لیبرالیسم
لیبرالیسم که می توان آن را آزاد منشی و یا آزادی خواهی ترجمه کرد، پیش از آنکه دکترین سیاسی خاصی تلقی شود یک منش و خط مشی سیاسی و اقتصادی به شمار می آید که اساس آن بر آزادی های سیاسی و اقتصادی و مذهبی فرد و مخالفت با هرگونه تحدید این آزادی ها از طرف قدرت های حاکم، چه سیاسی و چه مذهبی است.
لیبرالیسم که از ریشه ی لاتین آن «لیبر» Liber به معنی آزاد گرفته شده نخستین بار به این عنوان به مفهوم اقتصادی آن در انگلستان به کار رفت و آن هنگامی بود که مقررات اقتصادی جدیدی به منظور محدود کردن اقتصاد آزاد و برقراری نوعی کنترل بر تجارت و دادوستد مطرح گردید.
لیبرالیست ها که در آن زمان (نیمه اول قرن نوزدهم) علیه مقررات محدود کننده در امر تجارت و قیمت گذاری قیام کردند، معتقد بودند که تجارت باید از هرگونه قید و بند و محدودیتی آزاد باشد و قیمت ها و دستمزدها را اصل رقابت آزاد و قانون عرضه و تقاضا تعیین نماید.
لیبرال ها در اجرای این هدف خود در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی موفق بودند. لیکن در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بر اثر سوء استفاده انحصارات بزرگ اقتصادی و تراست ها و کارتل ها از این آزادی تز آزادی، نامحدود و بی قید و بند در امور بازرگانی و اقتصاد اعتبار خود را از دست داد و حتی خود لیبرال های قدیمی هم نوعی کنترل و محدودیت در امور بازرگانی و تعیین قیمت ها و دستمزدها را پذیرفتند. اما از نظر سیاسی لیبرالیسم بیش از هر چیز بر آزادی عقیده و اندیشه و بیان فرد تاکید می نماید و با هر قدرتی که این آزادی ها را محدود نماید از قدرت دولت و حکومت گرفته تا قدرت مذهب مخالف است.
در اروپا و کشورهای آمریکای لاتین لیبرالیسم بیشتر رنگ ضد مذهبی داشته ، در حالیکه در کشورهای آنگلوساکسون لیبرال ها کمتر با کلیسا درگیر شده اند.
لیبرالیسم زیربنای اصلی مرامنامه و اصول عقاید بسیاری از احزاب سیاسی جهان بخصوص احزاب اروپایی است لیکن وحدت نظر کامل کمتر در میان این احزاب به چشم می خورد. زیرا لیبرال ها در هر کشوری با توجه به موقعیت خاص آن کشور آزادی های وسیعتر یا محدودتری را برای فعالیت های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود در نظر گرفته اند ولی آنچه در اصول معتقدات لیبرال ها در سراسر جهان مشترک است آزادی مذهب و اندیشه و رهایی فرد از هرگونه تحمیل عقیده می باشد و این اصلی است که در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر هم به صراحت به آن اشاره شده است.