آرزو
«عبدالملک مروان» يکي از خلفاي اموي است که از سال 65 هجري تا 85 هجري خلافت را در دست داشت. در لحظات آخر عمر، از بالاي قصر خود گازري (لباس شويي) را ديد که لباس ها را شسته است، آن را به زمين مي زند تا آب لباس ها برود و خشک شود. در همين حال عبدالملک گفت: کاش لباس شو بودم و خلافت را برعهده نگرفته بودم! اين سخن به «ابوحازم» رسيد. ابوحازم گفت: خداي را سپاس که آنان (پادشاهان) را در شرايط و مرتبه اي قرار داد که هنگام مرگ آرزو کنند تا در مقام و مرتبه ما باشند و ما را چون مرگ فرا رسد آرزو نکنيم در مرتبه آنها باشيم!
یک شنبه 1 آذر 1388 11:50 AM
تشکرات از این پست