0

سفارش مردان بی ادعا

 
hemmatmehdi
hemmatmehdi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 824
محل سکونت : تهران

سفارش مردان بی ادعا

سفارش مردان بی ادعا؛
كاری نكنیم كه دل این سید خدا از ما برنجد//باید بروم، من متعلق به امام هستم


دست از یاری این فرزند فاطمه (س) بر ندارید و كفران نعمت نكنید و كاری نكنیم كه خدا عذابی را كه پیشینیان ما نازل كرد، بر ما نازل كند. كاری نكنیم كه از گذشته‌ها پشیمان شویم، كاری نكنیم كه دل این سید خدا از ما برنجد.

سردار شهید حاج سید حسین روح الامین
بسم الله الرحمن الرحیم
 وصیتنامه‌های زیادی در طول انقلاب و جنگ نوشته‌ام و با شهادت عزیزان دیگر، روحیه‌ام تضعیف می‌شود و بیشتر به گناهانم فكر می‌كنم و می‌ترسم از اینكه با بار زیادی از گناه، دنیا را ترك كنم. وقتی در كردستان پا نهادم، این سرزمین خون و شهادت بود، این سرزمینی كه عاشقان خدا و امام پا نهادند و مظلومانه به دست این دژخیمان شاهنشاهی گذشته به دست این نوكران آمریكا و به دست این زالو صفتان و شیطان صفتان و این كفار به شهادت رسیدند. عزیزانی كه در كنارم بودند و در كردستان از دست دادم. هر كدام از آنها الگو و سرمشقی برای امت هستند. من همیشه دعا می‌كردم خدا مرا با این شهدا محشور كند.
ای عزیزان به شما وصیت می‌كنم كه دست از یاری امام برندارید. دست از یاری این فرزند فاطمه (س) بر ندارید و كفران نعمت نكنید و كاری نكنیم كه خدا عذابی را كه پیشینیان ما نازل كرد، بر ما نازل كند. كاری نكنیم كه از گذشته‌ها پشیمان شویم، كاری نكنیم كه دل این سید خدا از ما برنجد.
ای عزیزان دست از مال دنیا بردارید و به خدا فكر كنید. ما از خاك آمده‌ایم و به خاك باز می‌گردیم. هر چه هست دست خداست و هر چه صلاح اوست، همان است، خداوند در این دنیا بسیار آزمایش خواهدكرد. جنگها را برای آزمایش ما قرارداده‌است. این نعمتهای دنیوی را برای آزمایش ما قرارداده‌است. مواظب باشیم كه از این آزمایش ها سربلند بیرون بیاییم.
من وقتی صدای الله اكبر را كه از دهان این بچه‌های خردسال در سال 1357 در گوشه و كنار این شهر شنیدم، متوجه شدم گمشده‌ای را كه به دنبالش می‌گشتم پیدا كردم و آن خدا بود. در این جو فساد اصفهان و كلاً جو فاسدی كه رژیم شاه برای همه جوانها ایجادكرده‌بود، من می‌گشتم تا معبودی را پیدا كنم و از این جوّهای فاسد بیرون روم، من مدتی سرگرم مال دنیا شده‌بودم و همه‌اش حرص مال دنیا را می‌زدم و همیشه ناراحت بودم كه چرا ماشین بنز ندارم، چرا باغ ندارم، چرا خانه ندارم، فقط به خاطر اینكه از خدا دور شده‌بودم به خاطر اینكه خدا را فراموش كرده‌بودم و فقط به خود و مال دنیا فكر می‌كردم. بعد از شروع انقلاب دیگر همه چیز برای من تمام ‌شد، راه خود را پیداكردم و با شناخت كامل، قدم در این راه گذاشتم. با برادر شهیدم صحبت كردم و گفتم كه من باید بروم، من متعلق به امام هستم.
در كل تظاهرات شركت می‌كردم و آنچه را از دستم بر می‌آمد انجام می‌دادم. همیشه توكلم به خدا بود و به خدا فكر می‌كردم و قلبم همیشه آرام بود و مطمئن بودم كه این انقلاب، انقلاب خدایی‌است و صد درصد اسلامی‌است. با شروع جنگ تحمیلی كه از كردستان آغاز شد به كردستان رفتم و كم و بیش آنچه از دستم بر می‌آمد انجام دادم.
ای دوستان،ای عزیزان، ای مادر، ای خواهر، ای برادر، ای دایی‌‌ها، ای خویشاوندان، ای كسانی كه وصیت مرا می‌شنوید و می‌خوانید از بنده حقیر به شما نصیحت، به دنبال شناخت اسلام بروید، اگر اسلام را شناختید، اگر امام را شناختید، به آنچه كه می‌خواهید می‌رسید. به خدا فكر كنید، به فردای قیامت، به آن آتش جهنم و به آن محبت‌های خدا در بهشت، دست از مال دنیا و هواهای نفسانی بردارید.
ای مسؤولین مملكتی چرا به نصیحت‌های امام گوش نمی‌كنید، ای استاندارها و ای فرماندارها و ای بنیادها و ای سازمانهایی كه می‌گویید برای مستضعفین كار می‌كنید، چرا به نصیحت‌های امام گوش نمی‌كنید. ترا به خدا بیش از این كار كنید، من آنچه كه از مال دنیا دارم متعلق به مستضعفین خواهد بود. ای برادر بزرگوار سید ابراهیم روح الامین. ای عزیز، بعد از شهادت من آنچه كه از مال دنیا دارم. پنج سال برایم نماز و روزه بخوانید و اگر چیزی ماند در راه جمهوری اسلامی ‌و در راه مستضعفین خرج كنید.
ای مادر، می‌دانم من خیلی به تو بد كردم، سالها از تو دور بودم ولی مطمئن بودم كه تو راضی هستی. چون من در راه اسلام قدم بر می‌دارم. برای اسلام كار می‌كردم و فقط هدفم خدا بود. من به این موقعیت‌های دنیوی هیچ فكر نكردم و نخواستم فكر كنم تنها چیزی كه برای من مفید و دلخواه بود كار كردن برای خدا بود، چون می‌دانستم این مسؤولیت‌ها، مسؤولیتهای دنیوی است و باعث خوشحالی نیست. این مسؤولیتها، مسؤولیتهای آخرتی نیست. مدتی كه به عنوان مسؤول فعالیت می‌كردم، همیشه از خدا می‌خواستم به من كمك كند تا بتوانم مسؤولیت خود را انجام دهم.
دوستان و عزیزان اگر از من خطایی دیدند مرا باید ببخشند. هر كسی از من طلب كار است و یا بدهكار است با برادرم حساب كند. باز، ای عزیزان، ای همشهریها، ای همسایگان، ای برادران، ای دوستان، ای عزیزان اگر از من بدی و خطایی دیدید مرا ببخشید و برای من دعا كنید كه خدا مرا ببخشد. و شما ای پاسداران عزیز، سعی كنید فقط یك بعدی نباشید و فقط بُعد نظامی‌ را در پیش نگیرید. همان‌طور كه امام فرمودند در یك دست قرآن و در دست دیگر سلاح، سعی كنید ببینید كه در اطراف شما چه می‌گذرد و مطالعه زیاد بكنید، قرآن زیاد بخوانید، به حوزه‌های علمیه بروید و درس بخوانید، از اختلاف بین خود بپرهیزید و به برادران عزیز بسیجی بیشتر محبت كنید. اینها امیدان آینده امام هستند. خداوند به همه شما توفیق دهد كه در راهش قدم برداریم و در راهش به شهادت برسیم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
سید حسین روح الامین

دوشنبه 10 آبان 1389  4:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها