6ـ توکل
کسانی که در اوج نومیدی و یأس و پریشانی دست به خودکشی می زنند، بر خدا توکل نکرده اند هرگاه تکیه گاه انسان در زندگی امور زودگذر و موقتی و اسباب زوال پذیر و فانی باشد چون این ها را دوام و قراری نیست با نابودی آن ها انسان زیر پای خود را خالی می بیند خود را بی کس و بدون پشتیبان می یابد وحشت می کند نگران و مضطرب می شود و احیاناً کار خود را تمام شده می داند.
هرگاه در زندگی انسان، خدا نباشد و تکیه بر او نداشته باشد و به جای او بر دنیا و مظاهر زوال پذیرش نظیر: ثروت، مقام، مدرک تحصیلی، شهرت، اهل و عیال، رفیق، حزب و دسته و گروه و .... تکیه کند و به جای مسبب الاسباب بر اسباب توکل نماید، طبیعی است که در دره نومیدی سقوط کند.
7ـ نشاط و شادابی
از جمله اهداف مکتب تربیتی اسلام ایجاد نسلی سالم، با نشاط، شاداب و با طراوت است. از دیدگاه بزرگان دین «خمودی و کسالت کلید هر کار ناشایستی است» و «غم و اندوه نیمی از پیری است». هر فردی در هر شرایطی موظف است این هدف را برای خود و کسانی که مسئولیت تربیت و تعالی آن ها بر عهده اوست، تأمین نماید. بنابر این ایجاد این امر مهم وظیفه فردی است و هم وظیفه اجتماعی.
فرد یا ملتی که غبار غم و اندوه و نگرانی بر چهره اش نشست و گل وجودش پژمرده شد محکوم به مرگ و شکست است. آمار خودکشی و ابتلای به بیماری های روانی در چنین جامعه ای سیر صعودی پیدا می کند و تا مرز سقوط پیش می رود. رونق و رشد و توسعه و ترقی از این جامعه رخت بر می بندد و در یک کلام به فرموده پیشوایان دین «سعادت دنیا و آخرت از بین می رود».
در دنیای کنونی که بشر آماج تیرهای زهرآگین یأس و نومیدی و اضطراب و افسردگی قرار گرفته است، یکی از بزرگترین رسالت هایش تأمین نشاط و شادابی و امید به زندگی و آینده روشن برای خود و جامعه است. باید خود را و نسل نو را بگونه ای تربیت کند که نشاط و شادابی و امیدواری بخش جدایی ناپذیر شخصیت همگان گردد.
از جمله عواملی که در تأمین این مهم، ما را یاری می کند عمل به توصیه های زیر است:
1ـ نشاط و شادابی بدون ایمان به خدا برای هیچ کس میسر نمی شود.
دلگشا بی یار زندان بلاست هر کجا یار است آنجا دلگشاست
«کسی که از یاد من روی برگرداند پس زندگی او سخت و دشوار خواهد بود»[22]
2 ـ زرق و برق ها و ظواهر و اعتباریات، حقایق زیبای هستی را از دید ما پنهان نسازد.
اسباب و وسایل رخ زیبای هدف را نپوشاند. مظاهر فریبنده و یا دشواری های زندگی باعث نشود که راه را گم کنیم. پوست ها و پوسته ها مغز و روح زندگی را از دیدگان ما مخفی نکند.
3ـ زندگی زیباست این را باور کنیم البته اگر درون ما زیبا باشد.
دردناک ترین و دل خراش ترین حادثه مهم تاریخ اسلام بل تاریخ بشر حادثه جانسوز کربلاست. بار اصلی تحمل درد و رنج این واقعه بر روی دوش شیرزن تاریخ بشر یعنی حضرت زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ بود. در سنگینی این بار همین بس که به فرموده حضرت امام سجاد ـ علیه السلام ـ ، بلافاصله پس از این حادثه تمامی موهای زینب ـ سلام الله علیها ـ سپید شد. اما همین زینب در مقابل دشمن فریاد بر می آورد که: «فکر نکنید ما را زبون و خوار کردید من در این حادثه جز زیبایی هیچ ندیدم!»
آری زندگی زیباست سختی هایش هم زیباست «ان مع العسر یسراً»
4ـ مطمئن باشیم که خداوند ناظر اعمال ماست و خوبی ها و بدی ها در هستی گم نمی شود. حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ پس از این که آخرین سربازش یعنی علی اصغر را در حالی که از سوز عطش بی تاب بود، در روی دستانش به شهادت رسانیدند، فرمود: خدایا تحمل این مصیبت ها بر من آسان است چون می دانم که تو آن را می بینی.
اگر درد دل داریم اگر به تنگ آمدیم سفره دل خود را برای او باز کنیم و یقین داشته باشیم که تنها اوست که می تواند از حضیض به اوج رساند.
5ـ تأثیر مثبت ورزش و بازی را در تأمین نشاط جدّی بگیریم.
6ـ کار، حلاّل مشکلات و بزرگترین تفریح است بویژه کاری که مورد علاقه هم باشد.
ماکسیم کورگی می گوید: «کاری که رضایت بخش باشد، زندگی شاد می شود.»
7ـ اندوه گذشته و نگرانی آینده آفت نشاط و شادابی اند.
از جمله تعالیم مکتب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ این است که مبادا اندوه گذشته و دلواپسی نسبت به آینده، شما را از تلاش و نشاط در زمان حال باز دارد. اگر انسان دائماً در صدد کسب چیزهایی که ندارد باشد به گونه ای که وضعیت فعلی خود را فدا سازد، باید بداند که این خواسته ها هیچگاه تمام نمی شود؛ ناگهان متوجه می شود که زندگی اش به آخر رسیده و از این دنیا هیچ بهره ای نبرده. دائماً به دیروز و فردا اندیشیدن انسان را بدبخت می کند.
بنابر این مواظب باشیم که دیروز و فردا امروزمان را تلخ و ناگوار نسازند.
8ـ کاری کنیم که گل لبخند و تبسم در باغ چهره مان پژمرده نشود.
یکی از خصوصیات مؤمنان راستین این است که غم و اندوهشان در اندرون آن هاست؛ امّا چهره آنان همواره و در هر شرایطی بشّاش و شادمان است.
سعی کنیم به مشکلات زندگی بخندیم و نگذاریم مغلوب مشکلات شویم. عصبانیت و بی تابی و نومیدی مشکل را حادّتر می کند.
9ـ سعی کنیم بذله گو و شوخ طبع باشیم.
اگر اهل مزاح و شوخی باشیم و البته مراقب باشیم که حریم ها و حرمت ها را نگهداریم. بزرگترین خدمت به خود و اطرافیان کرده ایم.
هم چنین در کتاب سنن النبی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ نقل شده است که: «هرگاه یکی از اصحاب رسول خدا اندوهگین بود، رسول خدا با شوخی کردن او را شادمان می نمود.»[23]
10ـ سعی کنیم لباسهایی با رنگ روشن بپوشیم.
رنگ لباس بر روحیات انسان تأثیر بسزایی دارد. رنگهای روشن و شاد باعث انبساط خاطر می شود. نبی اکرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بیشتر لباس های شان سپید رنگ بود. در روایات نیز بر پوشیدن لباس سفید تأکید شده و بر عکس ما را از پوشیدن لباس های تیره و سیاه بر حذر داشته اند. حضرت امام علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
«لباس سیاه نپوشید چرا که فرعون لباس سیاه می پوشید»[24]
11ـ سعی کنیم فرد وظیفه شناسی باشیم.
اگر در هر موقعیتی هر چه در توان داریم به کار بریم تا وظیفه خود را به بهترین وجه انجام دهیم از آرامش خاصی برخوردار خواهیم شد. هیچگاه دچار عذاب وجدان نمی شویم و اگر به هدف دست نیابیم خود را سرزنش نمی کنیم چرا که کوتاهی نکرده ایم.
موفقیت در کارها و رسیدن به هدف به عوامل زیادی بستگی دارد که بسیاری از آن ها از اختیار ما خارج است. قانون دنیا این نیست که هر چه اراده کنیم بتوانیم انجام دهیم.
خداوند نیز ما را مأمور به وظیفه نموده است نه مأمور به نتیجه و به نیت و تلاش ما پاداش می دهد نه چیز دیگر و همواره از هر کسی به اندازه توانش توقع دارد.
12ـ از تفریحات سالم و مسافرت غافل نشویم
انسان فرزند طبیعت است از دامان آن برخاسته و سر بر بالین آن می گذارد اولین مادر آدمی طبیعت است بدیهی است که در دامان او آرام گیرد. تفریحات سالم و طبیعی و مسافرت دو عامل نشاط و شادابی اند.
وجود شریف پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز می فرمایند: «مسافرت کنید تا سالم بمانید»[25]
13-سعی کنیم فرد قانعی باشیم و گرنه گرسنه از دنیا خواهیم رفت.
14- اهل دعا و یاد خدا باشیم و باور کنیم که آرامش واقعی تنها با یاد او حاصل می شود.
تذکر: برخی از خودکشی ها به دلیل بیماری های روانی شدید مثل سایکوزها و فشارهای روانی خیلی زیاد رخ می دهد در این هنگام انسان ظرفیت روانی اش بسیار پایین می آید بینش و آگاهی اش نسبت به افکار، هیجان ها و رفتارهایش بسیار کم می شود و رابطه اش با جهان بیرون قطع می شود و گاهی دچار هذیان ها و توهمات می شود. بهترین راهکار کمک از روان پزشک و متخصصان بالینی و حمایت افراد آگاه است.
منابع
[1] . علی اسلامی نسب، بحران خودکشی، تهران، فردوس، 1371، ص 95.
[2] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1362، ج10، ص 399.
[3] . محمد تقی مصباح یزدی، بر درگاه دوست، مؤسسه امام خمینی ـ رحمه الله ـ، 1376، ص 109.
[4] . سوره زمر/ 53.
[5] . ملا احمد نراقی، معراج السعاده، تهران، رشیدی، 1362، ص 89.
[6] . همان، ص 89.
[7] . میزان الحکمه، ج7، ص 422.
[8] . همان مأخذ.
[9] . سوره یوسف / 87.
[10] . میزان الحکمه، ج7، ص 231.
[11] . همان مدرک، ص 230.
[12] . همان مدرک، ص 232.
[13] . محسن فیض کاشانی، حقایق، علمیه اسلامیه، ج1، ص 160.
[14] . نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، حکمت 25.
[15] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج71، ص 60.
[16] . معراج السعاده، ص 508.
[17] . میزان الحکمه، ج5، ص 262.
[18] . بقره / 156.
[19] . میزان الحکمه، ج5، ص 442.
[20] . نساء / 79.
[21] . محمد تقی فلسفی، معاد، معارف اسلامی، 1360، ج2، ص 348.
[22] . طه / 124.
[23] . ابوالفضل طریقه دار، شرع و شادی، قم، همسایه، 1377، ص 59.
[24] . همان، ص 61 به نقل از بحار الانوار، ج83، ص 248.
[25] . همان، ص 50.
محمد حسين كارگر - خاموشي شمع خود، چرا؟، ص 111 - 150