0

نفس

 
Mehdi900
Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر

نفس

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر
برای یکی شدن اگه مرگ من بسه نفس منو بگیر
ای تو هم سقف عزیز ای تو هم گریه من گریه فاصله بود
گریه آخر ما آخر بازی عشق ختم این قائله بود
حدس گر گرفتنت در تنور هر نفس غم نه اما کم که نیست
هم شب تازه تو ترکش پر تیر عشق سنگ سنگر هم که نیست
خوب دیروز و هنوز طرحی از من بر صلیب روی تن پوشت بدوز
وقت عریانی عشق با همین طرح حقیر در حریق تن بسوز
ترک تو فاصله دست و کاغذ و غزل من و عاشقانه بود
رستن از پیله خواب ای کلید قفل شعر خواب شاعرانه بود
اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر
برای یکی شدن اگه مرگ من بسه نفس منو بگیر
از ته چاه سکوت تا بلندای صدا یار ما بودی عزیز در تمام طول راه
با من عاشق ترین هم صدا بودی عزیز
حدس رو گردان شدن از من و از راه ما باور بی یاوری
روز انکار نفس روز میلاد تو بود مرگ ای خوشباوری
خوب دیروز و هنوز طرحی از من بر صلیب روی تن پوشت بدوز
وقت عریانی عشق با همین طرح حقیر در حریق تن بسوز
ای تو هم سقف عزیز ای تو هم گریه من گریه هم فاصله بود
گریه آخر ما آخر بازی عشق ختم این قائله بود
تو بگو غیبت دست غیبت هر چه نفس بین ما فاصله نیست
غیبت آخر تو کوچ مرغان صدا ختم این قائله نیست


« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

شنبه 23 بهمن 1389  11:47 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها