امير خواهشها
بلند همت
شخصيت امام تا حد بسيار زيادى به اهميت و عظمت آرمانهاى او مربوط مىشود. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسيار عظيمى را انتخاب مىكرد. تصور اين هدفها، براى آدمهاى معمولى دشوار بود و مىپنداشتند آن هدفهاى والا، دست نيافتنى هستند؛ ليكن همت بلند، ايمان، توكل، خستگى ناپذيرى، استعدادهاى فراوان و توانايىهاى اعجابانگيزى كه در وجود اين مرد بزرگ نهفته بود، به كار مىافتاد و در جهت هدفهاى مورد نظرش پيش مىرفت و ناگهان همه مىديدند كه آن هدفها محقق شدهاند.
آرمانهاى بزرگى كه امام بيان مىكرد، عبارت بودند از:
1. مبارزه با استكبار جهانى.
2. حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى».
3. اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همه جانبه ملت (خودكفايى به معناى كامل).
4. پافشارى فراوان و تمام نشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى.
5. ايجاد وحدت و همبستگى.
6. توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنيا.
7. عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاى اسلامى.
8. مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى.
9. ايجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى.
10. حمايت بىدريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه.
«همه ما شاهد بوديم كه امام در اين خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنيم».1
تكليف محور
«نقطه اساسى كار او اين بود كه در اراده الهى و تكليف شرعى محو مىشد و هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف مطرح نبود».2
«بارها ايشان مىفرمود كه ما كار را براى رسيدن به نتيجه نمىكنيم؛ بلكه مأمور به انجام تكليف هستيم... آن كس كه براى انجام تكليف كار مىكند، پيروزيش به اين نيست كه به مقصود خود دست يابد؛ بلكه زمانى احساس پيروزى مىكند كه موفق شود به تكليفش عمل كند.
به راه باديه رفتن، به از نشستن باطل
كه گر مراد نجويم، به قدر وسع بكوشم
آن چيزى كه امام را وادار مىكرد كه علىرغم همه اين حرفها اميدش را از دست ندهد و به حركت خود ادامه دهد، انجام تكليف الهى بود. او معتقد بود كه اين انقلاب را يك دست غيبى هدايت و پشتيبانى مىكند و ما نبايد به دنبال نتيجه كار خود باشيم».3
امير خواهشها
«حقيقتاً براى انسان بزرگ و شخصيت بىنظيرى مثل امام عزيز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزيدهترين انسانها و هوشمندترين ذهنها و صافترين و پاكترين دلها و جانها از احساس تعظيم و تكريم، سرشار شوند. فرق است ميان شخصيتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهريش، مورد احترام و تجليل واقع مىشود و كسى كه شخصيت و عظمت و عمق وجود و آراستگىهاى گوناگون او هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظيم و تجليل و ستايش و تكريم وادار مىكند. امام عزيز ما از اين نوع انسانها بود».
امام خصلتهاى گوناگونى داشت كه برخى عبارتند از:
1. بسيار خردمند و عاقل بود.
2. متواضع، هوشيار و زيرك و بيدار بود.
3. قاطع و رئوف و بسيار رحيم و رقيق بود.
4. خويشتندار و متقى بود...
5. داراى ارادهاى پولادين بود و هيچ مانعى نمىتوانست او را از حركت باز دارد.
6. انگيزههاى نفسانى با جاذبههاى مادى، هواها و هوسها، نمىتوانست او را از حركت باز دارد.
او در هنگام مناجات با خدا، از خود بىخود مىشد و در هنگام برخورد با نقطههايى از زندگى انسانها، به طور طبيعى، دلها را به عطوفت و رأفت وادار مىكرد.
او امير هواها و خواهشهاى خود بود؛ ولى خواهشها بر او حكومت نمىكردند. صبور و بردبار بود و سختترين حوادث در اقيانوس عظيم وجود او تلاطم ايجاد نمىكرد.4
علاقهمند به دانشگاهها
«ما مىتوانيم به صورت قاطع ادعا كنيم كه در نظر رهبر كبير فقيد ما، مسئله دانشگاهها جزو مسائل تراز اول براى انقلاب و كشور بوده است. يك وقتى در ديدار با جمعى از مسئولان فرهنگى كشور ايشان فرمودند: «مسئله جنگ، يك امر موقت است؛ در صورتى كه مسئله مهم و ماندگار و اساسى ما دانشگاههاست».
هنر بزرگ امام اين بود كه اين ديوارها را از ميانه اجتماعات مردم برداشت؛ ديوارهايى كه فضاى عظيم و وسيع و باز را به حفرهها و خانهها و كلبههاى كوچك تبديل كرده بودند. او يك فضاى وسيع ساخت؛ دلها را به هم آشنا كرد و اين نيروى عظيم را به وجود آورد. روح «و اعتصموا بحبل الله جمعياً» در سخن و عمل او تجلى يافته بود؛ لذا اگر عليرغم اختلاف بعضى از سليقهها و ديدگاهها، ما بياييم همين خط يكپارچگى و وحدت را ادامه دهيم، در حقيقت روح امام عزيز را احترام كردهايم».5
پىنوشت:
1. حديث ولايت، گردآورى دفتر مقام معظم رهبرى، ج 1، ص 5.
2. همان، ص 4.
3. همان، ص 24.
4. همان، ص 29.
5. همان، ص 71-67.