0

مراجع عظام

 
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

مراجع عظام

با عرض سلام خدمت دوستان عزيز در اينجا اخبار مراجع رو ميتونند دنبال كنند

پنج شنبه 7 دی 1391  11:35 PM
تشکرات از این پست
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

فضای کشور باید فضای اتحاد و همدلی باشد

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی بر ضرورت اتحاد و همدلی در کشور تأکید کرده و فرمودند: با وجود همه اختلاف سلیقه‌ها فضای کشور باید در اتحاد و همدلی باشد

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم،‌با اشاره به روایتی از امام هادی(علیه السلام) بر ضرورت پرهیز از خشم و غضب به زیردستان توصیه کرده و فرمودند: غضب به دیگران مورد سرزنش و ملامت است.
ایشان به تعریف غضب پرداخته و ابراز کردند: حقیقت غضب برافروختگی و هیجان نفس است به طوری که قوه عاقله تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد و انسان دست به اعمالی می زند که پشیمانی به دنبال دارد.
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی با بیان این‌که بسیاری از قتل‌ها و جرایم به سبب خشم و غضب به وجود می‌آید، اظهار کردند: این عمل قوه قضائیه که استفاده کنندگان از سلاح سرد و کسانی که در مردم خوف و وحشت به وجود می‌آورند را محارب اعلام کرد جای تشکر دارد.
ایشان در ادامه بر ضرورت اتحاد و همدلی در کشور تأکید کرده و فرمودند: با وجود همه اختلاف سلیقه‌ها فضای کشور باید در اتحاد و همدلی باشد.
معظم له با بیان این‌که حوزه علمیه باید سمبل وحدت باشد، اظهار داشتند: تلاش فراوانی برای ایجاد وحدت در حوزه علمیه انجام شده است مراقب باشید کسی ایجاد اختلاف نکند.
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی ادامه دادند: تشکل اساتید در حوزه از گذشته با ارتباط با جامعه مدرسین به کار خود مشغول است و با نوشتن اساسنامه، فکری جز حرکت در مسیر ارزش های حوزه علمیه، رهبری و مراجع تقلید را ندارد.
معظم له در ادامه با اشاره به گلایه‌ها و نامه های فراوان مردمی به دفاتر مراجع از گرانی در کشور، فرمودند: در کشور بن بست وجود ندارد و مسؤولان باید مشکلات را با مشورت حل کنند؛‌ آمار تورم 27 درصدی که عنوان شد ممکن است در حساب‌های برخی درست باشد اما آنچه در جامعه ملموس است بیش از آن است.
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی مایحتاج اصلی مردم را مواد غذایی، پوشاک، مسکن، وسائل اولیه زندگی و دارو ذکر کرده و فرمودند:‌ برخی از این مواد 50 درصد و برخی نیز 100 درصد افزایش قیمت یافته است.
ایشان با اشاره به گرانی مرسوله‌های پستی‌، ابراز کردند: قیمت هزینه مرسوله های خارج از کشور ده برابر شده است و باید برای این مسأله فکری کرد زیرا لازم است مرتبا کتاب های دینی به خارج کشور ارسال گردد.
معظم له در ادامه بر ضرورت حل مشکلات اقتصادی مردم تأکید کرده و ابراز داشتند: اگر ما انتظار داریم مردم در انتخابات شرکت کنند و ان شاءالله مشکلات انتخابات گذشته با تدبیر مسئولین و هشیاری مردم تکرار نشود باید مردم را راضی نگه داریم و حل مشکلات جامعه با فکر چند نفر نمی‌شود و باید برای آن همفکری کرد و مشورت گسترده با همه صاحب نظران لازم است. از خداوند می خواهیم مشکلات کشور اسلامی را به لطف و کرمش حل فرماید.

 

پنج شنبه 7 دی 1391  11:36 PM
تشکرات از این پست
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

آنهاکه قدرت تأمین امنیت خود را ندارند نمی‌توانند داعیه‌دار امنیت جهان باشند

کسانی که نمی توانند امنیت کشور خود را تأمین کنند چگونه داعیه امنیت جهان را در سر می‌پرورانند. سران آمریکا وقتی چنین اتفاقاتی در کشورشان پیش می‌آید، بیماری روانی را بهانه می‌کنند و با هماهنگی به رسانه‌ها بر این فجایع سرپوش می‌گذارند.

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم، با اشاره به روایتی از امام هادی(علیه السلام) بر ضرورت آینده نگری در زندگی بشری تأکید کرده و گفت: تفریط در کارها و عدم دوراندیشی موجب حسرت در آینده می‌شود.
ایشان با بیان این‌که آینده نگری در زندگی اجتماعی و سیاسی امری لازم است، از عملکرد کسانی که فقط امروز مردم را می‌بینند و برای آینده آنها برنامه ریزی نمی‌کنند، انتقاد کردند.
معظم له ادامه دادند: نباید برای رضایت مردم مصرف گرایی را ترویج کنیم و به گونه‌ای برنامه ریزی نشود که از نسل‌های آینده غفلت کنیم، در دنیای امروز نباید برای تأمین منافع خود صنایع را به قیمت آلودگی هوا پیش ببریم.
ایشان در ادامه با اشاره به کشتار وحشیانه اخیر دانش آموزان در آمریکا، به عوامل وقوع این حوادث پرداخته و اظهار کردند: یکی از عوامل وقوع چنین حوادثی فراوانی سلاح در آمریکا است و این امر سبب شده که چنین فجایعی در آمریکا فراوان اتفاق بیفتد.
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی با بیان این‌که امروز آمریکا کانون نا امنی در جهان است،  تصریح کردند: کسانی که نمی توانند امنیت کشور خود را تأمین کنند چگونه داعیه امنیت جهان را در سر می‌پرورانند.
معظم له بیان داشتند: سران آمریکا وقتی چنین اتفاقاتی در کشورشان پیش می‌آید، بیماری روانی را بهانه می‌کنند و با هماهنگی به رسانه‌ها بر این فجایع سرپوش می‌گذارند.
ایشان با بیان این‌که کارخانه‌های سلاح سازی آمریکا در دست ثروتمندان این کشور است، فرمودند: سران آمریکایی جان مردم را فدای منافع مادی کارخانه‌های اسلحه سازی خود می‌کنند و قانون گذاران آمریکایی چون با پول سرمایه‌داران سر کار آمده‌‌اند جرأت مقابله با آنها را ندارند.
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی فیلم‌های خشن هالیوودی را از دیگر عوامل کشتار در آمریکا عنوان کرده و ابراز داشتند: وقتی کودکان آدم کشی آسان را در فیلم‌های سینمایی مشاهده می کنند جای تعجب ندارد که دست به چنین رفتاری بزنند.
معظم له ضعف مبانی مذهبی و توجه به مادی گرایی را از دیگر عوامل خشونت در آمریکا ذکر کرده و فرمودند: توجه به مادیگرایی، مذهب را در این کشور تضعیف کرده؛ چرا این اتفاق‌ها در کشورهای مسلمان مشاهده نمی‌شود.
حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در پایان بیان داشتند: این حوادث درس عبرتی برای کشوری است که خود را قطب تمدن در دنیا می‌داند؛ آنها از درون پوسیده‌اند اما می‌خواهند دنیا را اداره کنند.

 

پنج شنبه 7 دی 1391  11:38 PM
تشکرات از این پست
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

حضرت آيت الله وحيد خراساني

سعی کنید حتما بعد از نماز صبح دعای عهد را بخوانید که آخر مفاتیح است. آن دعا توسل به ولیّ عصر است. امام زمان شماها را کمک می کند. هر روز هم ترک نکنید. روز یا شب یک قسمت قرآن را بخوانید. نصف جزء، یک جزء، هرچه بیشتر بهتر، آن را هم هدیه کنید به خود امام زمان. خواه ناخواه ممکن نیست دست شما را نگیرد. تقدیم به او بکنی آیا ممکن است او چشم از تو بردارد؟

پنج شنبه 7 دی 1391  11:47 PM
تشکرات از این پست
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

اصفهانی كمپانی، محمد حسین

از نخجوان تا نجف

دیار نخجوان و آذربایجان از دیرباز سرزمینی مسلمان نشین و عالم خیز بوده است و ما تاریخ قفقاز و نخجوان را بیشتر با شخصیتهای سرشناس و درخشان آن می شناسسیم . خاندان محقق غروی از آن خانواده های متدینی بودند كه نسل در نسل در آن ناحیه سكونت داشتند و همیشه میان مردم جایگاه ممتازی را دارا بودند. از اجداد و نیاكان محقق ، تنها نام نیكی در تاریخ مانده است كه به ترتیب و اجمال نام برده می شوند:
پدرش ((حاج محمد حسن )) كه تاجری درست كار و دیندار بود فرزند ((علی اكبر)) و نواده ((حاج محمد حاتم نخجوانی )) است .
(168)
پس از آنكه در سال 1243 ق . قرارداد تركمانچای با دستهای خیانت پیشه قاجاریان امضا شد و در نتیجه شوم آن ، بخشی از سرزمین پاك ایران (قفقاز و نخجوان و قسمتی از آذربایجان ) از پیكر پاك ایران عزیز جدا گشت ، مسلمانان آن سوی رود ارس دچار بلاهای بزرگ و درد و رنجهای سنگینی گشتند و در زیر فوج فاجعه ها و در حصار حادثه ها خرد شدند. گروهی مردند، گروهی ساختند و سوختند و گروهی دیگر هجرت را برگزیده ، از خانه و كاشانه چشم پوشیده ، تنها جان به سلامت بردند. حاج محمد اسماعیل نخجوانی (پدر بزرگ محقق غروی ) از این گروه اخیر بود كه به همراه خانواده اش به شهر قهرمان خیز تبریز كوچید.
اما در تبریز هم اوضاع را مساعد ندید و پس از چند صباحی به شهر اصفهان روی آورد. سالیانی را در آن شهر سپری ساخت تا آنجا كه خود و فرزندانش ‍ به (( اصفهانی )) شهرت یافتند. ولی دیری نپایید كه خاندان نخجوانی از اصفهان هم كوچ كردند تا بالاخره به شهر زیارتی و مذهبی كاظمین پناه بردند و همانجا را برای خود وطن اختیار كردند و در آنجا حاج محمد حسن اصفهانی (پدر غروی اصفهانی ) برای خود اسم و رسمی یافت .
حاج محمد حسن دیگر آن مرد غریب نبود كه روزی پس از روزگاری آوارگی روی به شهر كاظمین آورد. اكنون همه او را مردی محترم ، پر خیر و با كفایت می شناختند. بگذریم از اینكه او در میان مردم و تاجران سرشناس ‍ عراق به نیك مردی و كارسازی پرآوازه بود و در حوزه بزرگ آن روز نجف هم تاجری صاحب نام و آبرومند بود و همگان وی را با شهرت ((معین التجار)) گرامی می شمردند.
(169)


مولود كاظمین

اقبال خوش معین التجار، بیش از همه آنگاه به اوج رسید كه از لطف خدا، او صاحب پسری سالم و كامل گشت .
روز دوم محرم سال 1296 ق . آسمان كاظمین هم مانند دیگر شهرهای مسلمان نشین ، بوی كربلا و عطر عشق و عاشورا می داد. همزمانی این تولد مبارك با ماه حماسه های همیشه جاوید حسینی ، سبب شد كه كودك كاظمین و مولود محرم ((محمد حسین )) نامیده شود.


حدیث اشتیاق

حاج محمد حسن معین التجار تنها همان یك پسر را داشت و دلخوش بود كه وی می تواند پس از مرگش راه او را در جهان تجارت دنبال كند. اما پسرش محمد حسین در سر سودایی دیگر و فكری فراتر از فكر پدر داشت . جوان پر جنب و جوش كاظمین تنها آرزویش این بود كه پدرش اجازه دهد تا راه كمال طلبی و دانشجویی پیش گیرد.
محمد حسین هر گاه فرصت را مناسب می دید، آرزوی خود را با پدر در میان می نهاد و با اصرار از او می خواست كه رضایت دهد تا وارد حوزه معارف اسلامی شود. اما پدر كه پسری جز او نداش ، راضی به این كار نمی شد.
اما هر چه زمان پیشتر می رفت اشتیاق محمد حسین به تحصیل علوم اسلامی بیشتر می شد و پدر خود را بیشتر از پیش پیرتر احساس می كرد و با جدیت از پسر می خواست كه فن تجارت را یاد گیرد و فكر طلبه شدن را از سر بیرون كند. چیزی كه این مشكل را از سر راه جوان كمال جوی كاظمین برداشت تنها یك توسل به حضرت باب الحوائج امام موسی كاظم علیه السلام بود. او خود می گوید:
((آن روز هم مثل هر روز با پدرم در نماز جماعتی كه عصرها در صحن مطهر كاظمین برپا می شد شركت جسته بودم . نماز تمام شده بود اما صفوف نمازگزاران هنوز به هم نخورده بود. من در حالی كه زانوی غم در بغل گرفته بودم ، با فاصله اندكی پدرم را می پاییدم كه دیدم با یكی از تجار بغداد گرم صحبت است . همچنانكه نشسته بودم داشتم در آتش اشتیاق می سوختم . چشمم در گنبد زیبای امام كاظم علیه السلام بود كه ... عنان از كف هر صاحب دلی می ربود. در این حال از دلم گذشت كه ای باب الحوائج ، ای موسی بن جعفر، تو عبد صالح و از بندگان برگزیده خدایی و در پیش ‍ حضرت حق آبروداری ، تو را چه می شد اگر از خدا می خواستی دل پدرم را به من نزدیكتر می كرد تا با تصمیم من - كه چیزی جز تحصیل علم و كمال در مكتب شما نیست - راضی می شد... در همین اندیشه ها بودم كه دیدم پدرم صدایم می كند:
محمد حسین ! محمد حسین ، پسرم ! اگر هنوز هم آرزومندی كه به حوزه بروی تا دروس اسلامی بخوانی برو! از طرف من خاطرت جمع باشد، ناراحت نمی شوم ... اگر دلت می خواهد به نجف اشرف بروی برو!
(170)
از آن روز زندگانی محقق غروی آغازی دیگر داشت كه خشنودی پدر را نیز همراه داشت با خیالی آسوده راه نجف اشرف در پیش گرفت تا روح تشنه اش را از چشمه های جوشان علم و حكمت و عرفان علوی سیراب سازد.


استادان و سرچشمه های نور

كودك كاظمین هنوز در فصل بهاران زندگی بود. تازه در باغ خرم حیات ، نونهالی سرسبز بود كه توانست هنر ظریف خط و خوشنویسی را - آن هم در انواع گوناگون آن - یاد گیرد. از آنجا كه آن روزها هم چون روزگاران گذشته ، صنعت خط از هنرهای بدیع و چشمگیر بود، مهارت محمد حسین ، آن هم در دوران كودكی وی را در میان آشنایان زبانزد ساخت . پدر هم كه به استعداد درخشان فرزندش پی برده بود، با تمام توان وسایل تحصیل و ترقی او را در حوزه علمیه نجف فراهم ساخت تا این استعداد زلال و جوشان هر چه بهتر و بیشتر شكوفا گردد.
محمد حسین در دهه دوم زندگی (در سال 1314 یا1315 ق ) بود كه پا به حوزه بزرگ نجف نهاد و چیزی نگذشت كه مراحل كمال را در دروس ‍ مقدماتی یكی پس از دیگری پشت سر گذاشت و بزودی در حلقه درس ‍ بزرگترین اساتید حوزه آن روز شركت جست . استادان او در مرحله سطح و خارج ، به ترتیبی كه در تاریخ و كتابهای تراجم نوشته اند، عبارت بودند از:
1. شیخ حسن تویسركانی (متوفای 1320 ق .)
محمد حسین غروی ، پیش از همه ، پله های نخست ترقی و تعالی را به پیروی از او پیمود، درس تلاش و تقوا را از او یاد گرفت و بیست و چهار بهار از عمرش می گذشت كه استادش تویسركانی رحلت كرد.
2. آیة الله سید محمد طباطبایی فشاركی (1253 - 1316 ق .)
محقق غروی نتوانست بیش از دو سال از محضر پرفیض این استاد خلیق و بزرگوار بهره مند گردد. آیة الله فشاركی تا سال 1312 ق . در سامرا سكونت داشت .
3. حاج آقا رضا همدانی (1250 - 1322 ق .)
حضور در درس و بحث آیة الله همدانی كه بیشتر با اثر بزرگش كتاب ((مصباح الفقیه )) شناخته می شود، چندان طولی نكشید و محقق غروی بیست و ششمین سال از زندگانی را سپری می ساخت كه این استاد بزرگوارش هم به دیار باقی شتافت .
4. آیة الله آخوند خراسانی (1255 - 1329 ق .)
آقا محمد حسین جوانی بیست ساله بود كه به حوزه درس آخوند خراسانی راه یافت و تا آخر عمر آخوند، كه سیزده سال پس از آن به درازا كشید به طور مرتب در حلقه درس اصول آخوند شركت جست و در همین سالها بود كه بیشترین بخش از شرحش بر كفایة الاصول را نگاشت . او از شاگردان طراز اول آخوند بود و تا ایشان زنده بود به احترام او از تدریس مستقل و متشكل اجتناب می كرد و روزی كه آخوند در گذشت آقا محمد حسین مردی بزرگ سرشناس شده بود و در حالی كه تنها سی و سه سال از عمرش می گذشت پس از وفات آخوند در جای وی نشست و از مدرسان بنام و پرآوازه نجف گشت .
محقق غروی در نزد این چهار استاد بزرگوارش بیشتر علم فقه و اصول خواند. اما استادان وی در حكمت و فلسفه عبارتنداز:
5. حكیم محمد باقر اصطهباناتی شیرازی (متوفای 1326 ق .)
حكیم اصطهباناتی تنها تا سال 1319 ق . در نجف بود و آقا محمد حسین در حدود چهار یا پنج سال از محضر این استاد فرزانه ، استفاده كرده است .
(171)
6. شیخ احمد شیرازی (متوفای 1322 ق .)
با عنایت به تاریخ وفات وی می توان گفت كه محقق غروی بیشترین بهره را از این استاد حكیم می توانست ببرد ولی عجیب این است كه حتی بیشتر كسانی كه زندگانی علامه غروی را نوشته اند از این استاد نام نبرده اند!
(172)


روایت یاران

داستان دوستان حكایتی بس دلكش و آموزنده است و كارساز بودنش در شناخت شخصیتها چنان پر اهمیت است كه سعدی می گوید:


تو اول بگو با كیان زیستی
من آنگه بگویم كه تو كیستی

اما از یاران علامه غروی چیزی ننگاشته اند تنها از چند شخصیت یادی شده است كه نام می بریم :
1. بزرگ عارف معاصر آیة الله میرزا جواد آقا ملكی تبریزی .
2. میرزا علی اصغر ملكی تبریزی .
3. میرزا حبیب ملكی تبریزی .
میرزا علی اصغر و میرزا حبیب دو برادر و پسر عموهای میرزا جواد آقا ملكی تبریزی بودند.
آیة الله غروی با هر سه بزرگوار رفت و آمد داشت اما بیش از همه با میرزا علی اصغر ماءنوس بود
(173)... رفاقت و مصاحبت با عارف واصل میرزا جواد آقا ملكی هم از دیر باز برقرار بود. علامه غروی و میرزا جواد آقا هر دو از شاگردان حاج آقا رضا همدانی بودند و تا سال 1320 ق كه میرزا جواد آقا از نجف به ایران بازگشت با هم ماءنوس بودند. پس از آن نیز توسط نامه از حال همدیگر با خبر می شدند.(174)
4. فقیه اصولی میرزا محمد حسین نایینی (1277 - 1355 ق .)
میرزای نایینی و غروی اصفهانی ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند و در مواقع دشوار یاور و یاور یكدیگر بودند.
5. آیة الله سید احمد كربلایی تهرانی (م 1322 ق .)
مشایخ

بزرگان بسیاری برای علامه غروی اجازه نامه روایتی نوشته اند كه برای نمونه دانشمندان و اندیشوران زیر را می توان نام برد:
1. بزرگ محدث معاصر حاج میرزا حسین نوری طبرسی ، گردآورنده مجموعه روایتی شیعه ، مستدرك الوسائل
(175)
2. آیة الله سید حسن صدرالدین موسوی معروف به صدر كاظمی نویسنده كتاب تاءسیس الشیعه و...(176)
3. میرزا محمد باقر اصطهباناتی شیرازی
4. شیخ احمد شیرازی مشهور به ((شانه ساز))
5. شیخ الشریعه اصفهانی .
(177)

شاگردان

مكتب علامه غروی را چه در علم اصول و فقه و چه در حكمت و فلسفه باید از مكتبهای بسیار پربركت شیعه به حساب آورد. بر طبق تحقیقی حدود یكصد و پنجاه بزرگوار افتخار شاگردی در مكتب علامه غروی را داشته اند. عجیب اینكه در میان شاگردان ، از مرجع تقلید و فقیه و فیلسوف گرفته تا مفسر و محدث و متفكمر و نویسنده و عارف و واعظ و... را می توان دید كه همگی به نوعی به شاگردی غروی اصفهانی مباهات می كرده اند. اكنون ما تنها از بعضی از آنان نام می بریم ،(181)حضرات آیات :
سید محمد حجت كوه كمری (1310 - 1372 ق )،
سید حسین طباطبایی بروجردی (1292 - 1380 ق )،
سید محمد هادی میلانی (1313 - 1395 ق )،
سید ابوالقاسم خویی (1317 - 1413 ق )،
سید عبدالاعلی سبزواری 1328 - 1414 ق )،
سید محمد كاظم موسوی حسینی (1322 - 1405 ق )،
شیخ سلمان خاقانی (1331 - 1408 ق )،
شیخ محمد تقی بهجت فومنی رشتی (متولد 1332 ق )،
سید محمد باقر طباطبایی سلطانی بروجردی (متولد 1332 ق )،
شیخ ابوالفضل خوانساری (متولد 1334 ق )،
سید علی بهشتی بابلی (متولد 1324 ق )،
میرزا غلامحسین جعفری همدانی (1324 - 1416 ق )،
شیخ علی خوزانی اصفهانی معروف به ((آیة الله مشكات ))،
حاج شیخ علی محمد بروجردی (1315 - 1395 ق )،
شیخ عبداللطیف سمامی حائری (1330 - 1400 ق )،
شیخ ابوالحسن شیرازی ،
آقا میرزا كاظم دینوری تبریزی (1320 - 1416 ق )،
سید مهدی اشكوری نجفی (متولد 1336 ق )،
شیخ احمد اهری (1305 - 1388 ق )،
علامه سید محمد حسین طباطبایی (1321 - 1402 ق )
(182)
سید محمد حسن الهی طباطبایی(183)
علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی (1320 - 1390 ق )،
محمد علی اردوبادی (1312 - 1380 ق )،
شیخ محمد رضا مظفر (1322 - 1384 ق )،
شیخ محمد حسین مظفر (1312 - 1381 ق )،
میرزا شیخ نجم الدین جعفر عسكری (1313 - 1381 ق )،
سید عبدالحسین طیب (1312 - 1412 ق )،
سید محمد حسینی همدانی (1322 - 1417 ق )،
شیخ محمد حسین اعلمی (1320 - 1393 ق )،
سید میرزا محمود موسوی زنجانی (1309 - 1374 ق )،
سید امیر محمد كاظمی قزوینی (1335 - 1414 ق )،
شیخ محمد جواد یثری (1330 - 1415 ق )،
سید محمد تقی آل بحرالعلوم (1318 - 1393 ق )،
شیخ عبدالرحیم سامت قزوینی (متولد 1281 ش )،
شیخ محمود شریعت مهدوی (متولد 1335 ق )،
شیخ محمد رضا غراوی (1303 - 1385 ق )،
سید نورالدین میلانی حائری (متولد 1336 ق )،
سید صدرالدین شوشتری جزایری (1313 - 1385 ق )،
سید محمد شبر (متولد 1330 ق )،
محمد طاهر آل شیخ راضی (1322 - 1400 ق )،
شیخ كاتب طریحی (1303 - 1390 ق )،
محمد طه كرمی هویزی (1317 - 1388 ق )،
شیخ محمد امین زین العابدین بصری (متولد 1333 ق )،
شیخ عبدالمهدی مطر (1318 - پس از 1390 ق )،
حاج شیخ حسین انواری همدانی ، توسلی شیرازی ،
سید سجاد علوی گرگانی (1322 - 1407 ق )،
حاج سید علی مولانا تبریزی (1320 - 1392 ق )،
حاج شیخ نصرالله شبستری (متولد 1330 - ق ) و...
شاگردان برگزیده عرفان

حكیم غروی اصفهانی ، مدت زمان طولانی حوزه درس عرفانی خصوصی داشتند كه در خانه خود برگزار می كرد. بزرگمردانی كه در این حلقه حال و اشراق ، گرد هم می آمدند، عبارت بودند از:
1. علامه سید محمد حسین طباطبایی تبریزی
2. آیة الله سید محمد هادی میلانی
3. آیة الله سید ابوالقاسم خویی
4. آیة الله میرزا یوسف ایروانی
5. آیة الله امام زنجانی
6. آیة الله اعتماد رشتی
(184)
از دیدگاه دیده وران
در تجلیل و تمجید از مقام علمی و معنوی آیة الله غروی اصفهانی داستانهای گویا و سخنان رسایی از بزرگان و صاحبنظران نقل شده است كه همه حاكی از اخلاص و نبوغ فكری اوست . اینك برای نمونه به چند سخن توجه می كنیم : 1. آیة الله سید محمد هادی میلانی :
((شیعه در دویست سال اخیر، فردی به جامعیت مرحوم (غروی ) اصفهانی به خود ندیده است .))
(185)
پس از وفات میرزای نایینی اعلامیه ای به امضای مرحوم ملكی (میرزا جواد آقا ملكی تبریزی ) و حضرات آیات آقای میلانی و آقای خویی به این مضمون انتشار یافت كه :
((بعد از مرحوم شیخ انصاری در این اواخر نظیر آیة الله غروی اصفهانی در روحانیت تشیع پیدا نشده و در حوزه نجف اشرف نظیر ایشان نیست ...))
(186)
2. علامه سید محمد حسین طباطبایی :
((استاد بزرگ ، حكیم خداشناس و فقیه پارسا و دایرمدار آسمان پژوهش و تحقیق ، و سالك و مرزبان سرزمین دانش و تدقیق ، شیخ محمد حسین اصفهانی غروی است كه خدا مقام بلندش را بلندتر سازد.))
(187)
3. علامه ادیب محمد علی اردوبادی :
((... استاد بزرگ ما، یكه سوار هر میدان بود از هر نظر بی نظیر می نمود. و نسبت به هر فضیلت به او مانند نسبت دندانه های شانه به شانه است ... .
او در هر یك از دانشهای حكمت ، كلام ، فقه ، اصول ، تفسیر، حدیث ، شعر و ادب ، تاریخ ، معارف ، اخلاق و عرفان به طور مساوی وارد بود و در هر كدام از ملكات برتری بخش و روحیات كریمانه و كارهای نیكو و گسترده و فضیلتهای توصیف شده ، از جدیت شدید در عبادت و خطر كردن در زهد، و شب زنده داری گرفته تا سجده های طول و دراز و ریاضت و تهذیب و محاسبه نفس ، همه و همه برای او یكی و مساوی بود... و به هیچ وجه برای خدا، مشكل نیست كه جهان را در یك فرد جمع كند و حكمت نوری است كه خدا در دل هر كس كه سزاوار باشد می اندازد...))
(188)
4. استاد و محقق بزرگوار علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی .
((من در تاریخ تشیع ، فیلسوفی متعبدتر از آیة الله شیخ محمد حسین اصفهانی نمی شناسم . او عاشق دعا و عبادت و شیفته نماز و زیارت بود. به اهل بیت اطهار علیهم السلام ارادت ویژه ای داشت ...))
(189)
5. متفكر شهید استاد مرتضی مطهری :
((حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی ، در تقوا و علم منقولا و معقولا یگانه بود... و اندیشه اش هم اكنون جزو اندیشه های زنده ای است كه در میان علما و فضلای حوزه های درس فقه و اصول مطرح است ...))
(190)

فصل فراق و هجران

پنجم ماه ذیحجه سال 1361 ق . روز دوشنبه بود كه از فراز بارگاه قدس مولا علی علیه السلامخبر وفات بزرگ استاد نجف به گوش همگان رسید. این خبر چنان نابهنگام بود كه فضلا و دانشوران حوزوی را دچار تحیر غمبار كرد. بزرگ ادیب شیعی ، علامه اردوبادی ، سوگ سروده ای را كه در گرامیداشت استادش گفته بود ورد زبان همگان ساخت مردم بویژه شاگردان و یاران و نزدیكان استاد كه سخت از این فاجعه اندوهبار، آزرده و آشفته بودند بیتی از آن سوگواره دلسوز را به هم می خواندند و ناله می كردند. ادیب اردوبادی در آن بیت گفته بود:
حق ان تبكی من بعدالحسین آری تشییع پیكر نابغه نجف و خادم صادق امام حسین علیه السلام با نام و یاد حسین علیه السلام برگزار شد و در آستان قدس علوی ، زیر ایوان طلای مولا جنب مناره شمالی مقبره كوچكی در كنار مقبره علامه حلی به خاك سپرده شد.
(191)

عاكفان حرمت قبله اهل كرمند
واقف از نكته سربسته لوح و قلمند
خاكساران تو ماه فلك ملك حدوث
جان نثاران تو شاه ملكوت قدمند
((مفتقر)) دست تو و دامن آنان كه همه
خضر جانند و مسیحا نفس و روح دمند

 

یک شنبه 10 دی 1391  9:22 AM
تشکرات از این پست
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

صفایی حائری، شیخ علی

 

آیت الله علی صفایی در سال 1330 ه' . ش (1370 ق) در بیت علم و تقوا و در مهد دانش، در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود. پدرش حضرت آیت الله آقای حاج شیخ عباس صفایی حائری(قدس سره) از افاضل علمای زمان خود به شمار می رفت. پدر بزرگش مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج شیخ محمد علی صفایی حائری قمی(قدس سره)، از فحول علمای نجف و از شاگردان آیات عظام: آخوند ملا محمد كاظم خراسانی(ره)، صاحب كفایة الاصول؛ و آقا سید كاظم یزدی(ره)، صاحب عروه بود كه به دعوت مرحوم آیت الله حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم، از نجف به قم هجرت نمود و عهده دار تدریس و تربیت طلاب شد.

تحصیلات

آقای صفایی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، به فراگیری علوم اسلامی پرداخت.

وی ادبیات و بخشی از سطح را نزد مرحوم حاج شیخ نصرت میانجی و آیت الله جلیلی آموخت. شرح لمعه را نزد شهید محراب، مرحوم آیت الله مدنی و آیت الله میرزا ابوالفضل موسوی تبریزی و آیت الله موسوی اردبیلی، كتاب رسائل را نزد

صفحه 228

حضرت آیت الله آقای حاج سید مهدی روحانی و مكاسب و كفایه را نزد آیت الله ستوده(قدس سره)، آیت الله میرزا حسین نوری و آیت الله فاضل لنكرانی فرا گرفت.

مرحوم صفایی از استعدادی فوق العاده و هوشی سرشار برخوردار بود؛ به همین جهت در مدتی كوتاه توانست مدارج ترقی را پیموده، دروس سطح را با فراست و دقت پشت سر گذاشته و به درس خارج فقه و اصول راه پیدا كند. اساتید او در درس خارج فقه و اصول، حضرات آیات عظام آقایان: مرحوم محقق داماد(ره) و حاج آقا مرتضی حائری(ره) و مرحوم پدرش آیت الله حاج شیخ عباس صفایی حائری بودند.

عمده ترین استاد او در این مقطع، مرحوم پدرش بود. وی مراحل عالی فقه و اصول را با كنجكاوی و ذكاوت خاص خود در محضر پدر طی نمود، تا آن جا كه به حلقه مباحثات علمی ایشان راه پیدا كرد. شوق زاید الوصف او در فراگیری علوم و عشق و علاقه اش به راهی كه انتخاب كرده بود، از عواملی بودند كه لحظه ای او را آرام نگذاشتند و هیچ مانعی باعث نشد كه او از فراگیری دانش و معرفت غافل شود. او لیاقت خود را در درك عمیق و صحیح مبانی فقه و اصول به همگان نشان داد و به عنوان یكی از اساتید صاحب نام و طراز اوّل حوزه علمیه، درخشید و در عنفوان جوانی به مقام شامخ اجتهاد نایل آمد. مرحوم صفایی این راه را نه از روی احساس و غریزه و نه به عنوان یك شغل برگزیده بود، بلكه اندیشه ای عمیق و فكری بلند در این انتخاب، محرك او بود. روش و منش پدرش كه عالمی وارسته و عاشقی راه رفته بود، بزرگ ترین الگوی او بود.

ویژگی های اخلاقی

چهره بشاش او، نگاه با نفوذش، لبخند معنادارش و سخنان آرام بخش و دلنشین اش لحظه ای از یاد نمی رود.

صفحه 229

لحظه لحظه زندگی او درس بود و خاطره. خیلی كم اتفاق می افتاد كه او را با اخم و عصبانیت مشاهده كنی، مگر این كه امر مهمی او را به این كار وادار كرده باشد.

در سختی ها بسیار شكیبا و خویشتن دار بود و برای همه در این میدان بهترین اسوه و الگو بود. سیره عملی او چون دیگر ویژگی هایش این امر را ثابت كرده بود و همیشه همه را توصیه می كرد كه با پای صبر و شكر، فردِ پیروز میدان باشند.

پا به پای هر نو واردی كه گام به میدان معارف می گذاشت و به حوزه علمیه قم می آمد و از او كمك می طلبید، حركت می كرد و چونان هم مباحثه ای، ابتدایی ترین درس ها را با او مرور می كرد. در همان حال تجربه دیده ها را - كه سالیان دراز درس خارج را تجربه كرده، حرف ها را شنیده، قول ها را تتبع كرده و مبانی را شناخته بودند. - به نقد می كشید؛ آن گونه كه آدم فكر می كرد آموخته هایش را پیش او كسب كرده است؛ و زمانی كه با همه توان پس از مطالعه و تحقیق به جنگ او می رفتی تا با او پنجه نرم كنی، تازه درمی یافتی كه در آغاز راه هستی!!

در بین جمع، برخوردهایش به گونه ای بود كه به همه زوایای مجلس توجه داشت. محروم ترها در نزد او محبوب تر بودند و ناتوان ها در كنارش خود را تواناتر احساس می كردند. در دید و بازدیدها، رفت و آمدها و همنشینی ها، كمبودها و خلأها را شناسایی و به موقع به تكمیل آنها می پرداخت.

هیچ گاه اتفاق نیفتاد كه برای اذان صبح خواب باشد. یك ساعت به اذان صبح صدای پایش، وضویش، طنین آوای اذانش و بعد تلاوت نماز و قرآنش، گوش جان را نوازش می داد.

دعا خواندن و قرآن خواندنش مثال زدنی بود. مثل مرحوم پدرش در دعا و مضامین عالی آنها به دنبال سند و وثاقت راوی نبود؛ او می گفت:

«با شمیم جان می شود كلام معصوم را استشمام كرد.»

صفحه 230

وقتی مشغول راز و نیاز می شد، وجودش یكپارچه آتش گداخته بود.

در همه ساعات درب خانه ایشان به روی مراجعان باز بود. مثلاً می گفت:

«شبی در ساعت 2 - 3 تازه خوابم برده بود كه كسی در زد و گفت: به دلم افتاده كه برایم سوره قدر را تفسیر كنی.»

گاهی از اوقات به كسی احترام می گذاشت كه نه سرو وضع و حرف زدنش و نه فهمش این احترام را نمی طلبید ولی بعداً اگر دقت می كردی، می دیدی همان فرد به اندازه ای كه می فهمید بسیار خوب عمل می كرد و او را كه در جمع شاید هیچ حرمتی نداشت، بسیار بیشتر از فضلای جمع احترام می گذاشت.

یك خصوصیت ایشان متضرّع بودن دائمی ایشان بود. بزرگ ترین آدم ها در نظرشان كوچك بودند وقتی به حدود عمل نمی كردند و كوچك ترین آدم ها در چشمش بزرگ بود. سیره عملی و ساده زیستی او زبانزد خاص و عام بود، به گونه ای كه در بحران های مختلف و موقعیت های گوناگون از روش و منش خود عدول نكرد و در این راه ثابت قدم بود.

نَمی از دری

استاد صفایی از نادر افرادی بود كه دلی دریایی داشت و سینه ای صحرایی، تواضع را با صلابت و مهابت را با محبّت و رفاقت را با قاطعیت عجین كرده بود. عرفان و برهان، تار و پود جانش بود. خلق را برای خالق و خدمت را برای رشد دیگران می خواست، اشك و خشم را با هم داشت و خانه اش حجره جویندگان علم و تشنگان معرفت بود و غمخوار دردمندان و گره گشای مادی دیگران؛ هر كس مشكلی داشت، او را مشكل گشا می دانست و كثیر السفر بود. تشنگان علم و معنی را حتی در سفرها سیراب می نمود. از مصادیق «طبیب دوّار بطبه» بود، اهل ورزش و شنا بود. در سیر صحرا و دشت و

صفحه 231

طبیعت لذت عرفانی می برد و همه چیز را آینه آیه های حق می دید. عالم را جلوه دوست می دانست و خلق را محبوب خالق و لذا این شعر را به كرّات می خواند:

در جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

جداً جهان و خلق را جلوه خالق می دانست و حبّ مخلوق خدا را حبّ خدا می شمرد. در همنشینی و مصاحبت بسیار خوش محضر و متواضع بود. از تعیّن و تشخّص شدیداً پرهیز داشت. با سپیده صبح رفاقت طولانی داشت و صدای نرم اذان صبح و نماز و مناجات و قرائت قرآنش دل و جان را نوازش می بخشید.

به دعا عشق می ورزید و در راز و نیاز تمام وجودش عشق می شد. هر گاه دوستی را دلتنگ می یافت، او را ضیافت می كرد و امید و طراوت را به او هدیه می نمود.

در محضرش از خاطرات تلخ و شیرین خود و بزرگان و پدر مرحومش، به حاضرین در جلسه، درس و پند و نكته ها می آموخت.

ابری پر باران بود كه زمین جان تشنگان را به اقتضای ظرفیت، سیراب می كرد. نفس مؤثری داشت، هیچگاه نشد معاند و لجوج و متحیّر و منكری با او بنشیند و فریفته اش نشود. محضرش قلب های سنگ را نرم می كرد، سخنش چشم های خشك را تر می نمود و اشك ها را جاری. در جمع ها هر كس خیال می كرد كه او مقرب تر به استاد است، چرا كه استاد لحظه ها و نظرها را تقسیم جمع می نمود.

اهل مداهنه و سازشكار و ابن الوقت نبود، بنده وظیفه بود نه برده غریزه، كه فرق و فاصله بشر و انسان را گذشت از غریزه و رسیدن به وظیفه می دانست. زاهد و آزاد از غیر حق بود. وابستگی به نان و نام و عنوان و مقام و موقعیت نداشت. به قول خودش باید از آزادی هم آزاد شد تا به عبودیت رسید كه عبودیت را همان آزادی قانونمند و عابد را آزاد منضبط می دانست و آزاده را آزاد متعبد معرفی می كرد. كسی را عبد می دانست

صفحه 232

كه از غیر حق بریده و تسلیم قوانین حق بوده باشد. در نتیجه وابسته به غیر حق بودن و یا رهیده از غیر حق، ولی تسلیم حق نبودن را عبد و عبودیت نمی دانست. هیچگاه نشنیدم و ندیدم كه استاد كسی را خراب كند تا خود را جا بیندازد و غیبت كسی نمی كرد نه در زبان و نه در قلم.

آن وقت كه به سبب اتّهام واهی، به نوشته هایش بی اعتنایی كردند، خم به ابرو نیاورد و آنگاه كه توهین ها می شد و مصائب و حوادثی برایش اتفاق می افتاد، دلی دریا گونه داشت كه طعمه موج ها نمی شد. در نگاهش عمق بینی بود و در لبش تبسّم و تذكر و ذكر، زبانی شكر و قلبی صابر داشت. در شهادت محمّدش با متانت و حلم و صبر به جنگ غم و فراق فرزندش رفت و دیگران را امر به صبر می فرمود. در رفت و آمدهایش انگیزه تربیتی و هدایت و رشد داشت.

در حشر و نشر و معاشرت ها در صدد كشف گنجینه های روحی و استعدادهای مستعد بود تا بذر هدایت و عشق حق را در سرزمین جان ها بیفشاند و بنده ای را با مولایش آشتی دهد و آشنا كند. جدائی و هجرانش از كسی، نه به خاطر تخلیه عقده بود بلكه برای تنبّه طرف بود كه می گفت:

«برای قالب گیری و جا افتادن، گاهی فشار و ضربه هم نیاز است.»

در شاگردپروری قائل بود كه طلبه، گلی در گلدان است باید تا ریشه و تنه نرویانده با او همراهی كرد. لذا گاه می شد از ابتدای درس های حوزه تا سطح متوسط با شاگرد همراه بود. استاد از مصادیق «من یذكر لكم الله رؤیته» بود كه همنشینی با او عشق حق را در دل ایجاد می كرد و رغبت از دنیا را كم كرده و رغبت به آخرت را در دلها فزونی می بخشید. با مرید و مرادبازی و دفتر و بیت و تعیّن و تشخّص میانه خوبی نداشت. دوستان و هم نشینانش معمولاً پا برهنه ها و رانده شده ها و وامانده ها بودند. با

صفحه 233

سرمایه دارها و دنیاطلب ها خیلی خوش و بش نداشت، اهل مال افزونی و حریص به دنیا نبود بلكه تسلیم مولا و مخالف هوا بود، و بی تكلّف در سفر و حضر و مهمانی و...

استاد شجره ای بود كه گاه به سنگ زنان هم میوه تحویل می داد و مصداق «المؤمن كالنخیله» بود؛ درختی سایه افكن و پرثمر بود كه خستگان وادی تحیّر و شك و مسافرین كوی دوست، در سایه اش می آرامیدند و از میوه معنویت و علم و اندیشه اش ارتزاق می كردند.

استاد در تدریس نظر خاصی داشت كه باید شاگرد را راه انداخت نه اینكه در بغل گرفت و برد. باید معیارها و كلیدها را به او داد نه اینكه برایش درب ها را گشوده و او را غلطاند و قائل بود كه «جوشندگی بهتر از بخشندگی» است.

استاد، شانه و دوش خود را سكوی ارتقاء و بلند نگری دیگران قرار می داد و گاه غریبه های نو رسیده را كه هنوز به وسعتی دست نیافته اند، مقدم می داشت و لقمه خود را از گرسنگان مضایقه نداشت. و در گره گشائی، بیگانه ها را خودی می دید و «بدنه فی تعب و الناس منه فی راحة»

استاد از همه طیفی شاگرد گزینش می نمود و سن و شغل و تجرد و تأهل و... مانع عدم پذیرش شاگردش نمی شد. در خصوص زهد اسلامی می فرمود:

«دنیا با همه عظمت و جلوه و جلالش برای انسان عاشق كم است نه بد، كه باید از دنیا گرفت برای غیر دنیا «خذوا من ممرّكم لمقرّكم»؛ زهد اسلامی، گرفتن از بازار برای ایستگاه است نه رها كردن و از جامعه بریدن و صوفی گری راه انداختن.»

استاد اهل حزب، گروه، طیف و باندگرایی نبود؛ همیشه با جمع و در كنار جمع بود؛ نه فرد گرا و نه جمع گرا بود بلكه با جمع و در جمع و از جمع بود و مشاور، مصلح و مربّی جمع بود.

صفحه 234

خود را خادم خلق می دید و خلق را محبوب حق می دانست كه «حبّ مخلوقِ خدا حبّ خداست». استاد قائل بود كه بارهای به زمین مانده را باید برداشت. هیچگاه عمل دیگران را تخریب نمی كرد بلكه تكمیل می نمود و نظر استاد نسبت به امام(قدس سره) این بود كه: «ایشان به مقام امن رسیده» ان المتقین فی مقام امین. و نظرش به مشكلات انقلاب اسلامی این بود كه:

«توجیه، حماقت است و تضعیف، جنایت است و تكمیل، رسالت. وظیفه همگی ما تكمیل است نه تضعیف خوبیها و نه توجیه خرابی ها بلكه تكمیل رسالت ماست.»

یعنی تصحیح و اصلاحِ خلاف ها و خرابی ها و مخالف ها و تقویت و رشد نهال ها و رویش و زایش و افزایش و حراست نیروها كه می فرمود:

«خیلی از انقلاب ها به علت نداشتن نیروهای انقلابی در نطفه خفه شدند یا در راه به انحراف رفتند.»

استاد قلمی رسا و روان و عمیق و موجز داشت. عاشق ولایت بود و هر ماه زائر حضرت ثامن الحجج(ع) بود كه جانش را نیز در این سفر گذاشت.

حریص به هدایت خلق بود و مؤدّب به آداب اسلامی. عزیز بود و منیع الطبع و بلند همت و در جمع بود و غمخوار واماندگان.

عارفی بود اهل استدلال و عاشقی بود دل سوز. سخنش معمولاً با اشك چشمش تأیید می شد. اشكی روان و چشمی گریان داشت، آنگاه كه طوفان روحی حاصل می شد مجلس را دگرگون می كرد و استدلال را عجین با اشك می كرد و برهان او همیشه همراه عرفان بود.

كلامش عمیق و موجز بود، حاضر الجواب و موجزگو بود، قرآن و نهج البلاغه با جانش درآمیخته بود، اهل نقد و طرح و نظر بود، نوآور و نواندیش بود اما در چارچوب

صفحه 235

حجّت و برهان. دین را با لباس نو و در چارچوب قرآن و سنّت و عقل ارائه می داد، «حكومت ولایی» ایده اش بود و آزادی از آزادی ای را قائل بود كه پس از آزادی، انسان به عبودیت می رسد. او دشمن شناس بود كه «المؤمن ینظر بنور الله...» سال 56 چیزهایی را می دید و می گفت كه بعدها كشف گردید؛ آنگاه كه دیگران بر بزرگداشت استخوان پوسیده ملّی گراها می كوشیدند و دُرّ تملّق می سفتند، استاد توطئه آمریكائی نهضت آزادی و جبهه ملی را برملا ساخت و پنبه وابستگی ایشان را حلاّجی نمود.

تربیت شاگردان

در انتقال معارف كسب كرده خود هیچ بخلی به خرج نمی داد و آنچه را كه خود آموخته بود، در كمال اخلاص همواره به دیگران نیز می آموخت و از این رهگذر شاگردان زیادی را تربیت كرد. روش او در تربیت شاگردان، سنّت فراموش شده علمای سلف را زنده كرد، او با اقتدا به شیوه پر بار گذشته حوزه های علمیه، افرادی را تربیت كرد كه از ابتدایی ترین مراحل تحصیلی تا دروس ادبیات و سطح را به آنها آموخت و همگام با آنان و در كنارشان تا آن جا این روش را ادامه داد كه درس های خارج حوزه را با آنها به مباحثه نشست و نه تنها در كارهای علمی كه در همه امور زندگی در كنار آنها بود و به حل مشكلاتشان پرداخت.

وی این باور را به شاگردانش منتقل می كرد كه «1 - ما باید حق را انتخاب كنیم.2 - حق را باید برای حق خواست.3 - از راه حق هم باید حق را بخواهی. گاهی اوقات حق را می خواهی و برای حق هم می خواهی ولی تحمل راهش را نداری.»

استقم كما امرت را این جور معنا می كرد كه چرا از نظر لفظی «فیما امرت»نیست، یعنی در آنچه به تو امر شده استقامت كنی بلكه «كما امرت» است، یعنی آن جوری كه

صفحه 236

ما خواستیم باید استقامت كنی.

در حركتها و جهت گیری های عملی می گفت:

«حق را باید از راهش بخواهی، حتی حق خواستن تو نباید از راهی باشد كه طعمه باطل شوی و یا حقی را ضایع كنی.»

در اینجا هم به روایت امام موسی كاظم(ع) استناد می كردند: «كفی بك خیانة ان تكون امیناً یلخونه؛ برای خیانت تو همین بس كه مورد اعتماد و ستایش دشمن شوی.» اینجا نشان می دهد كه تو به جبهه باطل پیوسته ای باید مواظبت كنی و خودت را نجات دهی.

یكی دیگر از روش مندی های ایشان در مسائل تربیتی، این بود كه شیوه عملی و حركتهایی را انجام می داد كه منجر به هدایت دیگران می شد. از یك دانشجویی نقل می شد كه من اگر دو تا آدم ببینم، آدم می شوم. ایشان می گفت: به او بگویید تو نیامده ای كه آدم ببینی، تو آمده ای آدم شوی و همیشه می گفت: به این شعر مولوی می خندم كه می گوید:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

كز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود جسته ایم م

گفت آنكه یافت می نشود آنم آرزوست

می گفت: مرد حسابی! تو باید آدمها را بسازی نه اینكه پیدا كنی.

آیت الله حائری بر این باور بود كه كاری باید انجام داد كه دیگران انجام نداده اند. او همیشه كارهای بر زمین مانده را انجام می داد، خلأها را پر می كرد و به این حركت انقلابی كاملاً عشق می ورزید نه تنها در حد این حكومت بلكه می گفت: علما باید برای زمینه سازی حكومت حضرت مهدی(ع) كار كنند. معرفت دینی الزاماً حكومت دینی

صفحه 237

را می طلبد، نشاط این معرفت و گسترش این معرفت جامعه دینی و بالطبع حكومت دینی را خواهد داشت و طرح ائمه(ع) برای حكومت در زمان غیبت هم مشخص است.

در محضر آیت الله صفایی حائری با چنین نگرش و بینش ده ها شاگرد تربیت شده اند كه برخی از آنان به شهادت نائل آمدند و برخی دیگر در خدمت نظام مقدس اسلامی و حوزه های علمیه مشغول به كار هستند.

همگام با انقلاب

آیت الله صفایی حائری در حمایت از نظام مقدس اسلامی تا بدانجا پیش رفت كه در این راه فرزندش نیز به شهادت رسید. وی در نصیحت به فرزندش شهید محمد صفایی كه در حلبچه به شهادت رسید، می گوید: «اول شهید شو بعد به جبهه برو.»

آیت الله حائری در فرازی از نامه حكمت آموز خود به فرزند شهیدش می نویسد:

«پسرم! خدا را شكر باش كه رهبر امروز كشور تو(امام خمینی(ره)) از این انس برخوردار است و از این امن سرشار و این است كه برای مبارزه با همه اینهایی كه آتش می كارند ایستاده است و نه بر شرق و نه بر غرب نه بر جهان سوم و حتی نه بر ملیت ایرانی كه بر ایمان مردم و آن هم نه ایمان غرور كه بر ایمان به خدای واحد قهار متكی است.»

آیت الله حائری درباره امام راحل(ره) تعبیری داشت و می فرمودند:

«ایشان امام حادثه هاست، حادثه ایشان را نمی شكند بلكه از حادثه ها بهره می گیرند. بعضی در حادثه ها كنار می كشند.»

آیت الله صفایی حائری از قبل از انقلاب ارتباط تنگاتنگی با نیروهای انقلابی و

صفحه 238

پیروان امام داشت. شهید محسن حق بین - از شاگردان وی - نقل می كند:

«سال 56 اوایل شروع انقلاب كه «كامكار» در قم حكومت می كرد و همه بچه مذهبی ها از او می ترسیدند، آیت الله صفایی حائری گفت: محسن! این كامكار وقتی راه می ره، من ناراحتم چرا باید او راه بره؟ گفتم: یعنی چه؟ او گفت: نباید وقتی تو هستی، كامكار راه بره. گفتم: امكان نداره! گفت: چاقو كه داری.»

همین اشارات باعث شد كه شهید حق بین به دنبال این قضیه برود. آیت الله صفایی حائری در مقابل جریان های التقاطی چون نهضت آزادی و جبهه ملی ایستادگی كرد. در شروع پیروزی انقلاب به بچه هایی كه در طول انقلاب زحمت زیادی كشیده بودند و پس از پیروزی انقلاب احساس آرامش می كردند، می گفت: «تازه كار شروع شده است.» و شعار ایشان این بود:

«بردن باطل، یك ضرورت و آوردن حق، رسالتی بزرگ و بسیار مشكل است.»

آیت الله صفایی حائری در سال 59 طرح حمایت ازنظام را مطرح می كردند و در مقابل دوستانی كه اعتراض می كردند این چه حكومت اسلامی است كه در یك سو بازرگانی است كه ملی گراست و دیگران به صورت دیگر؟! ایشان می فرمودند: وقتی اهداف مقدس است، باید كمك كرد.» و این عبارت قصار معروف ایشان است كه:

«تضعیف خیانت است، توجیه حماقت است و تكمیل رسالت. با كمبودها باید ساخت. اگر نیرو نیست، تربیت كن؛ اصلاً خود تو نیروی خوبی باش...»(1)

صفحه 239

آثار و تألیفات

آیت الله صفایی در اوج خفقان نظام ستم شاهی و در آستانه به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، همزمان و در كنار تدریس كتاب های درس حوزه، با نثر شیوا و قلم رسای خود آثار ارزشمندی را در زمینه های علوم اسلامی پدید آورد. اوّلین ویژگی آثار آیت الله صفایی، كلیدی بودن آنهاست. او در هر زمینه ای كه دست به تألیف زده، سعی كرده است روش های مؤثر در شناخت موضوع و راه های پیشبرد اهداف و آثار آن را فرا راه پویندگان آن علم قرار دهد. از دیگر ویژگی های آثار آن فقید سعید، مبارزه با التقاط، مادیگری، مرز بندی و جداسازی پاسخ به شبهات و اشكالاتی است كه از سوی منحرفان و مخالفان مطرح شده و او با ذهن كنجكاو و فراست خاص خود، با پاسخ های صحیح علمی و قانع كننده به رفع و دفع آنها پرداخته است. تنوع آثار به جا مانده از مرحوم صفایی، نمایانگر وسعت اطلاعات و احاطه او در حوزه های مختلف علوم است. ذیلاً به معرفی مهم ترین آثار چاپ شده استاد صفایی می پردازیم:

الف / روش تربیتی اسلام

آنچه در سیره علمی و عملی مرحوم صفایی كاملاً مشهود و شاخص بود، نگاه و توجه او به مسائل تربیتی و ثمرات عملی آن بود. او نقطه آغاز سازندگی افراد را با برخوردهای سازنده تربیتی می دانست و مسائل تربیتی را مقدم بر سایر مباحث می شناخت و خود به عنوان یك مربی كه رسالتی را بر دوش دارد، این روش را در همه ابعاد زندگی اش به كار می بست و بدان توجه داشت.

او به آنچه معتقد بود و می گفت، عیناً در برخوردها و رفت و آمدهایش عمل می كرد و آنها را به كار می بست. بر همین اساس دیدگاه خود را درباره آثارش در نوشته ای چاپ نشده این گونه بیان كرده است:

صفحه 240

«... من در نوشته هایم بر اساس همان طرح كلی كه در ذهن داشتم و نظام تربیتی را مقدم بر نظام های فكری، عرفانی، اخلاقی، حكومتی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، قضایی و جزایی می دانستم، از «مسئولیت و سازندگی» آغاز كردم و به خاطر این كه نوشته ها در قضاوت، مستقل مطرح شوند و پیش داوری ها و بدبینی ها و خوش بینی ها نسبت به نویسنده و نوشته ها اثر نگذارد، آن را با اسم «عین - صاد» یعنی چشم جلوگیر كه مخفّفی از علی صفایی هم بود، منتشر كردم و سپس «دیدار»ها، «روش»ها و «تطهیر»ها و در ضمن شعرها كه خلاصه ای از وضع فكری و اعتقادی و آرمانی من هم بودند و یا نوشته هایی از تاریخ و ولایت مثل «غدیر» و «عاشورا» و یا نوشته ها و بحث های مقطعی مثل «بررسی» منتشر شده اند.»

مهم ترین آثار او در زمینه مسائل و روش تربیتی اسلام به شرح زیر است:

1 - انسان در دو فصل (اشاره به دو دوران قبل از بلوغ و بعد از بلوغ)، انتشارات هجرت

این كتاب حاصل یك سخنرانی استاد در تالار وحدت است كه در سال 1361 ایراد شده و سپس به وسیله آن مرحوم به نگارش در آمده و در سال 1365 انتشار یافته است. كتاب در دو فصل شكل گرفته كه فصل اوّل آن شامل مباحثی چون: محیطهای تربیتی، شكل های تربیتی، عوامل تربیتی و وسایل تربیت و فصل دوم شامل: انسان در چهار حوزه معرفت، احساس، عمل و علوم است.

2 - مسئولیت و سازندگی / در دو جلد، انتشارات هجرت.

همان گونه كه استاد خود اشاره كرده، كتاب مسئولیت و سازندگی از نخستین آثار

صفحه 241

چاپ شده اوست كه در بردارنده مهم ترین مسائل و روش های تربیتی است و بارها چاپ شده است. هم كنون این اثر همراه با كتاب انسان در دو فصل با حروفچینی و ویرایش جدید و در یك جلد به چاپ رسیده است.

ب / روش تدریس

یكی از مهم ترین مسائلی كه همیشه در حوزه های علمیه مورد بحث بوده - گذشته از منابع و مصادر و متون درسی - مسئله استاد و روش تدریس اوست. با پیروزی انقلاب اسلامی و رشد چشمگیر علاقه مندان به فراگیری علوم اسلامی، این توجه بیشتر شد، تا آن جا كه در حوزه های علمیه تحولاتی را به وجود آورد. مرحوم صفایی از همان آغاز با توجه به تجربیاتی كه در این زمینه داشت، خود اقدام به تألیف آثاری در این زمینه كرد كه متأسفانه تنها دو جلد از آنها به چاپ رسید و برخی از آنها به صورت دست نویس باقی مانده كه امیدواریم در آینده چاپ و در اختیار دانش پژوهان قرار گیرد. اما آنچه چاپ شده، به شرح زیر است:

3 - استاد و درس و روش تدریس / انتشارات هجرت.

این كتاب شامل دو بخش است:

الف: مسائل كلی آموزش و روش تدریس؛ كه بیشتر به بیان ویژگی های استاد و نحوه اثر گذاری او در شاگردان پرداخته است.

ب: صرف و نحو؛ شامل مباحث مقدماتی علم ادبیات و آنچه لازم است یك طلبه علوم دینی از صرف و نحو فراگیرد.

4 - استاد و درس، ادبیات، هنر و نقد / انتشارات هجرت.

در این كتاب استاد مباحث فصاحت، بلاغت، بدیع، معانی و آنچه را كه در حوزه هنر ادبی مطرح است، بیان كرده است.

صفحه 242

ج / تفسیر و علوم قرآن

در این زمینه تحت عنوان های: روش برداشت از قرآن، دیداری تازه با قرآن و تطهیر با جاری قرآن سلسله كتاب هایی از آن مرحوم به چاپ رسیده است. استاد در این آثار برای اوّلین بار در سال های 56 و 57 روشی نوین را در برخورد با قرآن و فهم آن مطرح و پایه گذاری نمود كه ثمراتی پربار را به همراه داشت و الگویی شد تا دیگران هم با استفاده از آن، به خلق آثاری دست بزنند. اگر چه قله ای را كه او فتح كرد، دیگران هرگز به اوج آن نرسیدند.

در این سلسله نوشته ها او تلاش می كند روشی را به دست دهد تا خواننده پا به پای او به فهم درستی از قرآن دست یابد، نه این كه تنها معلوماتی را در حافظه خود گردآوری كند. او هیچ گاه نمی خواست آنچه را خود تنها می داند، در نوشته هایش به اطلاع دیگران برساند تا محفوظات آنها، افزایش یابد، بلكه می خواست تا دیگران نیز چون او، خود به بینشی قرآنی برسند، و همیشه می گفت:

«قرآن وسیله كار است، راه است و نه هدف.»

او قرآن را چون پلی می دانست كه باید به وسیله آن عبور كرد. و می گفت:

«پل باید ما را برساند نه این كه مشغول كند.»(2)

و معتقد بود:

«ما به جای این كه با نور قرآن نگاه كنیم، به آن نگاه می كنیم و به جای رفتن با آن، در خود آن مانده ایم».

«قرآن همچون پلی بود كه ما را می رساند و كنون همچون موضوعی شده كه به تحقیق علمی در آن قانع شده ایم.»(3)

با این بینش در زمینه استفاده از این چشمه فیاض، آثار ذیل از آن مرحوم چاپ شده است:

صفحه 243

5 - روش برداشت از قرآن / انتشارات هجرت.

(شامل: مقدمه ای در ارتباط با فهم قرآن و برداشت صحیح از مفاهیم آیات آن، و بیان ترجمه، تفسیر، ظهر، بطن، تأویل، تنزیل، روح، نور و در نهایت ارائه راه با تفسیرسوره قیامت، سوره ص و سوره صافات).

6 - رشد (دیداری با سوره والعصر) / انتشارات هجرت.

7 - صراط (دیداری با سوره حمد) / انتشارات هجرت.

8 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (1) تفسیر سوره های فلق و ناس / انتشارات هجرت.

9 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (2) تفسیر سوره توحید / انتشارات هجرت.

10 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (3) تفسیر سوره تبت / انتشارات هجرت.

11 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (4) تفسیر سوره نصر / انتشارات هجرت.

12 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (5) تفسیر سوره كافرون / انتشارات هجرت.

13 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (6) تفسیر سوره كوثر / انتشارات هجرت.

14 - تطهیر با جاری قرآن، جلد (7) تفسیر سوره های همزه، فیل، قریش و ماعون / انتشارات هجرت.

د / روش نقد مكتب ه

در مورد نقد و ارزیابی مكتب های فكری - جدا از آثار چاپ نشده - پنج جلد كتاب از استاد منتشر شده است.عمده این آثار با توجه به شرایط زمانی مربوط به سال های 57 و 58 و اوج تضاد فكری و خودنمایی بحث های عقیدتی صاحبان مكاتب مختلف بود كه با درك ضرورت پاسخگویی علمی به آنها، مرحوم صفایی به نگارش این آثار پرداخت. مهم ترین ویژگی این آثار، روشمند بودن آنهاست كه استاد در ضمن آنها با

صفحه 244

ارائه نمونه ها و نحوه برخورد با طرز تفكر دیگران و ارزیابی و نقد آنها، روشی را ارائه می دهد كه می تواند راهگشا و الگویی مناسب باشد. این آثار با نام های ذیل بارها چاپ و به بازار عرضه شده است:

15 - روش نقد، جلد (1) نقد هدف ها و مكتب ها / انتشارات هجرت.

16 - روش نقد، جلد (2) نقد مكتب ها، آرمان آزادی / انتشارات هجرت.

17 - روش نقد، جلد (3) نقد مكتب ها، آرمان آگاهی و عرفان / انتشارات هجرت.

18 - روش نقد، جلد (4) نقد مكتب ها، آرمان تكامل، ماركسیسم / انتشارات هجرت.

19 - روش نقد، جلد (5) نقد مكتب ها، آرمان تكامل، اگزیستانسیالیزم / انتشارات هجرت.

ه' / بررسی های اسلامی

در فرصت ها و مناسبت های مختلف و براساس نیاز و ضرورت هایی كه احساس می شده، مرحوم صفایی در زمینه برخی مسائل تاریخی، اخلاقی و عقیدتی آثاری به شرح زیر نگاشته است كه بارها چاپ شده:

20 - فقر (مباحثی در زمینه اقتصاد اسلامی) / انتشارات هجرت.

21 - انفاق (نگاهی به بحث انفاق و اثرات سازنده آن) / انتشارات هجرت.

22 - غدیر (بحثی فشرده در زمینه مسأله ولایت و رهبری) / انتشارات هجرت.

23 - ای قامت بلند امامت (تحلیلی كوتاه از مسأله انتظار در زمان غیبت) / انتشارات هجرت.

24 - عاشورا (نگاهی به مسأله قیام امام حسین(ع)) / انتشارات هجرت.

25 - بشنوازنی (بحثی در مورد دعا، زیارت و شرحی بر دعای ابوحمزه ثمالی) /

صفحه 245

انتشارات هجرت.

26 - بررسی (مباحث این كتاب عمدتاً به نقد مكتب ماركسیسم می پردازد و ضمن بیان مسائلی درباره تاریخ، طبیعت، آزادی، زن، حجاب و مالكیت اسلامی، پاسخ های لازم را در مورد این زمینه ها بیان می كند.) / انتشارات هجرت.

و / درس هایی از انقلاب

پاسخ مجموعه سوالاتی كه از طرف دانشجویان و انجمن های اسلامی دانشجویان در آغاز انقلاب مطرح شده، حاصل آن به صورت كتاب هایی تحت عنوان درس هایی از انقلاب به قلم مرحوم صفایی نوشته و چاپ شده كه به شرح زیر است:

27 - دفتر اول: تعریف انقلاب اسلامی و آرمان انقلاب / انتشارات هجرت

28 - دفتر دوم: بینات / انتشارات هجرت.

29 - دفتر سوم: بینش و آگاهی / انتشارات هجرت.

30 - دفتر چهارم: مسئله انتظار / انتشارات هجرت.

31 - دفتر پنجم: میزان / انتشارات هجرت.

32 - دفتر ششم: ولایت فقیه / انتشارات هجرت.

33 - دفتر هفتم: عمل در ارتباط با معرفت و محبت / انتشارات هجرت.

34 - دفتر هشتم: مفهوم تقیّه / انتشارات هجرت.

35: دفتر نهم: ضرورت تقیّه / انتشارات هجرت.

36: دفتر دهم: موارد تقیّه و احكام تقیّه / انتشارات هجرت.

37 - دفتر یازدهم: ائمه و تقیّه / انتشارات هجرت.

38 - دفتر دوازدهم: قیام / انتشارات هجرت.

صفحه 246

ز / ادبیات و شعر

مرحوم صفایی از قریحه ای سرشار برخوردار بود. او به شعر جدید و قدیم علاقه داشت و خود در این زمینه به خلق آثاری پرداخت كه به قول خودش بیشتر آنها سیر

روحی و آرمان هایش را بیان می كنند. عمده آنها به شرح زیر است:

39 - فریاد (شعری بلند در زمینه توحید و خداشناسی) / انتشارات هجرت.

40 - آرامش (مجموعه شعر) / انتشارات هجرت.

41 - تابوت (مجموعه شعر) / انتشارات هجرت.

42 - پیروز (مجموعه شعر) / انتشارات هجرت.

43 - وداع (مجموعه شعر) / انتشارات هجرت.

44 - شعرهای شهادت (مجموعه شعر) / انتشارات هجرت.

ح / مسائل متفرقه

45 - پاسخ به پیام نهضت آزادی / انتشارات هجرت.

(این اثر پاسخی است از مرحوم استاد به نامه نهضت آزادی كه در سال 1365 انتشار یافته است.) اصل نامه از طرف نهضت آزادی در محكومیت جنگ ایران و عراق برای مرحوم امام(قدس سره) نوشته شده است كه استاد به آن پاسخ داده است.

46 - ذهنیّت و زاویه دید (این اثر به نقد ادبیات داستانی معاصر می پردازد و در آن مجموعاً 11 اثر از نویسندگانی چون: حسن عابدینی، سیمین دانشور، محمود دولت آبادی، رضا براهنی، اسماعیل فصیح، شهرنوش پارسی پور، تقی مدرسی و گابریل گارسیاماركز مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. این كتاب از طرف انتشارات كوبه در تهران با نام علی حائری در سال 1369 و در تیراژ 5500 نسخه انتشار یافته است.)

صفحه 247

47 - از زلال ولایت (بررسی چهل حدیث از سخنان امام حسین(ع)) چاپ انتشارات مسجد جمكران قم.

48 - تعدادی از نامه ها و طرح ها و نوشته های پركنده در موضوعات مختلف كه همگی در حال جمع آوری است.

ط / آثار خطی و چاپ نشده

از مرحوم صفایی در زمینه های مختلف آثاری بر جای مانده است كه برخی از آنها به صورت دست نویس باقی مانده و هنوز چاپ نشده است و برخی دیگر به صورت نوار كاست یا ویدیویی است كه در مناسبت های مختلف مثل ماه های محرم (دهه عاشورا) و رمضان (شب های قدر) در موضوعاتی خاص و سلسله وار مطرح و نگهداری شده است. آنچه از آثار فوق تا این تاریخ (24 / 7 / 78) جمع آوری شده، به شرح زیر است:

1 - از معرفت دینی تا جامعه و حكومت دینی (در دست چاپ).

2 - طرحی در زمینه روحانیت، مسائل حوزه و تبلیغ.

3 - طرحی در زمینه مسائل فقه.

4 - تقریرات درس فقه.

5 - تقریرات درس اصول.

6 - تفسیر سوره های بقره، انعام، آل عمران، لقمان، مدثرو علق (دنباله مباحث تطهیر با جاری قرآن كه آماده چاپ است.)

7 - پنج نامه بلند به فرزندانش قبل از بلوغ.

8 - نوشته ای در 46 صفحه دست نویس كه قبل از رفتن به جبهه در سال 1365 نوشته و طرح های كلی و آراء و عقاید خود را در آن بیان داشته است.

9 - وصیت نامه او.

صفحه 248

10 - نزدیك به 300 نواركاست و ویدیویی از سخنرانی های مختلف او درباره مباحث كلامی، اخلاقی، تاریخی، تفسیر و فقه.

رحلت

سرانجام این مشعل فروزان در سحرگاه روز سه شنبه بیست و دوم تیر ماه 1378 در حالی كه طبق عادت همیشگی با تنی چند از دوستان و شاگردان خود عازم زیارت مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه(ع) بود، در سانحه تصادف جان به جان آفرین تسلیم كرد.

پیكر آن فقید سعید به قم منتقل شد و روز پنجشنبه بیست و چهارم تیرماه پس از اقامه نماز توسط حضرت آیت الله آقای حاج سید مهدی روحانی، در میان موجی از غم و اندوه و بر روی دوش دوستان و شاگردانش با حضور جمعی از علما، فضلا، اساتید حوزه علمیه و اقشار مردم قم از حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) تا گلزار شهدای قم با شكوه تمام تشییع و در جوار قبر فرزند شهیدش محمد صفایی به خك سپرده شد. رضوان و رحمت حق بر او گوارا باد.

پی نوشت ها:

1 - رك: دو هفته نامه صبح، دهم آذرماه 1378، ص 12 - 15 .

2 - تطهیر با جاری قرآن، ج 1، ص 13 .

3 - همان، ص 5 .

 

یک شنبه 10 دی 1391  9:24 AM
تشکرات از این پست
mahdi5265
mahdi5265
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 128
محل سکونت : خراسان رضوی

تبلیغ دین در عصر کنونی جهاد اکبر است

باید به تبلیغ دین اهمیت داد و دعا می کنیم داعیان الی الله روز به روز قوت و قدرت بیشتری گیرند و تاثیرگذاری سخنان شان بیشتر و بر عظمت و شکوه اسلام و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) افزوده شود

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، با تسلیت ایام اربعین حسینی، توصیه هایی به مبلغان ارائه کرده و حضور مبلغان در شهرهای مختلف کشور به مناسبت های متعدد تبلیغی را از برکات حوزه های علمیه دانستند.
ایشان با اشاره به آیه 33 سوره فصلت، خاطرنشان کردند: این آیه شریفه بهترین مبلغان و داعیان الی الله را کسانی می داند که سه مساله را رعایت کنند، نخست دعوت شان به سوی خدا باشد و مردم را به خدا نزدیک کنند، دوم عمل صالح انجام دهند و رفتارشان مؤید اقوال شان باشد، سومین اصل این است که مبلغان الهی در برابر حق تسلیم باشند و آن را به رسمیت بشناسند.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی تصریح کردند: برخی در شان نزول آیه گفته اند که این آیه مربوط به بلال حبشی است؛ البته ایشان می تواند یک مصداق باشد که در آن فضا کار تبلیغی خود را انجام داد و صدای الله اکبر و اشهد ان لا اله الا الله را در فضای شرک آلود بیان کرد، اما مصداق آن تمام انبیا، اولیا و خطبا و علما را شامل می شود.
ایشان تاکید کردند: در آیه 34 سوره فصلت متممی برای این آیه ذکر شده است که مبلغان راه خدا در مقابل خشونت های بعضی از افراد عکس العمل خشن نشان ندهید، بدی ها را به نیکی پاسخ دهید و افراد را از این طریق به سوی خدا دعوت کنید.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با بیان این که در زمان ما شرایط عوض شده و مسائل سیاسی به تبلیغات دشمنان آمیخته شده است، یادآورشدند: امروزه تمام سیاست مداران کشورهای استکباری مبلغان ضد اسلام و شیعه شده اند، در قدیم این حرف ها نبود.
هجمه دشمنان سبب یاس ما نشود
معظم له با تاکید بر این که امروزه هجمه علیه دین اسلام و به ویژه مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بسیار زیاد شده است، فرمودند: دشمنان و بدخواهان دین گاهی با ساخت فیلم ها، گاهی با انواع جسارت ها و توهین ها و گاهی با شبهه افکنی و برخی اوقات نیز با فحاشی در فضای مجازی و سایت ها به مقدسات اهانت و علیه دین و مکتب ما فعالیت می کنند.
ایشان با اشاره به این نکته که امروز هزاران سایت بر ضد اسلام و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) فعالیت می کنند و البته این هجمه نباید سبب یاس ما شود، خاطرنشان کردند: با وجود تبلیغات همه جانبه دشمنان و بدخواهان، اسلام و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در اروپا و آمریکا در حال پیشرفت است و هر ساله شمار زیادی به دین اسلام می گروند.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با بیان این که نباید در برابر این هجمه ها حالت انفعالی به خود بگیریم، خطاب به مبلغان اظهار داشتند: باید شبهات را بدانیم، به آنها جواب دهیم، احکام اسلامی را تبیین کنیم.
ایشان با اشاره به این که تبلیغ در این زمان جهاد اکبر است، خاطرنشان کردند: باید به تبلیغ دین اهمیت داد و دعا می کنیم داعیان الی الله روز به روز قوت و قدرت بیشتری گیرند و تاثیرگذاری سخنان شان بیشتر و بر عظمت و شکوه اسلام و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) افزوده شود.
معظم له خاطرنشان کردند: با وجود اقداماتی که علیه شیعه انجام می دهند و با اقدامات تروریستی آنها را به شهادت می رسانند، اما همه مشاهده می کنند که چگونه مردم اعم از کودک و نوجوان و پیر و جوان، همه پیاده به سوی کربلای معلی می روند.
حضور 15 میلیون زائر در کربلای معلی پیام های بسیاری دارد
ایشان حضور 15 میلیون زائر و عزادار در کربلای معلی در ایام اربعین حسینی را دارای پیام های بسیار و نشانه عظمت امام حسین و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) دانسته و تاکید کردند: این مسائل ما و مبلغان را امیدوار می کند.
ایشان با تاکید بر این که باید مراقب بود فضای عزاداری امام حسین(علیهم السلام) با خرافات آلوده نشود، خاطرنشان کردند: متاسفانه عده ای دوست نادان و دشمن مغرض و دانا اصرار دارند که عزای امام حسین(علیهم السلام) را با خرافات آلوده کنند؛ همه باید مراقب باشند و نباید به عشق سیدالشهدا(علیهم السلام) کارهای خرافی و غیر عقلانی صورت گیرد، باید با منطق، استدلال و برخورد محبت آمیز آگاهی های لازم را به این افراد داد.

 

سه شنبه 12 دی 1391  9:18 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها