و جليل دعوت مىكند.»
3. عدالت گسترده:
با اقامه كتاب الهى، قرآن كريم، در جامعه و زنده شدن شريعت نبوى، تمام زمين را عدل و داد فراخواهد گرفت و مردم براى اولينبار شاهد عدالت گسترده و فراگير در تمام كره خاكى خواهند بود. در اين زمينه، پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله سخنان فراوانى دارد كه به حد تواتر مىرسد، و در منابع فريقين جمعآورى شده است كه به نمونههايى اشاره مىشود:
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «اِنَّ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ اِمامُ اُمَّتى... وَمِنْ وُلْدِهِ الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ الَّذى يَمْلاَءُ اللّهُ بِهِ الاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطا كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَظُلْما؛(10) به راستى كه على بن ابى طالب امام امت من است... و قائم منتظر از نسل اوست؛ آن كس كه زمين را از عدالت و داد پر مىكند، آن گونه كه از ستم و بيداد پر شده است.»
دادگرى امام به گونهاى گسترده و فراگير است كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله در سخنى فرمود: «يَمْلاَءُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا يَرْضى بِخِلافَتِهِ اَهْلُ الاَْرْضِ وَاَهْلُ السَّماءِ وَالطَّيْرُ فِى الْجَوِّ؛(11) [مهدى موعود [زمين را پر از عدل كند، چنان كه پر از ستم گشته است؛ [به گونهاى كه [ساكنان زمين و آسمان و پرندگان هوا از حكومتش خشنود گردند.»(12)
•چهره گل باغ و صحرا را گلستان مىكند مدعى گويد كه با يك گل نمىگردد بهار من گلى دارم كه عالم را گلستان مىكند
•ديدن مهدى هزاران درد درمان مىكند من گلى دارم كه عالم را گلستان مىكند من گلى دارم كه عالم را گلستان مىكند
4. بخشش گسترده:
از ديگر اقدامات حضرت مهدى عليهالسلام كه مورد توجه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله قرار گرفته، بخشش و اعطاء گسترده و وسيع آن حضرت است؛ چنان كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «اِنَّ فى اُمَّتى الْمَهْدِىَّ... فَيَجىءُ اِلَيْهِ رَجُلٌ فَيَقُولُ يا مَهْدِىُّ اَعْطِنى اَعْطِنى! قالَ فَيَحْثى لَهُ فى ثَوْبِهِ مَا اسْتَطاعَ اَنْ يَحْمِلَهُ؛(13) مهدى در امت من است... مردى نزد او مىآيد و مىگويد: اى مهدى! به من عطايى بفرما! مرا چيزى ببخش! پس آن حضرت به اندازهاى كه او بتواند بردارد و حمل كند، به دامن او مىريزد.»
شبيه همين روايت را ابو سعيد خدرى نيز از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نقل كرده است(14).
5. بازپسگيرى حقوق:
از ديگر اقدامات دوران ظهور آن حضرت، بازگرداندن حق به صاحبان حق است؛ چنان كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «يَبْلُغُ مِنْ رَدِّ الْمَهْدِىِّ الْمَظالِمَ حَتّى لَو كانَ تَحْتَ ضِرْسِ اِنْسانٍ شَىْءٌ اِنْتَزَعَهُ حَتّى يَرُدَّهُ؛(15) كار امام مهدى در باز پسگرفتن حقوق بدان جا رسد كه حتى اگر در بُنِ دندان انسانى چيزى باشد، آن را برمىگيرد تا به [صاحبش[ برگرداند.»
6. برخورد با كارگزاران:
از ديگر اقدامات آن حضرت پس از ظهور، برخورد با كارگزاران و سختگيرى نسبت به آنهاست؛ چنان كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «عَلامَةُ الْمَهْدِىِّ اَنْ يَكُونَ شَديدا عَلَى الْعُمّالِ جَوادا بِالْمالِ رَحيما بِالْمَساكينِ؛(16) از نشانههاى مهدى عليهالسلام ، سختگيرى بر كارگزاران، بخشندگى مال، و مهربانى با تهيدستان است.»
حسن ختام
اجراى عدالت از يك طرف، در اختيار قرارگرفتن گنجهاى زمين از طرف ديگر، بركت وجود و ظهور آن حضرت و ياران پاكش از طرف سوم، باعث وفور نعمتها و بارندگى در كره زمين مىشود. به چند نمونه از روايات در زمينه فوق اشاره مىكنيم:
يك. استخراج گنجها: پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: «يُخْرِجُ لَهُ الاَْرْضُ اَفْلاذَ كَبِدِها وَيَحْثُوا الْمالَ حَثْوا وَلا يَعُدُّهُ عَدّا؛(17) زمين جگرگوشهها و [گنجهاى] خود را براى آن حضرت ظاهر مىسازد و ثروت چنان فزونى مىيابد كه قابل شمارش نيست.»
در روايت ديگر، در وصف مهدى عليهالسلام فرمود: «اِنَّهُ يَسْتَخْرِجُ الْكُنُوزَ وَيُقَسِّمُ الْمالَ؛(18) به راستى او (مهدى عليهالسلام ) گنجها را استخراج مىكند و ثروتها را تقسيم مىنمايد.»
دو. بارندگى فراوان و محصولات زياد: حضرت ختمى مرتبت صلىاللهعليهوآله فرمود: «تَنْعُمُ اُمَّتى فى زَمَنِ الْمَهْدِىِّ نِعْمَةً لَمْ يَنْعُمُوا مِثْلَها قَطٌّ تُرْسَلُ السَّماءُ عَلَيْهِمْ مِدْرارا؛(19) امت من در دوران حضرت مهدى عليهالسلام از چنان نعمتى برخوردار مىشوند كه تا آن روز، مانندش را نديدهاند؛ آسمان برايشان بسيار مىبارد.»
و درباره وفور محصولات كشاورزى فرمود: «وَلا تَدَعُ الاَْرْضُ شَيْئا مِنَ النَّباتِ اِلاّ اَخْرَجَتْهُ؛(20) و زمين چيزى از گياهان خود را فروگذار نمىكند، جز آنكه آن را مىروياند.»
در آخر سخن را با اين شعر به پايان مىبريم:
•گاهگاهى به نگاهى دل ما را درياب اگر از دولت وصل تو مرا نيست نصيب به اميدى به سر كوى تو روى آورديم سنگها مىخورم از دست جنون دلِ خويش كاروان رفت و من از همسفران دورم دور راه باريك و بسى پرخطر و تاريك است تا دلم بار غم عشق به منزل فكند تا فغان دل غمديده ما را شنوى دردمند توام و از تو دوا مىطلبم گو به بيمار غم خود كه دوا را درياب(21)
•جان به لب آمده از درد خدا را درياب گاهگاهى به نگاهى دل ما را درياب شهريارا! به درِ خويش گدا را درياب من ديوانه انگشت نما را درياب منِ از قافله شوق جدا را درياب سببى ساز در اين مهلكه ما را درياب شهسوارا منِ افتاده ز پا را درياب نازنينا سحرى باد صبا را درياب گو به بيمار غم خود كه دوا را درياب(21) گو به بيمار غم خود كه دوا را درياب(21)
________________________________________
1. كافى، ج 1، ص 343، كتاب الغيبة، ص 164؛ رجال كشى (دانشگاه مشهد)، ص 192.
2. كمالالدين، ج 1، ص 155؛ الخرايج والجرايح، قطب راوندى، ج 2، ص 550.
3. كمالالدين، ج 1، ص 155، و ر. ك: كفاية الاثر، ص 266.
4. اثبات الهداة، شيخ حرّ عاملى، ج 7، ص 390.
5. كشف الغمة فى معرفة الائمة، الاربلى، دار الاضواء، ج 3، ص 260، ح 24.
6. فرائد السمطين جوينى، ج 2، ص 312.
7. الامالى، ابوجعفر صدوق، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ص 79، ح 9؛ روضة الواعظين، فتال نيشابورى، ص 102.
8. عيون اخبار الرضا، شيخ صدوق، (كتابفروشى طوس) ج 1، ص 262، ح 22؛ كافى، ج 1، ص 432، ح 91.
9. بحار الانوار، محمد باقر مجلسى، دار الكتب الاسلامية، ج 51، ص 73، ح 19.
10. كشف الغمة، ج 3، ص 328.
11. بحار الانوار، ج 51، ص 95.
12. مضمون روايات فوق «يَمْلاَءُ الاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطا...» را گروهى از اهل سنت، مانند: شيخ عبدالحق در «لمعات»، و صبّان در «اسعاف الراغبين»، و شبلنجى در «نور الابصار»، و ابن حجر در «صواعق»، و سيد احمد بن السيد زينى دحلان مفتى الشافعيه، در «الفتوحات الاسلامية»، وگنجى شافعى از طريق پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله متواتر و اجماعى مىدانند، و گروهى ديگر روايات فوق و امثال آن را صحيح السند و موثق مىدانند، مانند: ابن حجر شافعى، ابوالسرور احمد بن ضياء الحنفى، و محمد بن محمد المالكى و يحيى بن محمد الحنبلى و مسعود بن عمر التّفتازانى و شيخ محمد الجزرى الدمشقى الشافعى و عبدالرحمن ابن خلدون در مقدمهاش و... .
13. سنن ترمذى، دار الفكر، بيروت، 1408 ه ق، ج 4، ص 439، ح 2232.
14. منتخب الاثر، ص 311.
15. موسوعة احاديث الامام المهدى، كورانى، مؤسسة المعارف، قم، 1411 ق، ج1، ص221.
16. همان، ج 1، ص 246، ح 152.
17. بحار الانوار، ج 51، ص 68.
18. منتخب الاثر، لطفالله صافى، (قم، نشر كتاب، ص 472.
19. عصر الظهور، كورانى، ترجمه عباس جلالى، سازمان تبليغات اسلامى، قم، 1369، ص 325.
20. موسوعة احاديث المهدى، كورانى، مؤسسة المعارف الاسلاميّة، ج 1، ص 221.
21. شعر از محمد على مجاهد.