0

معنی و مفهوم جهانی شدن

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

معنی و مفهوم جهانی شدن

جهانی شدن یکی از اصطلاحاتی است که در سالهای اخیر در میان ما شایع شده است مانند مدرنیسم، پسامدرنیسم و غیره و تعبیر جدیدی در زبان ماست و قطعاً همانطور که خواهیم دید لفظ ترجمه شده ای است.
پرواضح است که عولمه (جهانی شدن) مصدر است، بر وزن «فوعله» که از کلمه ی عالم مشتق شده است همانطور که «قولبه» از کلمه قالب، مشتق است. «العولمة» در نظر بعضی برچیدن مرزها و مسافات بین بعضی از ملتها، وطن ها، و فرهنگها با بعضی دیگر است و از این طریق همه به یک فرهنگ، بازار و خانواده جهانی نزدیک می شوند وبعضی به معنی تبدیل عالم به یک دهکده ی جهانی دانسته اند. بنابراین «العولمة» (جهانی شدن) به معنی برداشتن مرزهای کشور ملی در عرصه اقتصادی (مالی و تجاری) و آزادسازی امور در این زمینه است تا در عرصه جهانی و در فضایی که همه کره ی زمین شامل می شود، به حرکت درآید. جهانی شدن از جمله واژه ها و اصطلاحاتی است که امروزه در فرهنگ سیاسی و مطبوعاتی جهان مرتب تکرار می شود. سیاستمداران، روشنفکران، اندیشمندان و اقتصاددانان در گفته ها و نوشته های خود، این واژه ها را به کار می برند و از آن می گویند و همین امر پرسشهایی را در ذهن عامه مردم سبب می شود که گاه یافتن پاسخی روشن به این پرسشها مشکل به نظر می رسد. راستی جهان شدن چیست؟ از کجا آمد و چه اهدافی دارد؟ آیا واقعاً اصطلاح نوین یا لباسی بر آن پوشانده اند؟ چه مزایا و چه معایب و خطراتی در آن نهفته است موضوع گیری ما به عنوان امتی صاحب اندیشه و مسئولیت و امانت دار رسالت الهی چگونه باید باشد؟ آیا جهانی شدن از دیدگاه اسلام منفور و مردود است؟ اسلام درا ین زمینه چه نظراتی دارد؟ حقیقت این است که جهانی شدن فرآیندی حساب شده و طرح و نقشه ای است که طی آن، غرب و در رأس آنها ایالات متحده تلاش دارند افکار، عقاید و فرهنگ و آداب و رسوم خود را بر سایر ملل تحمیل نمایند. تا پس از آن سلطه ی سیاسی و اقتصادی و نظامی بر آنها سهل و آسان شود. جهانی شدن تحمیل سلطه ی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایالات متحده بر جهان است و مخصوصاً بر کشورهای جهان سوم و جهان اسلام.. . و جهانی شدن رابطه ای برادرانه نیست.
آن گونه که جهان شمولی و جهانی بودن اسلام مدنظر دارد یا معامله دوطرفه و همسنگ نیست. آن گونه که آزادگان در تمام دنیا خواهان آن هستند. غلبه و هجوم قدرتمندانه، تکنولوژی و نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نظامی برتر قطبی است علیه ملتهای ضعیف جهانی شدن در آشکارترین شکل امروزیش ، یعنی غربی کردن یا آمریکایی کردن دنیا اسمی تازه برای استعماری تازه، که لباسهای قدیمی را به کناری نهاده و دورنوینی از سلطه گری با تحت عنوان «جهانی شدن» آغاز کرده است.. . پس جهان شدن یعنی آغاز تحمیل سلطه ی آمریکا بر جهان و هر کشوری از این پدیده سرپیچی کند و نافرمانی بورزد، باید مجازات شود و محاصره اقتصادی یا تهدید نظامی و یا حمله مستقیم، آن گونه که در عراق، سودان، ایران و لیبی شاهد آن هستیم. اینک ما ساکنین جهان سوم و کشورهای اسلامی نیز به شدت به حرکت در جهت وحدت و انسجام و کنار نهادن اختلافات ساخته ی دشمن، نیازمندیم. اختلافاتی که سالهاست چون خوره به جان و پیکر زخمی افتاده و نای «حرکت» را از آن گرفته است.
کشورهای اسلامی بیش از هر زمان به التزام عملی به مبادی اسلام و همگامی و هماهنگی با علوم نوین نیاز دارند. در این میان که حرکت مبارک «بیداری اسلامی» که اینک جهان اسلام را در بر گرفته و نوید بازگشت دانشجویان، جوانان و روشنفکران ما به اسلام اصیل را در خود دارد توان خود را در مقابل این پدیده و در مقابل گسترش بی حد و مرز فرهنگ غربی افزایش دهیم. دانشجو و جهانی شدن : در این میان برای دانشجویان مفید است بدانیم که امت اسلامی نمرده و زنده می باشد، ولی در خواب بوده یا او را خوابانید ه اند. پس بر ماست که او را بیدار کرده و آگاهش سازیم و او را در مورد خودش، رسالتش و نقش مطلوبش برای خود و دیگران آگاه و هوشیار کنیم، چون او امتی جهانی است که تنها برای خودش خلق نشده بلکه به سود همه ی انسانها و برای هدایت و خیر و نیکی عموم آنها آفریده شده است.
امت اسلامی هرگز قادر نخواهد بود خیر و نیکی را قبل از اینکه برای خودش عرضه بدارد برای دیگران تقدیم کند. چون اصلاح درون قبل از اصلاح برون امری ضروری و مطلوب است. همچنانکه اگر بخواهی یک نهضت اعتقادی، اخلاقی و مدنی را در سراسر جهان تعمیم دهیم، روش درست این است که اصل نهضت بر مبنای عقاید تعمیم دهیم، روش درست این است که اصل نهضت را بر مبنای عقاید و نظریات و اصول خویش در منطقه ای که تولد یافته نشر و پخش گردد و در ذهن و عمق جان مردمی که با زبان و طبیعت و آداب و رسوم خود برای تحقیق آن قیام کرده اند، جایگزین شود. و آن را در حیات عملی شان به کار گیرند. و بر مبنای آن یک نظامی پیروز برای زندگی برپا سازند و سپس نمونه متعالی و قابل پیروی به سراسر دنیار عرضه دارند. و تنها با پیش گرفتن این روش که ملتها ی دیگر به آن روی آورده وصاحب عقل. اندیشه استوار از این ملتها بر یکدیگر سبقت می گیرند تا آنرا دریافت دارند و با تمام وجود تلاش می کنند تا آن را در کشورهای خویش ترویج نمایند). باید هوشیاری و بیداری آگاهانه و سالم ملت مسلمانان را به دور از احساسات، مبالغه، غفلت و ارعاب به خودش بازگردانید وباید سلبیات موجود در تفکرمان را مثل اکتفا به ستایش و مدح گذشته ی دور و گریه بر آثار بازمانده تمدن درخشان مان و نیز سلبیات موجود در رفتارمان مانند هتاکی غرب و تهاجم و تعرض به فرهنگ مادی را کنار بگذاریم چرا که مجرد مدح و ستایش مفاخر گذشته زمانی که فی الحال موجود نباشد هیچ سودی نمی بخشد و گریه مفاخر گذشته کار شاعران احساساتی است.
نه عمل سازندگان تمدن ها و سب و لعن دیگران – هر چند که بد باشند آنگاه که از آنان جلو نزنیم یا حداقل هم سطح آنها نشویم، ما را کفایت نمی کند. و حدیث شریف به ما یاد می دهد که به جای اینکه شیطان را سب و لعن کنیم. بسم الله بگوییم لذا سبب شیطان عملی سلبی است ولی ذکر و نام خدا به خاطر استمداد نیرو و قدرت از او می باشد، پس این یک عمل مثبت است لازم است که با دستان وعقول خودمان یک افتخار و کرامت نوینی را برای مان به ارمغان بیاوریم. آنگونه که با اجدادمان در ایام عصرهای طلایی چنین کردند و با هم سخن این شاعر به خاطر بیاوریم که می گوید: درست است که گذشتگان ما کرامات و بزرگواری ها کردند، ولی ما بر حسب و نسب تکیه نمی کنیم، بلکه آن گونه که آنان ساختند ما نیز می سازیم و مثل آنان رفتار می کنیم. »
اولین گام جهت معالجه این است که بدانیم خلل از خودمان است نه اینکه همه فتنه ها و فسادها را به دیگران نسبت دهیم و باید پیوسته جهت تغییر آنچه مربوط به خودمان است، تلاش نماییم و از اینجاست که زندگی و جامعه ی ما طبق سنت همیشگی خداوند تغییر می کند: (انّ الله یغییر ما بقوم حتی یغییروا ما بأنفسهم) «رعد/۱۱» «خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آنان احوال خود را تغییر دهند. » دعوت و نقش و مسئولیت دانشجو در مقابل فرهنگ جهانی شدن دانشجویان و تحصیل کردگان ما در این حرکت حساس و سرنوشت ساز عملاً دو راه را در پیش روی دارند یا با بالا بردن توان علمی و فکری خود و هدایت آن در مسیری درست، و انجام مطالعات مستمر از روی برنامه، رهبریت این جنبش را در دست می گیرند و یا در غیر این صورت سکان این کشتی در حال حرکت در دست نااهلان می افتد و آنان در همان ابتدا، ناخواسته پل پیروزی دشمن شده و فدای مطامع پلید آنان می شوند. و راه سوم نیست جز انزوا و بریدن از جهان که با «نبود» تفاوتی ندارد. و ما در این برهه از زمان به جوانان وتحصیل کردگانی نیاز داریم که خود را و قدر و منزلت خود را بشناسند و نقشی را که می توانند در جهت احیای مردم و جامعه ی خود، و هدایت آنان در مسیر صحیح و فطری آئین خود ایفا کنند بازشناسند و از رفتن به بیراهه ها و کژراهه ها دوری کنند و آزموده را آزمودن خطاست. برای مشخص کردن نقش و مسئولیت دانشجو در مقابل فرهنگ جهانی شدن توجه به شش اصل هویت سازی ضروری است.
۱) علم جویی: نخستین عنصر اصلی دانشجویی علمورزی است. دانشجو فردی است دارای انگیزه های قوی و محکم دانش طلبی و جویای کسب علم و بالابردن توان بینشی خود، هم در جهت افزایش حجم اطلاعات علمی و هم در بهینه سازی اطلاعات و عمق بخشیدن به آن، یعنی پی جویی توأمان کمی و کیفی در رشته تخصصی خود. آنچه مقابل این عنصر، از نشانه های دانشجو نمایی به حساب می آید، انگیزه های ضد علم ورزی است چه به صورت سبک صرفاً به نام و نشان و مدارج و مدارک کاغذی و چه به صورت طلب درآمد بیشتر و یا نیت های صرفاً مادی و دنیوی محض.
۲) حساسیت اجتماعی: بی تفاوت نبودن نسبت به مسائل جامعه در حوزه پیرامونی دانشگاه است. این ویژگی برآمده از ضرورت ارتباط دانشگاه با سایر بدنه های جامعه خواهد بود. چرا که بدون چنین حساسیت های اجتماعی، ارتباط دانشگاه با دنیای پیرامونش بریده می گردد. بنابراین دانشجو نمی تواند نسبت به مسائل و معضلات سیاسی و فرهنگی اجتماعی و اقتصادی جامعه خود و جامعه جهانی اش بی تفاوت و بدون اگیزه باشد.
۳) فهم عصری: علاوه بر انگیزه فردی علمی و حساس بودن به مسائل جمعی، فهم مقتضیات عصر جدید نیز از لوازم امروز تشکیل دهنده مسئولیت دانشجو می باشد فهم عصری شامل فهم مسائل جامعه خود و نیز جامعه جهانی است یعنی دارا بودن قدرت تشخیص و تحلیل، هم در مسائل ملی و هم در مسائل فراملی. بر این مبنا دانشجو عنصری فهیم است به این معنا که قدرت تشخیص و توان وتحلیل درست مسائل گوناگون عصر خود را پیدا کرده، تفاهم فهم با علم دراین است که در یکی سخن از کسب دانش و اطلاعات بیشتر است و در دیگری« به کارگیری روش صحیح تحلیل و بررسی البته هر دانشجو باید به دو زیور دانش (علم) بینش (فهم) آراسته گردد و اهمیت توان تحلیل علمی و منطقی مسائل را از یاد نبرد.
۴) آزادگی دینی: یکی از مسئولیت های دانشجو در مقابل فرهنگ جهانی شدن اصل آزادگی است. دانشجوی مسلمان، انسانی آزاده بوده و در برابر بندگی غیر خدا ایستادگی می کند. از این رو، روح آزادگی دینی به اوج درخشش خود می رسد او تنها بنده خدای بزرگ است و از این بندگی به شکوه آزادگی دنیوی و افتخاری رسیده و او را در برابر هیچ قدرتی زبون و ذلیل نمی سازد. از این رو دانشجوی مسلمان برداشته ها و کاشته های میهنی و مذهبی خود تکیه کرده و هرگز مرعوب دستاوردهای رنگارنگ تمدن های حاکم نخواهد شد. این روحیه از سویی به او امید حرکت داده و از سوی دیگر، در برابر داشته های دیگران، خود باخته و شکست خورده نخواهد شد. از این رو با شعار می تواند به سوی پیشرفت و نوآوری بتازد.
۵) ایمان پاک و استوار: هویت پنجم دانشجویی برخورداری از ایمان پاک و استوار است ایمان حقیقی و الهی، روحیه ی درونی و نفسانی است که از سویی، برای انسانها طهارت و پاکی به ارمغان می آورد و او در یک حصن حصین قرار می دهد و از سوی دیگر، به انسان استقامت و استواری می بخشد.
بنابراین ایمان الهی، حاصل جمع پاکی و استواری است. هر داشجو در طول حیات دانشگاهی خود به دو دسته عوامل ضروری نیاز دارد:
۱) طهارت و پاکی
۲) استواری و استقامت. هر دو عامل محصول و برآمده از ایمان الهی هستند. اولاً ایمان حقیقی الهی او را به پاک بینی (در حوزه ی بینش و تفکر) پاک دلی (در حوزه امیال و تمایلات درونی) پاک عملی (درحوزه رفتار و افعال) و پاک ارادی (در حوزه اختیار وانتخاب و گزینش راه) سوق می دهد و ثانیاً، او را دعوت به ایستادگی و صبوری می کند و طبیعتاً بدون این دو دسته، پاسخ گویی به انتظارات فوق را ممکن نخواهد بود. آخرین نقش و وظایف دانشجویی در مقابل فرهنگ جهانی شدن حضور انگیزه تمدن سازی در دانشجویان امروز است. و مقصود این است که دانشجوی امروز جامعه اسلامی در قالب دانشگاهی قرار گرفته که می تواند در هر چارچوب نظام فرهنگی خاص خود، نقش مؤثری در ایجاد تمدن اسلامی در تاریخ بشریت به عهده بگیرد. بنابراین دانشجو امروز باید در این زمینه تلاش کرده تا خود را برای ایفای چنین نقش تاریخ سازی آماده سازد.
نقش دانشجو در بیداری اسلامی و جهانی شدن:
سخن از جهان شدن از خواسته های اولیه ای است که انسان را برای وحدت و عضویت و انتساب به یک مرکز، سوق داده و تشویق کرده است. اما آنچه که ما امروز از گسترش ظواهر و پیامدهای جهانی شدن شاهد آن هستیم، واقعیت دیگری است که ابعاد و اهداف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی خاص خود را دارد. و لازم است تفاوت این رویکردها را بررسی کنیم.
 
 

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

دوشنبه 9 اسفند 1389  11:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها