وَ قالَ رَبُکُمُ ادعُوني اَستَجِب لَکُم اِنَّ الَّذينَ يَستَکبِرُونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ"(و پروردگارتان گفته است: مرا بخوانيد تا شما را اجابت کنم، بيترديد کساني که از پرستش من تکبر ميورزند، زودا که سرافکنده وارد دوزخ شوند)/سورۀ مبارکۀ غافر؛ آيۀ شريفۀ60.
دعا واقعيترين نياز انسان براي رسيدن به اوج کمالات روحي است. دعا مرکب راهوار عروج از قيد و بند جاذبههاي دروغي و پست دنياي مادّي به قرب و لقاي الهي است. بهترين کلام در راه شناخت ارزش دعا پس از سخن خدا، بيانات گُهربار رسول مکرم اسلام (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و ائمۀ هدي (عليهم السلام) ميباشد.
پيامبر(ص) ميفرمايند: «دعا مغز و روح عبادتهاست». علي(ع) نيز ميفرمايند: «دعا سپر مؤمن ـ در مقابل بلاها ـ است و اگر درب خانهاي را زياد بکوبي، عاقبت به رويت باز ميشود». امام صادق(ع) نيز در اين باره ميفرمايند: «آري اجابتها و هدفها در پناهگاه دعاها مانند باران در ميان ابرها مخفي و پنهان است».
امام خميني (رحمت الله تعالي عليه) اين سلالۀ مطهر حضرت زهراي مرضيه (سلام الله عليها) نيز که انقلاب شکوهمند اسلامي ما به برکت دعاي سحر و اشک نيمهشب وي به پيروزي رسيد و گامي بس سترگ در نيل به حکومت جهاني حضرت ولي عصر (عجّل الله تعالي عليه) برداشت، دعا را بعنوان قرآن صاعد معرفي نموده که از پيشوايان بزرگ ديني براي ما به وديعه گذاشته شده و از زمين به آسمان ميرسد. به يُمن توکل بر خدا و توسل به ائمۀ اطهار(ع) است که کيد دشمنان در امواج پُرتلاطم دنياي معاصر از انقلاب و جامعۀ ما دور شده و به کرانههاي امن و آرامش رسيده است.
انسان امروزي عليرغم در اختيار داشتن امکانات مادّي و برخورداري از رفاه نسبي، به علّت محروم ماندن از برکات و لذايذ مناجات و ارتباط با خدا، پيوسته در نگراني و اضطراب به سر ميبرد و روح او نيز با تمتعات مادّي سيراب نخواهد شد. دعا و نيايش در پرتو بندگي و طاعت حق در زندگي روزمره يکايک افراد بشر نيز تأثير شگرف و خارقالعادهاي دارد و کمک شاياني به سازندگي مادّي و معنوي فردي ميکند.
يکي از امور مهم در برقراري رابطۀ انسان با خدا و از جمله ضروريات اسلام، دعا ميباشد. در قرآن کريم و روايات اولياي دين، احاديث فراواني رسيده که خداوند مسلمانان را به دعا ترغيب نموده و به استجابت آن وعده داده است.
دعا پديدهاي فطري و از اساسيترين نيازهاي روحي و رواني انسان است که در تمام کاوشهاي روانشناختي، ضرورت وجود آن تأييد شده است. به دليل همين رابطۀ دعا با فطرت است که آن را مايۀ آرامش و تسکين دردهاي روحي انسان و کاهش شديد اضطراب دانستهاند. در قرآن کريم از دعا بعنوان راه خودسازي، خداشناسي و رابطۀ ميان انسان و خداوند ياد شده است.
حقيقت دعا يعني توجه به خداوند متعال و درخواست رحمت و عنايت او در سرشت هر مخلوقي، چه انسان و چه غير انسان نهفته است که رشتۀ وجود همۀ آنها به ذات بينياز او پيوسته است، او پديدآورنده و پرورشدهندۀ مخلوقات و تنها پناهگاه به هنگام سختي و ناتواني است. انسان بدون ارتباط با خداوند و دلبستگي به او در نگراني و پريشاني به سر ميبرد بخصوص در وقت بيچارگي و درماندگي اين حالت استغاثه و مددخواهي از خداوند در انسان بيشتر آشکار ميگردد و بيآنکه کسي او را تعليم دهد، خود به خود به درگاه الهي روي ميآورد و التماس ميکند.
تاريخ دعا با شروع آفرينش همراه بوده است. آدم و حوا در بهشت و بعد از هبوط به زمين نيايشهايي داشتهاند که بعضي از آنها در آيات قرآن کريم و احاديث معصومين(ع) بيان گرديده است، همچنين از ساير انبياي الهي(ع) و امّتهاي آنان در آيات و روايات، دعاهاي بسياري نقل شده است.
دين بر پايۀ عبادت استوار است و مغز عبادت، دعا است که خود بهترين عبادت و نزديکترين راه به سوي خداوند است. حضرت علي (عليه السلام) فرمودند: «محبوبترين اعمال نزد خداوند در زمين دعا است».
دعا و درخواست حوائج از خدا منحصر به الفاظي نيست که از لسان مبارک پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيت (عليهم السلام) بيان شده باشد. لذا انسان در مقام دعا آزاد است و در هر حال و در هر کجا که هست و به هر لغت که برايش ممکن است ميتواند اظهار نياز به درگاه خداي بينياز برد و آن چه در دل دارد، به زبان آورد و با پروردگارش در ميان بگذارد و از او رفع حاجاتش را بخواهد.
اما در اين ميان ممکن است انسان عادّي به بسياري از ارزشهاي والاي خويش پي نبرده و آنچه در تأمين سعادت وي نقش دارد را درک نکرده باشد و تمام توجهش صرف يک سلسله مطالب کوچک و کمارزش گرديده، آنها را به عنوان حوائج اصيل و مهم از خداوند بخواهد.
البته ممکن است آدمي به هنگام دعا و عرض نياز به درگاه خدا نتواند آن گونه که شايستۀ مقام خداوندي بوده در حدّ کمال و ادب به آداب دعا بپردازد و نداند که چه بايد بخواهد و چگونه بايد بخواهد، از اين رو چه بهتر است که در اين مرحله نيز سر به آستان مقرّبان درگاه و عارفان به شئون بندگي يعني خاندان عصمت و وحي(ع) بگذارد و از زبان آن بزرگواران به دعا و مناجات با خدا بپردازد و از اقيانوسهاي بيکراني که براي ما به وديعه گذاشته شده است، استفاده نمايد.
حسين حسينزاده
کارشناس فرهنگي ادارۀ تبليغات اسلامي شهرستان مينودشت