0

چاله پر آتش

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

چاله پر آتش

مرحوم فاضل در بندى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب اسرار از سيد اجل فاضل متقى و كامل صالح نقى سيد محمد على مولوى هندى دكنى كه از اجله احباب و اوثق اصحاب اوبوده و در اول عمر در شهر دكن و بعد در قريه حيدر آباد هند زندگى مى كرد نقل مى نمود: در قريه دكن كه از توابع حيدر آباد هند است در شب هفتم ماه محرم گودال بزرگى مدور حفر مى كنند كه عمق آن گودال تقريبا پنجاه متر مى شود سپس درختان بزرگى از اشجار تمر هندى كه استقامت در آتش و سوزندگى آن غير قابل وصف است از ريشه ميكنند و آنرا تكه تكه مى كنند و بآن گودال مى اندازند و آنرا در همانشب آتش مى زنند و از شب هفتم تا شب دهم آنرا مى سوزانند تا آنكه آنگودال مانند دريائى از آتش شعله ور و موج مى زند.
چون نصفهاى شب عاشورا نزديك مى شود اهل آن قريه از پير و جوان بزرگ و كوچك از منزلهاى خود بيرون مى آيند در چاهى كه در آن نزديكى است و بنام بيت العاشورا است غسل مى كنند و هر يك لنگى براى ستر عورت بر كمر مى بندند باپاى برهنه فرياد زنان و نوحه كنان شاه حسين شاه حسين گويان بسوى آن گودال روانه مى شوند و علمها و پرچمها را در جلوى آنها برده مى شود. تا آنكه كنار آن گودال مى رسند در كنار اين گودال افرادى ايستاده اند و با بادبزنهائى كه در دست دارند آتش را باد ميزنند كه خاكستر و غبار از روى آن برود و شعله هاى آتش سوزان ترگردد و حرارت آن طورى مى باشد كه ده متر به بالا پرنده را در هواى مقابل مى سوزاند و آتش ‍ آن چوبها هم در اصل طبيعت بطوريستكه اگر ذره اى از آن بر بدن انسان افتد تا استخوانش را مى سوزاند. شاه حسين گويان بر آن آتش وارد مى شوند اول بزرگ ايشان با نيزه بلندى كه در دست خود دارد، داخل گودال مى شود و سايرين شاه حسين شاه حسين گويان همگى بر روى آتش مانند روى زمين راه مى روند بدون آنكه پاهاى آنها در آتش فرو رود يا آنكه بربدن ياپاى آنها آتشى افتد و اين عادت هر سال در ميانشان جاريست و من بچشم خود كرارا ديده ام .(1)
من به قربون تو و محبت و وفات حسين

جان ناقابل من كاشكى بشه فدات حسين

آنقدر دوست دارم هيچوقت زِيادم نميرى

اشك حسرت ميريزم بياد لاله هات حسين

هر كى ميميره ازم يواش يواش يادم ميره

اما يادم نميره مصيبت و عزات حسين

وقتى عزرائيل بياد براى جان گرفتنم

باتمام قدرتم هى ميزنم صدات حسين

منكه يك عمرى برات به سينه و سر ميزنم

چى ميشه اگر بِدى منو زغم نجات حسين

-------------------------------------------
1-دارالسلام ، ص 536.
-----------------------------------
على مير خلف زاده

یک شنبه 17 دی 1391  12:36 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها