0

تجربیات یک مادر

 
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

تجربیات یک مادر

تجربیات یک مادر - قسمت اول

از قدیم گفته اند بچه عزیز است ولی تربیتش عزیزتر است ...

مقایسه کودکان

 

همه مادران آرزو میکنند فرزندانی با ادب و با تربیت داشته باشند . چه بسیاری از مادران که همیشه حسرت فرزندان اطرافیان خود را میخورند .

باید بگویم این کار محض اشتباه است . هرگز حسرت بچه های دیگران را نخورید و خصوصا این مسئله را هرگز نزد فرزندانتان ابراز نکنید .

خداوند هر انسان را با خصوصیات و استعدادهای ویژه و تواناهایی مختلف آفریده است .

پس دلیلی ندارد شما حسرت پسر خواهرتان را بخورید که مثل بلبل انگلیسی صحبت میکند اما پسر شما نمیتواند یک جمله کامل انگلیسی بگوید .

یا دائما به دخترتان یاد آوری کنید که از دختر عمویت یاد بگیر ببین چقدر اتاقش مرتب است ....

چه بسا فرزند شما دارای توانایهایست که حتی خواهر زاده شما آرزوی آن را دارد .

هیچ گاه به فرزندتان نگویید دختر فلانی یا پسر فلانی را ببین !

اینها زیان آورترین جملاتی است که در تربیت فرزند استفاده میشود .

مطمئن باشید مقایسه کردن کودکان با هم ویرانگر است .

مقایسه کودکان

به فرزندتان تفهیم کنید که میخواهید اتاقش همیشه مرتب باشید و این در خواست فقط جهت نظم خانه و عادت کردن آنها به نظم و ترتیب است ..

از محاسن ایجاد نظم در منزل بگویید و خودتان نیز در انجام امور به او انگیزه بدهید .

مخصوصا هرگز جلوی فرزندتان زبان به تمجید بیش از حد از دیگر همسالانش باز نکنید .

در عوض به او یاد آوری کنید که شخصیت خاص و منحصر بفرد او برای شما مهم است و بر طرف کردن نقایص اخلاقی و رفتاریش باعث موفقیت او در آینده و سربلندی شما میشود .

پس یادمان باشد فرزندان ما مثل هم آفریده نشده اند و هرگز نباید با یکدیگر مقایسه شوند .

ادامه دارد.....

هرگز کودکتان را با دیگران مقایسه نکنید !

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399  9:22 AM
تشکرات از این پست
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تجربیات یک مادر

بهترین شیوه تربیت فرزندان : عمل کردن به آنچه میگویید !

 

تجربیات یک مادر - قسمت دوم

 

بهترین شیوه تربیت فزرند

چندی پیش در اتوبوس روبروی خانم نسبتا جوان و دختر نوجوانش نشسته بودم .دخترک با گوشی همراهش بازی میکرد و فارغ از همه جابود .

 

ناگهان مادر رو کرد به دختر که یعنی چه ؟از صبح که از خونه بیرون اومدیم یکسره سرت تو گوشیه..خلاصه مشغول بحث کردن شدند .خواهر خانم که همان خاله دخترک بود هر چه با چشم و ابرو به خواهرش اشاره کرد که کوتاه بیا ..مادر ول کن نبود ؛همه مسافران اتو بوس توجهشان به آنها جلب شده بود .

دخترک به سمت دیگر اتوبوس رفت و با حالت قهر کناری ایستاد .

خاله دختر به خواهرش گفت چطور توی جمع و در مقابل این همه چشم دخترت را سرزنش میکنی ؟

مادر دختر گفت تو خونه هم بهش میگم تو گوشش نمیره ؛پدرش خیلی از این مسئله ناراحته ..

خاله دختر گفت : عزیزم این کارها به حرف نیست به عمل است .آیا شما خودت به چیزی که میگی عمل می کنی ؟ والله ما که کلافه شدیم ازبس که دائم سرت تو گوشیه ...شما هر چه چقدر هم که بگی وقتی دخترت همین عمل را از تو میبینه فایده نداره. بقول معروف :دو صد گفته چون نیم کردار نیست ...

 

رطب خورده منع رطب کی کند ؟

به احتمال زیاد بارها مورد بالا را شاهدش بوده ایم و چه بسا ما هم یکی از این افراد باشیم .اما در همین محاوره رایج روزانه نکات بسیار ارزنده ای وجود دارد ؛برای یاد دادن به دیگران و در اختیار قرار دادن تجربیات حتما نباید فیلسوف بود !!

مطمئنا همه پدر و مادر ها خواهان تربیت عالی فرزند خود هستند اما در درجه اول باید نقایص اخلاقی خودمان را برطرف کنیم تا بتوانیم به فرزندانمان هم کمک کنید .

دین ما مربی بزرگی دارد که هر حرکتش درس و عبرتی اخلاقی است .پیامبر بزرگ اسلام (ص) از پدری که فرزندش را برای نهی کردن از خوردن زیاد خرما (بواسطه بیماری) نزد پیامبر برد خواست که روز دیگر بیاید ؛روز دیگر پیامبر عزیزمان پسر را نصیحت کردند و از خوردن خرما نهی کردند.پدر سوال کرد یا رسول الله چرا اینها را همان دیروز نگفتید ؟ پیامبر فرمودند دیروز خودم خرما خورده بودم چطور میتوانستم به پسرت بگویم نخورد.؟

 

پس حواسمان باشد اگر فرزندمان را از کاری نهی کردیم خودمان هم آن کار را انجام ندهیم , یک پدر سیگاری نمیتواند از پسرش بخواهد سیگار نکشد .

مادری که دائم با تلفن صحبت مبکند وعضو 70 گروه شبکه های اجتماعی است نمیتواند به دختر ش بگوید این کارها را نکند.

فرزندانمان در درجه اول از ما الگو پذیری میکنند .خانمی که به مادر پیر و بیمارش سر نمیزند یا با تندی با او برخورد میکند باید مطمئن باشد که الگوی نامناسبی برای فرزندش است .

هر وقت خواستید فرزندتان را از کاری منع کنید این چند نکته را رعایت فرمایید :

1- هرگز آن کار را با همان شیوه انجام ندهیذ.

2-برای فرزندتان صادقانه دلایل این کار را بگویید .

3- اجازه بدهید او هم نظر خود را بگوید .

4-برای فرزندتان زیان های اینکار را بگویید .

5- جلوی دیگران ودرجمع فرزندتان را سرزنش نکنید .

 

ادامه دارد....

 

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399  9:24 AM
تشکرات از این پست
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تجربیات یک مادر

کودکانمان را بخشنده تربیت کنیم

 

تجربیات یک مادر - قسمت سوم

 

برایت خوراکی گذاشته ام ؛ لقمه ات را حتما بخور ؛مواظب باش موزت له نشود زود بخور؛خودت تنهایی بخور به کسی تعارف نکن ؛ دوباره خوراکیهات را با اون پسر پر روی همکلاسیت شریک نشی و......

کودکان بخشنده

 

خدا کند شما که خواننده این سطور هستید جزو این گروه والدین نباشید !!

دنیای کودکی سرشار از معصومیت و پاکیست ؛ کودکان همانند رودخانه ای جاری هستند ؛ کینه بدل نمیگیرند ؛و همیشه سهم رفاقت را بجا می آورند .

دنیای پاک و بی غل وغش آنان را با توهمات آزار دهنده خود آلوده نکنیم ؛ آنان را به تنها خوری ؛ چشم و هم چشمی ؛کینه ورزی و.. آلوده نکنیم .

به کودکمان یاد دهیم که غذای خود را با دیگران تقسیم کند ؛ به او بیاموزیم اگر بغل دستی اش از پاک کن او استفاده کرد ناراحت نشود.

به او یاد بدهیم اگر در راه خانه پیرزنی با سبد سنگینی را دید در حد توانش به او کمک کند ؛ به او بگوییم وقتی در اتوبوس بیمار یا سالمندی ایستاده است او نباید راحت بر صندلی بنشیند .

به او بیاموزیم وقتی لباس گرم و نویی میپوشد کودکانی را که لباس مناسبی در سرما ندارند فراموش نکند .

به او بخشش و کار خیر را بیاموزیم . اورا تشویق کنیم پس انداز قلکش را برای نیازمندان هزینه کند .

به او مهربانی کنید و از او بخواهید با دیگران مهربان باشد.

نگذارید خرده حساب ها و کینه توزی های ما با اطرافیانمان کودکانمان را تحت الشعاع قرار دهد .

به او بخشش بیاموزید تا دیگران هم در حق فرزندتان بخشنده باشند .

بخشنده بودن را به فرزندانمان بیاموزیم چرا که همه به بخشش پروردگار نیازمندیم ....

ادامه دارد...

 

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399  9:25 AM
تشکرات از این پست
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تجربیات یک مادر

مچگیری ممنوع !

 

 

تجربیات یک مادر - قسمت چهارم .

عادت داشت بیصدا وارد خانه شود ؛بیصدا پشت در اتاق پسر نوجوانش بایستد ؛ دائم گوشی موبایلش را کنترل کند ؛ وقتی پسرش در اتاق تنها بود ناگهانی در را باز میکرد .

وقتی از او می پرسیدند این کارها چه معنی دارد ؟ میگفت باید مواظبش باشم ؛ میخواهم اگر کاری میکند مچش را بگیرم .

بارها شوهرش در خلوت با او صحبت کرده بود : این کارها درست نیست ؛ زیاده روی میکنی .

 

ولی او گوشش به این حرفها بدهکار نبود .....

 

حالا یکسال است که جوان بیست و چند ساله اش را از این روانکاو به آن روانپزشک میبرد ....

 

مچگیری ممنوع

 

مطمئنا همه ما نگران اعمال فرزندانمان هستیم ؛اینکه چه دوستانی دارند ؟ کجا میروند؟چکار میکنند؟ و....

اما با کنترل بیش از حد و وسواسی نه تنها به نتیجه خوبی نمیرسیم چه بسا مانند مورد بالا باعث بدتر شدن اوضاع و زیان جدی به فرزندمان شویم .

باز کردن ناگهانی در اتاق یک نوجوان یا جوان و به اصطلاح مچ گرفتن او فقط باعث از بین رفتن حرمت ها و اعتماد به نفس فرزندمان میشود .

درست است که باید فرزندمان را کنترل کنیم اما این کار نباید بصورتی باشد که غرور و احساسات او جریحه دار شود .

خانه یک مکان امن برای فرزندانمان است با حساسیت بیجا این مکان امن را از آنها نگیریم و او را تشویق به بیرون رفتن از خانه نکنیم .

نگرانی هایمان را با عقل و تدبیر و نه از روی احساسات و هیجانات آنی حل کنیم .

به شخصیت و آزادی فرزندمان احترام بگذاریم . با اعمال و رفتار شایسته خود آنها را به سمت زندگی وارسته و بدون آلودگی سوق دهیم ؛ همواره الگوی مناسبی برای فرزندمان باشیم .

در همه ی مراحل زندگی از خداوند یاری بگیریم و فرزاندانمان را با خدا شناسی آشنا کنیم .

با آرزوی توفیق برای همه ی والدین

 

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399  9:27 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها