0

امريكا و جنگ‌ ايران‌ و عراق‌

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

امريكا و جنگ‌ ايران‌ و عراق‌

از جمله فاكتورهاي مهم در جنگ ايران و عراق، مواضع و عملكرد دولت آمريكا بود كه از آغاز تا پايان جنگ بر كم و كيف آن تاثير بسيار زيادي داشت. در مقاله اي كه پيش رو داريد مروري مي كنيم بر اين مواضع و عملكردها.
امريكا بعد از جنگ‌ ويتنام‌ در دوران‌ جنگ ‌ايران‌ و عراق‌ بيشترين حجم‌ نيروي دريايي‌ را در خليج‌ فارس‌ مستقر كرده‌ بود. اهداف‌ اصلي‌ از اين‌استقرار نيرو آزادي‌ كشتيراني‌ و انتقال‌ نفت‌ به‌ خارج‌ از خليج‌ فارس‌ بوده‌، ولي‌ جان‌ گلن‌ سناتورسابق‌ حزب‌ دموكرات‌ در سال‌ 1987 خطاب‌ به‌اعضاي‌ كميته‌ نيروهاي‌ مسلح‌ سناي‌ امريكا اظهار داشت‌ كه‌ جنگ‌ ايران‌ و عراق‌ هيچ‌گونه‌ خللي‌ درانتقال‌ آزاد نفت‌ از منطقه‌ و كاهش‌ صادرات‌ نفتي ‌ايجاد نكرده‌ است‌.
آدميرال‌ كرو، رييس‌ وقت‌ ستاد ارتش‌ امريكا، نيز خطاب‌ به‌ اعضاي‌ اين‌ كميته‌ گفت‌ كه‌ حمل‌ و نقل‌ هوايي‌ در كشورهاي‌ ساحلي‌ خليج‌ فارس بدون‌ هر گونه‌ مشكلي‌ در جريان‌ است‌ و درحقيقت‌ اين‌ منطقه‌ يكي‌ از پرترددترين‌ مناطق‌ از نظر رفت‌ و آمد هوايي‌ مي‌باشد.
گزارش‌ كميته‌ روابط خارجي‌ كنگره‌ امريكا به‌طور مشخص‌ هدف‌ واقعي‌ حضور نظامي‌ اين‌كشور در خليج‌ فارس‌ را جلوگيري‌ از سقوط رژيم‌بعث‌ عنوان‌ مي‌كند. در اين‌ گزارش‌ آمده‌ است‌:
خطر اصلي‌ براي‌ منافع‌ غرب‌ قطع‌ صادرات‌ نفت‌ از اين‌ منطقه‌ نمي‌باشد، بلكه‌ آثارژئوپولتيك‌ پيروزي‌ ايران‌ در جنگ‌ با عراق‌ مي‌باشد. شكست‌ عراق‌ به‌ مفهوم‌ تهديد عليه‌ شيخ‌نشين‌هاي‌ جنوب‌ خليج‌ فارس‌ است‌. عراق‌در 900 مايل‌ مرز خود با ايران‌ شديدا” تحت ‌فشار است‌ و در جنوب‌ عراق‌، اشغال‌ بصره‌ توسط نيروهاي‌ ايران‌ مي‌تواند عواقب‌ شديدي‌ داشته‌ باشد. دولت‌ صدام‌ حسين‌ همچنان‌ عراق ‌را تحت‌ كنترل‌ دارد، ولي‌ اگر وضعيت‌ جنگي‌تيره‌ شود، مخالفت‌ها عليه‌ صدام‌ و نزديكانش ‌بيشتر خواهد شد.
زماني‌ كه‌ عراق‌ به‌ ايران‌ حمله‌ كرد، ايران ‌بلافاصله‌ از شوراي‌ امنيت‌ درخواست‌ كرد كه‌ موضوع‌ را مورد بررسي‌ قرار دهد، ولي‌ با بي‌توجهي‌ امريكا مواجه‌ شد.

پيروزي‌ ايران‌ در سال‌ 1982 و شكست‌ نيروهاي‌ عراقي‌ موجب ‌شد تا سياست‌ امريكا تغيير يابد و گزارش‌ كميته ‌روابط خارجي‌ سياست‌ اين‌ كشور حول‌ چهار محور تعيين‌ شد:
1- تلاش‌ ديپلماتيك‌ براي‌ جلوگيري‌ از انتقال‌ سلاح‌ به‌ ايران‌؛
2- اعطاي‌ اعتبار به‌ عراق‌ براي‌ خريد از امريكا؛
3- محكوميت‌ ايران‌ در سازمان‌ ملل‌ و ساير مجامع‌ بين‌المللي‌؛
4- كمك‌هاي‌ اطلاعاتي‌ در زمينه‌ نظامي‌ به‌عراق‌.
در سال‌ 1984، امريكا بعد از 17 سال‌ روابط ديپلماتيك‌ خود را با عراق‌ مجددا” برقرار كرد.
اعضاي‌ كنگره‌ امريكا مكررا به‌ حمايت‌ اين‌كشور از عراق‌ اشاره‌ كردند. رابرت‌ دورمن‌نماينده‌ جمهوريخواه‌ از ايالت‌ كاليفرنيا اظهار كردكه‌ عراق‌ از نظر هوايي‌ و دريايي‌ بر ايران‌ برتري‌ پيدا كرده‌ است‌، زيرا بسياري‌ از تسليحات ‌مورد نياز عراق‌ به‌ وسيله‌ تانكرهاي‌ كويتي‌ به‌ اين‌كشور انتقال‌ داده‌ مي‌شود. وي‌ درادامه‌ افزود كه‌عراق‌ در سال‌ 1985 با استفاده‌ از برتري‌ هوايي‌به‌ نسبت‌ 3 به‌ يك‌ كشتي‌هاي‌ ايراني‌ را موردهدف‌ قرار مي‌ داد و در نتيجه‌ ايران‌ وادار به‌عكس‌العمل‌ شد.
ويليلم‌ كلبي‌ رييس‌ سابق‌ سازمان‌ سيا با اين ‌نظر هم‌ عقيده‌ است‌ كه‌ پيروزي‌ ايران‌ در جنگ‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ امريكا در منطقه‌ لطمه‌مي‌زد. وي‌ اظهار داشت‌ كه‌ به‌ نفع‌ امريكا، جهان‌غرب‌ و حتي‌ شوروي‌ بود كه‌ عراق‌ در مقابل‌حملات‌ ايران‌ شكست‌ نخورد در نتيجه‌ امريكا به‌طور مستقيم‌ به‌ عراق‌ براي‌ مقابله‌ با ايران‌ كمك‌كرد.
آرماكاست، معاون وزارت امورخارجه امريكا، هدف واقعي‌امريكا را در خليج‌ فارس‌ بدين‌گونه‌ توضيح‌ داده‌ است‌: دفاع‌ از دوستان‌ امريكا درخليج‌ فارس‌ كه‌ ثبات‌ و امنيت‌ آن‌ به‌ طور مستقيم ‌در نتيجه‌ جنگ‌ ايران‌ و عراق‌ و هم‌چنين‌ اشاعه ‌تندروي‌ مذهبي‌ توسط ايران‌ مورد تهديد قرارگرفته‌ است‌.
امريكا هم‌چنين‌ در جنگ‌ ايران‌ و عراق‌ باهمكاري‌ عربستان‌ سعودي‌ تلاش‌ زيادي‌ را براي ‌محكوميت‌ ايران‌ در بين‌ اعراب‌ انجام‌ داد. اين‌ همكاري‌ باعث‌ شد اجلاس‌ سران‌ عرب‌ در سال‌1987 در امان‌ قطع‌نامه‌اي‌ را در محكوميت‌ ايران ‌صادر نمايد.
علاوه‌ بر اين،‌ اكونوميست‌ اينتليجنس‌ ريپورت‌ گزارش‌ داد در هفته‌اي‌ كه‌ عربستان‌ سعودي‌تصميم‌ به‌ قطع‌ روابط با ايران‌ گرفت‌، امريكا شديدترين‌ و موثرترين‌ حملات‌ را عليه‌ اهداف ‌ايران‌ در خليج‌ فارس‌ انجام‌ داد و به‌ نظر مي‌رسد در بازپس‌گيري‌ فاو به‌ نيروهاي‌ عراق‌ كمك‌ كرده‌است.

به‌ طور كلي‌ مي‌توان‌ سياست‌ امريكا در جنگ ‌تحميلي ‌را به‌ سه‌ دوره‌ تقسيم‌ كرد:
1- دوران‌ به‌ اصطلاح‌ بي‌طرفي‌
  امريكا تا قبل‌ ازسال‌ 1982 و پيروزي‌ رزمندگان‌ اسلام‌ تمايل‌چنداني‌ از خود براي‌ حمايت‌ از قطع‌نامه‌ جهت‌خاتمه‌ جنگ‌ نشان‌ نمي‌داد و به‌اصطلاح‌خود را بي‌طرف‌ نشان‌ مي‌داد، ولي‌ عملا خواهان‌ فشار به‌ ايران‌ بود.

2- دوران‌ حمايت‌ سياسي‌ از عراق
  شكست ‌نيروهاي‌ عراقي‌ و پيروزي‌ ايران‌ در جنگ‌ موجب‌ شد كه‌ امريكا در صحنه‌ سياسي‌ و ديپلماتيك‌ ازعراق‌ حمايت‌ نموده‌ و ايران‌ را محكوم‌ نمايد.

3- دوران‌ حمايت‌ نظامي‌ از عراق
  امريكا باحمايت‌ عراق‌ در جنگ‌ نفتكش‌ها و هم‌چنين‌ حملات‌ نظامي‌ عليه‌ كشتي‌هاي‌ جنگي‌ و سكوهاي‌ نفتي‌ عملا وارد جنگ‌ عليه‌ ايران‌ شد. اگرچه‌ مقام‌هاي‌ رسمي‌ امريكا در آن‌ دوران‌ اين‌ موضوع‌ را تكذيب‌ مي‌كردند، ولي‌ شواهد موجود و اظهارات‌ مقام‌هاي‌ سابق‌ امريكايي‌ درسال‌هاي‌ اخير نشان‌دهنده‌ اين‌ واقعيت‌ است‌ كه ‌امريكا به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ براي‌ جلوگيري‌ از پيروزي‌ ايران‌ بايد بر اين‌ كشور فشارهاي‌ نظامي ‌وارد سازد و‌ كمك‌ به‌ عراق‌ براي‌ بازپس‌گيري‌ فاو و حمله‌ به‌ هواپيماي‌ مسافربري‌ ايران‌ بر فراز خليج‌ فارس‌ در اين‌ راستا بود.

ماهنامه نگاه - شماره 6

دوشنبه 4 بهمن 1389  2:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها