به نام خدا
الهى نامه
- الهى! تا تو در غیب بودی من همه عیب بودم چون تو از غیب به در آمدی من از عیب به در آمدم.
- الهى! نه ظالمی که گویم زنهار، نه مرا بر تو حقی که گویم بیار چون در اول برداشتی در آخر فرومگذار.
- الهى! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشّه و مور محتاجم.
- الهى! اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبداللّه است از دوستان است.
- الهى! آمرزیدن مطیعان چه کار است؟ کرمی که همه را نرسد چه مقدار است؟
- الهى! چون آتش فراق داشتى، دوزخ پر آتش از چه افراشتى؟!
- الهى! همتی ده که شوق اطاعت افزون کند و طاعتی ده که به خشنودی تو رهنمون کند.
- الهى! یقین ده که در آن شک و ریا نبود و علمی که بی برق و ضیا نبود.
- الهى! به حق آنکه تو را هیچ حاجت نیست، ببخش بر آنکه او را هیچ حجّت نیست.
- الهى! به درگاه آمدم بنده وار، لب پُر توبه و زبان پراستغفار، خواهی به کرم عزیزدار خواهی خوار، که
من خجلم و شرمسار، تو خداوندی و صاحب اختیار.
- الهى! آنچه مرا کام است نه به اندازه ی کام است، چون کرمت عام است؛ اگر نظر کنی کار تمام است.
- الهى! همچو بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم.
- الهى! گدای تو به کار خود شاد است، زیرا هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.
- الهى! فرمودی که در دنیا به همان چشم که در توانگران نگرید در درویشان نگرید، تو کریمی و
اولی تر که در آخرت به همان چشم که در مطیعان نگری در عاصیان نگرى.