0

آداب و رسوم جبهه و جنگ -4

 
asemaniha
asemaniha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 118
محل سکونت : اصفهان

آداب و رسوم جبهه و جنگ -4

عنوان  :  شيوه استخاره

از روش هاي رايج استخاره، استخاره با قرآن بود؛ قرآن هاي كوچك زيپ داري كه جزو لوازم اوليه و ضروري شخصي بود و به ندرت رزمنده اي آن را از خود دور مي كرد.مراجعه به روحاني گردان يا مقر به صورت دسته جمعي و انفرادي، وقت و بي وقت براي تقاضاي استخاره و رفع حاجت و از جمله اينكه «حاج آقا بالاخره ما در اين امتحان قبول مي شويم يا نه» معمول منطقه و همه جايي بود و در صورتي كه دسترسي به حاج آقا دشوار بود بچه ها سراغ هم رزمان مخلص تر و مسن تر مي رفتند و به هر نحوي بود گردنشان مي گذاشتند كه براي آنها استخاره كنند .

عنوان  :  دعا در دل آتش

بارها پيش مي آمد كه زير چهار، پنج ساعت آتش تهيه سنگين دشمن - طوري كه عده اي تصور مي كردند دشمن در آن منطقه عمليات كرده - افراد طبق معمول بعد از خواندن نماز و تعقيبات آن، مشغول برگزاري دعا و راز و نياز با خدا مي شدند؛ به نحوي كه واقعاً عاشوراي آقا امام حسين(ع)تداعي مي شد. بر اثر اصابت گلوله و لرزش سنگر فانوس بارها به زمين مي افتاد و بچه ها با اين حال دست از توسل به ائمه(ع)برنمي داشتند. در اين ميان، فقط افسوس مي خوردند كه چرا در عمليات شركت نداشته اند اما كمترين تزلزلي در دلشان راه نمي يافت و موجب نيمه كاره رها كردن دعا نمي شد. آنها آماده بودند سنگر، گور دسته جمعي آنها بشود .

عنوان  :  خودسازي
كانال خودسازي عبادت بود و عبادت در نماز و نماز در نافله شب و آن مقام محمود تجلي مي يافت؛ جايي كه ممكن بود مسئول دير بجنبد و نيروهاي تحت امرش او را جا بگذارند؛ چنان كه بعضي از مسئولان گاهي آخرين نفري بودند كه به جمع نماز شب گزاران مي پيوستند. آنجا بود كه درمي يافتند مسئول چه دسته يا گروهان و گرداني شده اند! او براي اقامه نماز صبح برخاسته بود و بقيه براي خواندن نماز شب! كه مقدمه واجب و كنكور سراسري و شرط ورود به دانشگاه عشق و ايثار بود. بدون اين لوازم، به قول بعضي33، ترم اول مشروط مي شدي. از عبادات و ارتباطات بندگي و مولايي خاص جبهه و دوره دفاع، تعبيه جايي شبيه قبر و محل دفن بود، دور از چادر و سنگر و پنهان از انظار، بدين طريق كه به نوبت دو برادر صيغه اي داخل آن مي شدند و بعد از پوشاندن روي آن با وسايلي چون مقوا و پارچه از هم سؤ ال و جواب مي كردند و اين كار تداعي كننده شب اول قبر بود؛ تمرين و تجربه ذهني موت و خوف قبر و تنهايي و جدايي از جمعيت و نظير آن؛ چنان كه قبل از عمليات خيبر رايج بود. جاي خالي بچه ها در نيمه هاي شب چادر، كورسوي فانوس در دشت و آفتابه هاي آب پشت چادر و امثال آن از جمله شواهد و عوامل شناسايي اهل تهجد بود. از جمله آتچه موجب آب ديدگي پولاد وجود جامعه رزمنده بود، قناعت در حين قدرت بود؛ در دانستن و نخواستن، ترجيح رنج و ابتلاي خويش براي راحت دوست، خانواده، امت و نظام. چه بسيار كسان كه با دار و ندار جنگ ساختند و به پيام خانواده مبني بر آمادگي براي تأمين حداقل نياز مالي جواب رد دادند و تظاهر كردند به بي نيازي و مراعات كردند همه را غير از خودشان .

عنوان  :  خواندن سوره هاي مستحب

قرائت سوره هاي مستحب قرآن بعد از هر نماز يوميه و خواندن سوره مباركه الرحمن در روز جمعه و سوره واقعه هر شب بعد از نماز مغرب و عشا يا قبل از خواب به صورت گروهي، از سنت هاي جاري جبهه و بچه هاي رزمنده بود .

عنوان  :  حفظ حال دعا

رغبت به خواندن ادعيه و ميل به مناجات و زيارت ها كه در گرو تجانس با حال صاحب دعا و مفهوم و منظور بودن معاني و تعابير تعبيه شده در الفاظ بود، باعث مي شد اهل دل و دعا در هيچ وضعي از اين موهبت غافل نباشند. بين خود و خدايشان هم كه هيچ چيز و هيچ كس حايل نبود تا بخواهند ملاحظه و مراعات كنند و كراهتي به خرج بدهند. بنابراين از دعا (ولو در حد آب باريكه) هميشه بهره مند بودند . اگر هم عذري داشتند مؤ انستشان نمي گذاشت جدي بگيرند؛ چنان كه باران و سرما مانع خواندن زيارت عاشوراي بسياري در حسينيه نمي شد. در چنين مواقعي، زيارت را در سنگر و سوله و چادرشان برگزار مي كردند يا وقت رفتن به حسينيه با خودشان پتويي مي بردند كه هم عبايشان مي شد هم زيرانداز محل مرطوبشان. نهايتش اين بود كه ساده تر و سريع تر مي خواندند. حتي اگر از سوراخ حسينيه باران به داخل مي آمد كتري و لگن و پارچي زيرش مي گذاشتند، اما دعا و زيارت را تعطيل نمي كردند، چون جبهه بود و همين ارتباطات، همين خدا خداها و حسين حسين ها؛ كه هر چه بود و نبود و داشتيم و داريم، به بيان آقا، از اين محرم بوده است. اتفاقاً بعضي اوقات، آرام نبودن منطقه و شدت آتش دشمن يا وضعيت خاص طبيعي و تداركاتي، برادراني32 را به دعا وامي داشت كه گويي احساس نياز بيشتري مي كردند به اين رابطه .

عنوان  :  چهل شبانه روز عبادت براي شهادت

در فاصله بين دو عمليات كساني بودند كه نذر مي كردند چهل شبانه روز معبودشان را به نحوي خاص عبادت كنند تا به فوز شهادت برسند. در مورد افرادي از ايشان واقعاً اين امر به وقوع مي پيوست؛ درست در روز چهلم و در محلي كه پيش بيني كرده بودند و مورد علاقه شان بود به شهادت مي رسيدند. افراد تازه داماد و متأهل هم اغلب نذر مي كردند كه خداوند به آنها فرزند پسر عنايت كند تا توفيق شهادت در راه خدا را نسل به نسل داشته باشند .

عنوان  :  توفيق شركت در عمليات

كمتر رزمنده اي بود كه شش ماه در منطقه باشد و نذري نداشته باشد. از عمومي ترين نذرها اين بود كه بتوانند در عمليات حضور داشته باشند؛ به اين معني كه خداي ناخواسته خلافي از ايشان سر نزند و احياناً نقش منفي در جنگ نداشته باشند كه بين آنها با محبوب فاصله بيندازد. افراد ديگري هم بودند30 كه چهل شب دعاي توسل نذر كرده بودند تا بلكه بتوانند در عمليات آينده شركت كنند و به فيض عظيم شهادت برسند؛ كه موفق هم شدند و تعدادي31 از آنها به حق خود رسيدند. رزمندگاني هم بودند كه وقتي جراحتشان سنگين بود، عافيت خود را از خدايشان به قيمت حضور در عمليات ديگر مي خواستند. چنان كه يكي از برادران وقتي قرار بود دستش را به خاطر صدمه اي جدي كه از اصابت تركش ديده بود قطع كنند، با خداي خود عهد كرد كه اگر چنين نشود در عملياتي كه بنا بود در غرب انجام بشود، با پاي برهنه به عشق حضرت رقيه(س) شركت كند . چنين هم شد و او بعد از كسب صحت كامل به نذر خود عمل كرد.بعضي ها هم درست وقت عسر و حرج (مثل عبور از عرض اروندرود و در تيررس دشمن) نذر مي كردند كه مثلاً 5000 صلوات بفرستند .

بیاد روزهای عاشقی
یک شنبه 2 اسفند 1388  6:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها