مدتي پيش همسرم اصرار كرد فرزندمان را در باشگاه ورزشي كه در چند خيابان پايينتر از محلهمان است، نامنويسي كنيم. من با اين نظر همسرم مخالف بودم و به ايشان گفتم محله خودمان چند باشگاه ورزشي دارد و نيازي نيست كه فرزندمان را به چند خيابان دورتر و محله ديگري ببريم.
همسرم گفت در آن باشگاه يك مربي آشنا هست كه دلش ميسوزد و بهتر كار ميكند، من هم قبول كردم. از قضا يكي از مربيان ورزشي هم آشنا و بچهمحل ما بود. خلاصه سرتان را درد نياورم اينجانب مامور بردن پسرمان به باشگاه فوق شدم. در كنار باشگاه جاي دنجي براي ماشينم - كه يك پيكان بود - پيدا كردم و همان جا پارك كردم و با پسرم به داخل باشگاه رفتيم. چند بار رفتم و برگشتم و هيچ اتفاقي نيفتاد.
اما روز چهارم بود كه با پسرم رفتيم باشگاه و بعد از پايان زمان تمرين خسته از باشگاه خارج شديم و سوار ماشين شديم تا به خانه برگرديم. وقتي پشت رل نشستم و استارت زدم ديدم ماشين روشن نميشود. تا آن موقع سابقه نداشت كه روشن نشود چون هميشه ماشينم را مرتب نگاه ميدارم و به مجردي كه عيبي پيدا كند سريع درستاش ميكنم. چند بار ديگر استارت زدم، اما روشن نشد. آمپرها را نگاه كردم ديدم آمپر برق اصلا روشن نميشود. از پسرم و يك رهگذر كه از آنجا رد ميشد خواهش كردم ماشين را در سرازيري انداخته تا كلاچ و ترمز بگيرم شايد روشن شود. بعد از حركت ماشين هركاري كردم روشن نشد و آن بنده خدا از نفس افتاد. آمد گفت شايد ماشين شما مشكل فني داشته باشد. گفتم ماشين من با نيشاستارت روشن ميشد و دليلي نداشت كه روشن نشود. آن شخص اصرار كرد كه كاپوت ماشين را بالا بزنم تا به موتور ماشين نگاهي بيندازد. ديدم درست ميگويد همين كار را كردم. كاپوت را كه بالا زديم چشمتان روز بد نبيند، ديدم اصلا باتري در كار نيست و جايش خالي است. براي همين بود كه ماشين روشن نميشد. معلوم شد باتري ماشين را به سرقت بردهاند. شانس آوردم كه خود ماشين را سرقت نكردند. در آن صورت جواب همسرم را چه بايد ميدادم. آنقدر صرفهجويي كرد كه پول جور كرديم و اين ماشين را خريديم.
اين نامه را نوشتم تا آنهايي كه ماشين پيكان دارند و گمان ميكنند كسي رغبت نميكند از پيكان سرقت كند از اشتباه بيرون بيايند. اين تجربه ثابت كرد هميشه و در همه حال بايد مراقب اموال خود باشيم و هيچ نكتهاي را بيارزش فرض نكنيم. اميدوارم شما هم هيچ زماني بيخيال اموال خود نشويد و آن را دو دستي بچسبيد.
با احترام، امضاء محفوظ ـ رشت