ماههای حرام

مقئمه:
إِنَّ عِدَّةَ الشهُّورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شهَرًا فىِ كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ مِنهْا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ؛[ توبه آيه ۳۶. شمار ماهها در نزد خدا، در كتاب خدا از آن روز كه آسمانها و زمين را بيافريده، دوازده است. چهار ماه، ماههاى حرامند. اين است شيوه درست. در آن ماهها بر خويشتن ستم مكنيد.
در جواب سوال شما قبل از هر چيز بايد دقت کرد که بهره انسان از دانش بسيار اندک است.
وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً؛[ اسراء آيه ۸۵.] آنچه از علم به شما روزى شده بسيار اندك است.
و نقص شناخت انسان او را مضطر به دين داري نموده است. و با عدم غفلت از اين مساله، بسيار روشن است که نمي توانيم دليل احکام را بيابيم. عالم داراي اسرار بسياري است و قسمت اعظم آن در دسترس دانش ما نيست (عالم غيب) و خبري از آن نداريم .
و خداوند بنا بر مصالح و مفاسد احکامي را تشريع مي کند، منطقه اي در اطراف کعبه را "حرم" اعلام مي کند و حرمت بيشتري براي آن قائل مي شود. يا زمان خاصي را داراي حرمت بيشتري اعلام مي کند. مثل ماه هاي حرام که احکام و جزئيات خاص خود را دارد. (رجب، محرم، ذيقعده و ذيحجه ماه هاي حرام هستند.)
و با توجه به پيوند شديد روح و جسم در انسان، زمان و مکان در او موثر واقع مي شوند و مناسک با توجه به زمان و مکان بيان مي شوند. مساله حج، روزه و جهاد و ... بعضي از اين مناسک هستند. به عنوان مثال جنگ در اين ماه ها حرام است:
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ؛[ بقره آيه ۲۱۷.] تو را از جنگ كردن در ماه حرام مى پرسند. بگو: جنگ كردن در آن ماه گناهى بزرگ است.
"تحريم جنگ در اين چهار ماه يكى از طرق پايان دادن به جنگهاى طويل المدة، و وسيلهاى براى دعوت به صلح و آرامش بود، زيرا هنگامى كه جنگجويان چهار ماه از سال اسلحه را به زمين بگذارند و صداى چكاچك شمشيرها يا صفير گلوله ها خاموش شود و مجالى براى تفكر و انديشه به وجود آيد احتمال پايان يافتن جنگ بسيار زياد است. هميشه ادامه يك كار با شروع مجدد آن پس از خاموشى تفاوت دارد و دومى به مراتب مشكلتر است، فراموش نمىكنيم كه در دوران جنگهاى بيستساله ويتنام چه اندازه زحمت مىكشيدند تا يك آتش بس بيست و چهار ساعته در آغازسال نو مسيحى يا مانند آن به وجود آورند، ولى اسلام براى پيروان خود در هر سال يك آتش بس چهارماهه اعلام ميدارد و اين خود نشانه روح صلح طلبى اسلام است."[ تفسير نمونه، ج۷، ص: ۴۰۹.]
مساله ماه هاي حرام بسيار با سابقه است. که حداقل از زمان حضرت ابراهيم (ع) بوده است. قبل از اسلام، مردم جاهل، تغييراتي در اين حکم الهي ايجاد مي کردند:
إِنَّمَا النَّسيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ؛[توبه آيه ۳۷.] به تأخيرافكندن ماههاى حرام، افزونى در كفر است و موجب گمراهى كافران. آنان يك سال آن ماه را حلال مىشمردند و يك سال حرام، تا با آن شمار كه خدا حرام كرده است توافق يابند. پس آنچه را كه خدا حرام كرده حلال مىشمارند. كردار ناپسندشان در نظرشان آراسته گرديد.
و خود اين حکم (حرمت ماه هاي چهارگانه) مي تواند داراي بطوني باشد، که يکي از آن ها را بريتان نقل مي کنم:
امام باقر (ع) مي فرمايند: اى أبا حمزه! روشنترين و آشكارترين برهان (امامت ائمه دوازدهگانه) براى كسى كه خداى تعالى او را هدايت فرموده گفتار اوست. در قرآن مجيد كه فرموده: «به درستى كه عدد ماهها نزد خدا دوازده ماه است روزى كه آفريد آسمانها و زمينها را، از آنها چهار ماه حرام است، اين است دين استوار، پس ستم نكنيد در آنها بر خويشتن؟» و شناسايى ماهها مانند محرم و صفر و ربيع و ماههاى پس از آن و همچنين ماههاى حرام: رجب و ذى قعدة و ذى حجة و محرم دين محكم خدا نيست چون يهود و نصارى و مجوس و ساير ملتها و همه مخالف و موافق (مذهب) اين ماهها را مى شناسند، و اسامى آنها را شماره مى كنند؛ بلكه آنها امامان و سرپرستان دين خدايند، و مراد از ماههاى حرام (در آيه شريفه) امير المؤمنين عليه السّلام است كه نام او از نام «على» كه نام خدا است جدا شده و مشتقّ است، همان طور كه نام محمد صلّى اللَّه عليه و آله از نام «محمود» خدا مشتقّ است، و ديگر سه فرزند آن حضرت كه نامهاى آنها على است: على بن الحسين (زين العابدين) و على بن موسى (الرضا) و على بن محمد (هادى) و به احترام آن حضرت اين نام (على) از نام خدا جدا شده و مشتقّ است.؛[الإنصاف فى النص على الأئمة ع ص ۷۳.]
ماههای حرام، ماههایی که خداوند رعایت حرمت آنها را بر مؤمنان واجب کرده است. این ماهها عبارتند از: ذی القعده، ذیالحجه، محرم و رجب. از زمان حضرت ابراهیم، این ماهها دارای حرمت بودند. از جمله احکام فقهی ماههای حرام، حرمت جنگ و تشدید دیه قتل است.
اعراب گاه بر اساس اغراض شخصی، حرمت ماه محرم را به صفر منتقل کرده و ماههای دیگر را هم به تأخیر میانداختهاند. این عمل «نَسیء» نامیده شده و در قرآن گناهی بزرگ شمرده شده است.
معنای ماه حرام
مراد از ماههای حرام، ماههایی است که خداوند رعایت حرمت آنها را بر مؤمنان واجب کرده است. حرام بودن این ماهها به این معناست که هتک و دریدن پرده محرمات در این ماهها شدیدتر و بدتر از ماههای دیگر است[۱] و عقاب گناهان و ثواب حسنات در این ماهها افزایش می یابد.[۲]
دلیل نامگذاری این ماهها به ماههای حرام، حرام بودن جنگ در آنها[۳] و حرمت داشتن این ماهها[۴] و به قول برخی بزرگداشت و تعظیم طاعات و تشدید هتک محرمات در این ماهها نسبت به سایر ماهها بوده است.[۵]
برخى قائلند حرمت این ماهها از شریعت حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) بود و عرب آن را به ارث برد و همواره حتی در زمان جاهلیت نیز حرمت آنها را حفظ می کرد؛[۶] به طوری که به جهت حرمت این ماهها اگر قاتل پدر خود را در این دوره زمانی مشاهده میکرد، متعرض او نمی شد.[۷] این سنت ابراهیمی تا ظهور اسلام همچنان در میان عرب رایج و محترم بود تا اینکه قرآن کریم آن را تأیید و امضاء کرد.[۸]
نام ماهها
سه ماه از ماههای حرام پشت سر هم هستند که عبارتند از: ذی القعده، ذی الحجه و محرم و یک ماه جدا یعنی رجب. در خطبه حجة الوداع که پیامبر (ص) در منا ایراد نمود، آمده است: «السّنة اثناعشر شهراً منها أربعة حُرُم، ثلاث متوالیات: ذوالقعدة و ذوالحجة و المحرّم و رجب مُضَر الّذی بین جمادی و شعبان: سال دوازده ماه است که چهار تای آن [ماههای] حراماند. سه تا پشت سر هماند: ذوالقعده، ذوالحجه و مُحرّم، و ماه رجب مُضَر که بین جمادی [الثانی] و شعبان قرار گرفته است».[۹]
این چهار ماه که شامل ماه رجب المرجب، ذیالقعده و ذیالحجه و محرمالحرام است، به گونهای ترتیب داده شده تا همه بشریت در صلح قرار گیرند. البته ماه نخست یعنی رجبالمرجب را جدا کرده تا زمینه برای یک گفتمان ابتدایی فراهم آید؛ زیرا به طور طبیعی بشر در هنگام جنگ یک دفعه سلاح را کنار نمیگذارد و دست از دشمنی و کینه و عداوت نمیشوید. این زمان فرصتی برای عقلای هر قومی است تا با دیگر عقلای قوم و اقوام دیگر جلسات ابتدایی داشته و زمینه گفتوگو و حل و فصل فراگیر را فراهم آورند. پس از این زمان این فرصت فراهم میآید تا در یک دوره سه ماهه گفتمان فراگیر انجام گیرد و صلح و صفا به جامعه بشری بازگردد؛ زیرا این سه ماهها مهمترین ماهها از نظر تقدس است و قداست این سه ماه که ارتباط بشر با خدا در کنگره عظیم حج توحیدی است زمینه مساعدی را برای قرار گرفتن در مسیر تقوای الهی و دوری از جنگ و خصومت و کینه و دشمنی فراهم میکند.
تعداد ماههای حرام
چهار ماه به نام ماههای حرام، در بین ماههای دوازده گانه، وجود دارد.
«ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا... منها اربعة حرم..؛[۱۱] تعداد ماهها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است که چهار ماه از آن، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع میباشد.) این، آیین ثابت و پابرجا (ی الهی) است! بنا بر این، در این ماهها به خود ستم نکنید (و از هر گونه خونریزی بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار میکنند و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!»
بعضی از مفسران تحریم جنگ در این چهار ماه را از زمان "ابراهیم خلیل" میدانند که در عصر جاهلیت عرب نیز به عنوان یک سنت به قوت خود باقی بود، هر چند آنها طبق امیال و هوسهای خود گاهی جای این ماهها را تغییر میدادند، ولی در اسلام همواره ثابت و لا یتغیر است که سه ماه آن پشت سر هم "ذی القعده" و "ذی الحجه" و "محرم" و یک ماه جدا است و آن ماه "رجب" است و به قول عربها سه ماه "سرد" (یعنی پشت سر هم) و یک ماه "فرد" است
حرمت ماه رجب:
حرمت ماه رجب تنها به مسلمانان اختصاص ندارد، پيش از ظهور اسلام نيز ماه رجب در ميان ساکنان جزيره العرب داراي حرمت و قداست بوده است. در روايتي آمده است که اهل جاهليت اين ماه را بزرگ مي شمردند. که اين احترام و تکريم پس از اسلام افزايش يافت. اين در حالي است که در دوران جاهليت بسياري از مسائل مهم و محترم شمرده نمي شد.
مردم در دوران جاهليت در ايام ماه رجب در امنيت کامل بسر مي بردند. بنابر روايتي از امام صادق (ع) که توسط شيخ کليني نقل شده خداوند رجب را ماه حرام قرار داده تا مردم عمره بجاي آورند چراکه خداوند هيچ بقعه اي را در زمين محبوب تر از کعبه خلق نکرده است. از اين رو رجب در کنار ماه هاي شوال، ذي القعده و ذي الحجه حرام قرار داده شد تا عمره کعبه بجاي آورده شود.
در کنار عمره اعمال ديگري نيز براي ماه رجب مورد تاکيد است،روزه داري کل يا بخشي از اين ماه از مستحبات موکد است. در برخي روايات آمده که اگر کسي توان روزه داري کل اين ماه را ندارد روزهاي نخست، مياني و پاياني ماه رجب را روزه بگيرد که روزداري اين سه روز همان پاداش روزه داري کل ماه رجب را دارد.
اما در ميان تمامي روزهاي ماه رجب بر روزه داري روز بيست و هفتم که همزمان است با مبعث پيامبر اکرم (ص) حسنه 60 سال روزه داري را دارد. در اين ميان استغفار و طلب آمرزش گناهان از ديگر اعمال موکد در ماه رجب است. چراکه پيامبر اکرم (ص) فرموده اند: "رجب ماه استغفار امت من است که خداوند غفور و رحيم است و از خدا بخواهيد در باقي عمر از گناه مصون بمانيد. شعبان نيز ماه من است و در اين ماه صلوات بسيار بفرستيد".
زيارت امام رضا (ع) از ديگر اعمال موکد در ماه رجب است .امام جواد (ع) مي فرمايند: زيارت امام رضا (ع) از اعمال افضل در ماه رجب است. حتي براي زيارت مزار ايشان در مشهد مقدس ثواب عمره کعبه بيان شده است.
وي با بيان اين مطلب که تمامي اين اعمال مستحبي مي تواند مقدمه اي باشد براي درک ماه شعبان و ورود به ماه مبارک رمضان به عنوان ماه ميهماني خدا گفت: انسان بايد در عيد فطر از گناهان پاک شده و به درگاه الهي تقرب جسته باشد. استغفار و روزه داري ماه رجب موقعيتي را فراهم مي کند تا از فضاي مستعد رمضان براي رسيدن به چنين مرتبه اي استفاده شود.
امام صادق (ع) به نقل از اميرالمومنين (ع) مي فرمايند: دوست دارم که مرد مسلمان چهار شب از سال را براي عبادت خالي بگذارد. شب عيد فطر، عيد قربان، نيمه شعبان و اول رجب؛ اين تاکيد نشان مي دهد که نخستين شب از ماه رجب از چنان جايگاهي برخوردار است که در نگاه ائمه (ع) در کنار سه عيد بزرگ قرار گرفته است.
علاوه بر شب نخست مناسبت هاي متعددي در ماه رجب قرار دارد که بر فضائل آن مي افزايد. شب جمعه نخست که ليله الرغائب نام گرفته و اعمال خاص خود را دارد. ميلاد امامان باقر (ع)، جواد (ع) و اميرالمومنين (ع)، آيين اعتکاف و مبعث رسول اکرم (ص) که همگي بر شان اين ماه به عنوان يکي از ماه هاي پرفضيلت افزوده است.
خداوند هر ساله این فرصت را به بشریت میدهد تا به عنوان یک خویشاوند با یکدیگر صلح نمایند و دست از جنگ و خونریزی بردارند. چنانکه میفرماید: در حقیقت، شماره ماهها نزد خدا، از روزی که آسمانها و زمین را آفریده، در کتاب ]علم[ خدا، دوازده ماه است از این ]دوازده ماه[، چهار ماه، ]ماه[ حرام است. این است آیین استوار، پس در این ]چهار ماه[ بر خود ستم مکنید و همگی با مشرکان بجنگید، چنانکه آنان همگی با شما میجنگند، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. (توبه، آیه 36)
حرمت ماه محرم:
ظاهراً علّت نامگذاری ماه محرّم به محرّم الحرام هم این است که در این ماه، خیلی مقیّد بودند که اصلاً نجنگند. چون آغاز سال نو بود. میدانید در همه بلاد و ممالک، آغاز سال نو را جشن میگیرند. ما هم همینطور هستیم و ابتدای سال نویمان را که سال هجری شمسی است، در فروردین جشن میگیریم. سال میلادی هم همینطور است. ژاپنیها، چینیها و ... هم سال مخصوص دارند و ابتدای سال خود را جشن میگیرند. لذا لفظ محرّم الحرام را بیان کردند که دیگر حقیقتاً هر نوع جنگ و تعدّی، حرام است و هیچ کاری نمیشود کرد. حتّی اگر کسی میخواست به فردی تندی کند، مراقب بود که در این ماه این کار را انجام ندهد. یا حتّی اگر کسی بر اثر اشتباهی، شتری را از بین میبرد، در آن ماه میگذشتند و بعداً تلافی میکردند. یعنی اینقدر ماه محرّم الحرام بین اعراب جاهلیّت قداست پیدا کرده بود. آن هم اعراب جاهلی که بادیهنشین و مشرک بودند.
اتّفاقاً یکی از مطالب اعراب بادیهنشین این بود که گاهی در عهد و پیمان خود سستی میکردند، امّا در مورد محرّم هیچ موقع سستی نمیکردند. قرآن هم میفرماید: «الْأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفَاقاً»، هم در کفر و هم نفاق، شدیدترین بودند. میگویند: منظور از این اعراب، اعراب بادیهنشین است.
پس کسی، در ماه حرام حمله نمیکند و همه در امنیّت هستند، إلّا به اینکه خودشان میجنگند.
فلسفه ماههای حرام
به چه علت بعضی از ماههای سال حرام اعلام شده است و با عنایت به اینکه در تصادفات رانندگی فردی بطور سهوی فوت می کند از روی عمد نمی باشد چرا مقدار دیه پرداختی به وارثین متوفی در ماههای حرام دوبرابر در نظر گرفته شده است ؟ وچه فرقی مابین مرده ماههای حرام و غیره حرام میباشد؟ آیا این موضوع با فلسفه عدالت تناقضی ندارد؟
نکته اول اینکه: مسائلی که مربوط به حوزه احکام می باشند تعبدی هستند. به همین سبب اگر بدنبال علت یا حکمت حکمی از احکام الهی هستیم تنها از طریق قرآن و روایات معصومین(ع) که عالم به احکام و مصالح و مفاسد واقعیه ماورائ احکام هستند می توانیم به حکمت بعضی احکام دست پیدا کنیم.البته گاهی می شود بعض مصلحتها را و لو در بیانات معصومین هم نیامده باشد. اما با ظن و گمان مطرح کرد. ولی باید توجه داشت که احتمالات را نباید به دین واحکام دینی تحمیل کرد.
نکته دوم اینکه:اصل حکم حرمت این چهار ماه( رجب، شوال، ذیقعده و ذیحجه )در قرآن اینگونه آمده: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِى کِتَـبِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضَ مِنْهَآ أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَ لِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْـلِمُوا فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ ...( شمار ماه ها به نزد خداوند، در کتاب الهى از روزى که آسمان ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است چهار (ماه) از آن حرام است. دین درست این است. پس در آن (چهارماه) بر خویشتن ستم می کنید...)(1)چنانچه روشن است سخنی از حکمت آن نیامده.در روایات نیز اشاره به اصل حکم شده اماپیرامون علت یا حکمت آن به وضوح مطلبی نیامده است. اما از آنجا که حرمت ماه هاى حرام به زمان «حضرت ابراهیم» برمى گردد و در عصر جاهلیت به عنوان یک سنت به قوت خود باقى مانده بود و از سوى اسلام نیز به خاطر حکمت و فوایدى که داشته تأیید شد. می توان حکمتهایی برای این حکم بیان کرد.
از جمله فلسفه ها و فواید آن مى توان به احتمال پایان یافتن جنگ ها به خاطر مجال یافتن جنگجویان براى تفکر و اندیشه، دعوت به صلح و آرامش، امکان انجام مناسک حج، تجارت و بسیارى از امور دیگر، اشاره کرد.
نکته مهم آتش بس در جنگ است که حتى براى چند روز یا یک روز هم داراى اثر و فایده است. در دوران جنگ هاى بیست ساله ویتنام، براى آتش بس یک روزه تلاش مى کردند و این حکم، خود نشانه روح صلح طلبى اسلام است. (ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ج 7، ص 408.)
آخرین نکته در این زمینه اینکه منظور از حرام نمودن این چهار ماه، این است که مردم در این ماه ها از جنگیدن دست بکشند و امنیت عمومى در همه جا حکم فرما شود تا به زندگى خود و فراهم آوردن وسایل آسایش و سعادت خویش بپردازند و به عبادات و طاعات مشغول شوند(محمد حسین طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، ج9، ص: 359).
بخش دوم پرسش:
شکی نیست که هر جرمی از هر مجرمی با عمد و اختیار، استحقاق جریمه و مجازات را دارد و از سوی دیگر، همه مجرمان، یکسان نیستند و بدون شک، شرایط زمانی، مکانی، روانی و ویژگی های دیگر آنها تفاوت دارد.
به همین دلیل، امروزه در تمام قوانین جهان، اموری را با عنوان عوامل تشدید و تخفیف، در کنار قوانین کیفری و جزایی قرار می دهند؛ مثلاً بیماری روانی را عامل تخفیف و تکرار در جرم را عامل تشدید می دانند.
اسلام نیز از چهارده قرن پیش، عوامل تشدید و تخفیف را به صورتی جامع و جالب، هم در مجازات های دنیوی و هم در مجازات های اخروی، پیش بینی کرده است. در یک بررسی ساده، معلوم می شود که در اسلام، عوامل تخفیف از عوامل تشدید، بیشترند و این به خاطر آن است که اساس دین اسلام، بر رحم و عاطفه و هدفش، مهرورزی و هدایت است.
یکی از عوامل تشدید مجازات در اسلام، مکان و زمان جرم است؛ چنانچه جرمی در مکه مکرمه رخ دهد، مجازات، به علت قداست مکان مکه مکرمه، شدیدتر است. همچنین مجازات در ماه های حرام (ذی قعده، ذی حجه، محرم و رجب)، به علت قداست آنها، بیشتر است.(قره(2)آیه(194).)
این نوع مجازات، به خوبی نشان می دهد که اهمیت جرم، تنها مربوط به جنبه ذاتی آن نیست؛ بلکه خصوصیات زمانی و مکانی، کاملاً در آن موثر است.
از سوی دیگر، بدیهی است که اگر کسی حرمت اماکن و زمان های مقدس را نگه نداشت، مشخص می شود که روح طغیان گری و جسارت او بیشتر است و چنین فردی، ضرر و خطرش برای جامعه، بیشتر است.
به علاوه اینکه در زمینه قانون نمی شود با این رویکرد احکام را بررسی کرد که نسبت به بعضی موقعیت ها به ظاهر اجحاف در حق کسی می شود چرا که احکام وقوانین به نسبت تمام جامعه ومصالح کلی جامعه اسلامی در نظر گرفته می شود و از این منظر حرمت ماههایی در میان جامعه بشری می تواند مصالحی داشته باشد از آن جمله که در بالا بیان شد.
از جمل فلسفهها و فواید آن میتوان به احتمال پایان یافتن جنگها به خاطر مجال یافتن جنگجویان برای تفکر و اندیشه، دعوت به صلح و آرامش، امکان انجام مناسک حج، تجارت و بسیاری از امور دیگر، اشاره کرد.
نکته مهم "آتش بس" در جنگ است که حتی برای چند روز یا یک روز هم دارای اثر و فایده است. در دوران جنگهای 20 ساله ویتنام، برای آتشبس یک روزه تلاش میکردند و این حکم، خود نشانه روح صلحطلبی اسلام است.
آخرین نکته در این زمینه اینکه منظور از حرام نمودن این چهار ماه، این است که مردم در این ماهها از جنگیدن دست بکشند و امنیت عمومی در همه جا حکمفرما شود تا به زندگی خود و فراهم آوردن وسایل آسایش و سعادت خویش بپردازند و به عبادات و طاعات مشغول شوند.
اما برخی، شبهههایی راجع به حرام بودن ماه رجب مطرح کردهاند:
در جواب میتوانیم بگوییم که مراد از ماههای حرام ماههایی است که خداوند متعال رعایت حرمت آنها را بر مؤمنان واجب نموده است و از زبان و از زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) جنگ در ماههای حرام را ناروا دانسته است.
این سنت ابراهیم از زمان آن حضرت تا ظهور اسلام همچنان طبق سیره عملی در میان عرب محترم شمرده میشد، قرآن کریم نیز بر آن صحه گذاشته و حرمت ماههای حرام را امضاء کرد.
چنان که خداوند میفرماید: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَبِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَوَ تِ وَالأَْرْضَ مِنْهَآ أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَ لِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ وَقَتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَآفَّةً کَمَا یُقَتِلُونَکُمْ کَآفَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ ;(توبه،36) شمار ماهها به نزد خداوند، در کتاب الهی از روزی که آسمانها و زمین را آفرید، 12 ماه است چهار ماه از آن حرام است. دین درست این است. پس در آن(چهارماه) بر خویشتن ستم میکنید و با مشرکان به هنگام نبرد دسته جمعی پیکار کنید همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار میکنند و بدانید خدا با پرهیزگاران است.
اما در مورد تفاوت حرام بودن ماه رجب با سه ماه دیگر در این است که ابتدا باید بگوییم که همه روزها و شبها مخلوق خداست و هیچ زمانی به خودی خود بر «زمان» دیگر برتری ندارد؛ ولی برخی از روزها، شبها و ماهها به خاطر علل و حوادثی، برتری و قداست خاصی پیدا میکنند.
ماههای حرام نیز که به زمان «حضرت ابراهیم» برمیگردد و در عصر جاهلیت به عنوان یک سنت به قوت خود باقی بود، از سوی اسلام نیز به خاطر حکمت و فوایدی که داشته تأیید شد.
در دوران جاهلیت که از دین توحیدی حضرت ابراهیم(ع)خبری نبود، مشرکان به این قانون الهی نیز احترام میگذاشتند، ولی به خواست خود جای ماهها را عوض میکردند؛ برای مثال به جای ماه محرم، ماه صفر را حرام اعلام میکردند که آیه 37 سوره توبه، این عمل را کفر و گناه محسوب کرد.
"تحریم جنگ در این چهار ماه یکى از طرق پایان دادن به جنگهاى طویل المدة، و وسیلهاى براى دعوت به صلح و آرامش بود، زیرا هنگامى که جنگجویان چهار ماه از سال اسلحه را به زمین بگذارند و صداى چکاچک شمشیرها یا صفیر گلوله ها خاموش شود و مجالى براى تفکر و اندیشه به وجود آید احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. همیشه ادامه یک کار با شروع مجدد آن پس از خاموشى تفاوت دارد و دومى به مراتب مشکلتر است، فراموش نمىکنیم که در دوران جنگهاى بیستساله ویتنام چه اندازه زحمت مىکشیدند تا یک آتش بس بیست و چهار ساعته در آغازسال نو مسیحى یا مانند آن به وجود آورند، ولى اسلام براى پیروان خود در هر سال یک آتش بس چهارماهه اعلام میدارد و این خود نشانه روح صلح طلبى اسلام است.”[ تفسیر نمونه، ج۷، ص: ۴۰۹٫]
مساله ماه های حرام بسیار با سابقه است. که حداقل از زمان حضرت ابراهیم (ع) بوده است. قبل از اسلام، مردم جاهل، تغییراتی در این حکم الهی ایجاد می کردند:
إِنَّمَا النَّسیءُ زِیادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ؛[ توبه آیه ۳۷٫] به تأخیرافکندن ماههاى حرام، افزونى در کفر است و موجب گمراهى کافران. آنان یک سال آن ماه را حلال مىشمردند و یک سال حرام، تا با آن شمار که خدا حرام کرده است توافق یابند. پس آنچه را که خدا حرام کرده حلال مىشمارند. کردار ناپسندشان در نظرشان آراسته گردید.
و خود این حکم (حرمت ماه های چهارگانه) می تواند دارای بطونی باشد، که یکی از آن ها را بریتان نقل می کنم:
امام باقر (ع) می فرمایند: اى أبا حمزه! روشنترین و آشکارترین برهان (امامت ائمه دوازدهگانه) براى کسى که خداى تعالى او را هدایت فرموده گفتار اوست. در قرآن مجید که فرموده: به درستى که عدد ماهها نزد خدا دوازده ماه است روزى که آفرید آسمانها و زمینها را، از آنها چهار ماه حرام است، این است دین استوار، پس ستم نکنید در آنها بر خویشتن؟
و شناسایى ماهها مانند محرم و صفر و ربیع و ماههاى پس از آن و همچنین ماههاى حرام: رجب و ذى قعدة و ذى حجة و محرم دین محکم خدا نیست چون یهود و نصارى و مجوس و سایر ملتها و همه مخالف و موافق (مذهب) این ماهها را مى شناسند، و اسامى آنها را شماره مى کنند؛ بلکه آنها امامان و سرپرستان دین خدایند، و مراد از ماههاى حرام (در آیه شریفه) امیر المؤمنین علیه السّلام است که نام او از نام على که نام خدا است جدا شده و مشتقّ است، همان طور که نام محمد صلّى اللَّه علیه و آله از نام محمود خدا مشتقّ است، و دیگر سه فرزند آن حضرت که نامهاى آنها على است: على بن الحسین (زین العابدین) و على بن موسى (الرضا) و على بن محمد (هادى) و به احترام آن حضرت این نام (على) از نام خدا جدا شده و مشتقّ است.؛[الإنصاف فى النص على الأئمة ع ص]
در قرآن
عبارت ماه حرام یا ماههای حرام، در چندین آیه آمده،[۱۰] اما در آیه ۳۶ سوره توبه، چهار ماه بودن آنها بیان شده است:
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّـهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّـهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ
(ترجمه: در حقيقت، شماره ماهها نزد خدا، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، در كتاب [علم] خدا، دوازده ماه است؛ از اين [دوازده ماه]، چهار ماه، [ماهِ] حرام است.)[ توبه–۳۶]
احکام ماههای حرام
ماههای حرام احکام شرعی مختص به خود را دارند که عبارتند از:
حرام بودن جنگ
در قرآن بر حرمت شدید جنگ در این ماهها تصریح شده است: یسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ (ترجمه: از تو درباره ماهى كه كارزار در آن حرام است مىپرسند. بگو: كارزار در آن، گناهى است بزرگ)[ بقره–٢١٧]
اجازه دفاع در ماه حرام: هر چند آغاز جنگ در ماه حرام از گناهان بزرگ شمرده شده، اما در صورتی که مسلمانان در این ماه مورد حمله قرار بگیرند، دفاع از خود بر آنان واجب است: الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّـهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (ترجمه: ماهِ حرام، در برابر ماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور کلّی) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّی کنید و از خدا بپرهیزید (و زیادهروی ننمایید) و بدانید خدا با پرهیزکاران است.)[ بقره–١٩٤]
امام خمینی در پاسخ به استفتائی، در این زمینه چنین پاسخ داده است:
در جنگ دفاعی، هر موقع که دفاع واجب باشد باید بر آن اقدام شود، اگر چه در ماه حرام باشد.[۱۱]
تشدید دیه
دیه قتل در این ماهها، به میزان یک سوم دیه کامل، از قتل در ماههای دیگر بیشتر است.[۱۲]
نسیء
نَسیء در لغت به معنای به تأخیر انداختن و در قرآن به معنای تأخیر حرمت یک ماه از ماههای حرام به ماه دیگر است.
ملت عرب با گذشت زمان در مناسک حج و حرمت ماهها تغییراتی ایجاد کردند، زیرا در مواردی به دلیل خشم و کینه زیاد، ترک جنگ و غارت و چپاول در سه ماه پیاپی بر آنان دشوار میآمد، در عین حال نمیخواستند بر سنت دیرین آنان که حرمت ۴ ماه از سال بود خللی ایجاد شود، از این روی حرمت ماه محرم را به تأخیر میانداختند و به صفر منتقل میکردند. و بدین ترتیب دیگر ماههای حرام را هم به تأخیر میانداختند و ماههای به تأخیر افتاده به نام اصلی خود خوانده میشد و در نهایت نظم همه ماهها به هم میخورد.[۱۳]
در قرآن به شدت با این کار مخالفت شده است:
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ ۖ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّـهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّـهُ ۚ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ ۗ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
(ترجمه: جز اين نيست كه جابجا كردن [ماههاى حرام]، فزونى در كفر است كه كافران به وسيله آن گمراه مىشوند؛ آن را يكسال حلال مىشمارند، و يكسال [ديگر]، آن را حرام مىدانند، تا با شماره ماههايى كه خدا حرام كرده است موافق سازند، و در نتيجه آنچه را خدا حرام كرده [بر خود] حلال گردانند. زشتى اعمالشان برايشان آراسته شده است، و خدا گروه كافران را هدايت نمىكند.)[ توبه–۳۷]
پانویس
1.طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۱۴.
2 .قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۶۷.
3 .طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۲، ص۱۴۹؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص۵۶.
4.طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۵۵۱.
5 .جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۳۰۸.
6 .طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۸۲ و ج۵، ص۴۵؛ جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۳۰۹.
7 ..طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۱۴.
8. انصاری، ماههای حرام در قرآن کریم، ص۱۹۴۹
9 .مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۵، ص۳۳۹.
10 .ر.ک: سوره بقره: آیه ۱۹۴و ۲۱۷؛ سوره مائده: آیه ۲و ۹۷؛ سوره توبه: آیه۵، ۳۶، ۳۷.
11. امام خمینی، استفتائات، ج ١، ص ۵۱۵
12. امام خمینی، تحریرالوسیلة، ج ۲، ص ۵۳۰
13. انصاری، نسیء، ص ۲۲۳۰
منابع:
https://fa.wikishia.net/view
https://www.isna.ir/news/92022818679/
https://www.yjc.news/fa/news/4827209/
https://www.mashreghnews.ir/news/615188/
https://www.iribnews.ir/fa/news/3035923
http://wikifeqh.ir/
http://shiraze.ir/fa/news/78076/
https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa38853