بنابر این ما باید بدانیم چرا ورزش مى كنیم؟ هدفمان از ورزش كردن چیست؟ قصد رسیدن به چه معنا و شناختى داریم؟ آیا هدفمان خلق معنویات و پاكسازى جسمانى و روانى است یا كسب شهرت، مادیات و شرایط خاص جسمانى تا برترى خود را به دیگران اثبات كنیم؟
در پشت تمامى این تلاشها اگر معنویت و اعتقاد صحیحى نباشد ما هرگز به سلامتى و اختیارسالم زیستن نمى رسیم و هرگز نمى توانیم به امانتى كه خالصانه به ما سپرده شده خدمت كنیم و به راحتى با استعمال داروهاى مضر و رفتارهاى غیر ورزشى و . . . به جسم و روحمان صدمه مى زنیم تا به امتیازاتى مادى برسیم و در نهایت به دلیل از دست دادن سلامتى جسمانى نتوانیم از آنها استفاده كنیم و هر آنچه كسب كرده ایم را در راه به دست آوردن مجدد آنچه از دست داده ایم هزینه كنیم.
یك ورزشكار در فعالیتهاى ورزشى اش بیش از هر چیز باید به خلق سلامتى روانى خود بپردازد تا متعاقب آن بتواند به خلق جسمى سالم با رفتارى مفید برسد. خلاقیت در ورزش مى تواند ورزش و فعالیتهاى ورزشى را تبدیل به وسیله اى براى رسیدن به روح و رفتارى پاك و سالم كند، نه هدفى خاص كه در جهت ایجاد منافعى مضر تلاش مى كند و در نهایت نیز منجر به از دست دادن هدیه خداوندى مى شود.
لذا باید ورزشكارانمان را پاك تربیت كنیم و همراه با آموزش مهارتهاى جسمانى، مهارتهاى پاك روانى و استقامتهاى روحى را آموزش دهیم و خلاقیت را صحنه زیبایى هاى جسمانى و روانى توام با هم كنیم و در چنین صورتى است كه ما
می توانیم به وحدت گفتار و رفتار در اعتقادات پاكمان برسیم و ورزش را وسیله پاكسازى روح و جسممان كنیم.