اسم من «چغندر» است!
خام من به اندازه عسل خاصيت دارد.
درمان بيدريغ رعشه هستم.
درد مفاصل و نقرس را درمان ميكنم خوردن آب برگ من، مسكن سردرد و دندان درد است.
و آنها كه از شوره مو رنج ميبرند، علاج ناراحتي خود را در من خواهند يافت...
من چغندر هستم. به من چگندر و چندرهم ميگويند. اعراب مرا «سلق» صدا ميكنند. در گذشته به پخته بيخ من لبلبو و اكنون لبو ميگويند.
گياهشناسان قديم ايران بيخ مرا از دسته ميوهها و سبزيها جدا كرده و جزو هويجها شمردهاند ولي برگ من در دسته سبزيهاست. برگ من سحرگاه بيمزه و شامگاه شيرين است. زيرا در روز با كمك نور آفتاب، قند ميسازم و شب بتدريج آنرا جهت ذخيره به بيخ خود كه انبار من است ميفرستم و به همين جهت است كه اگر برگ مرا صبح بچينند و ميل نمايند، جزء سبزيهاي خنك بوده، و عصر خنكي كمتري دارم، و خيلي متأسفم كه شما نميتوانيد برگ و بيخ مرا خام خام ميل نماييد والا ميتوانستم ادعا كنم كه خداوند بعد از عسل، شفا را در من قرار داده است. بيخ من اگر خام خورده ميشد، بدون شك شما ميتوانستيد آنرا عسل گياهي بدانيد. من با اين كه خاصيت مسهلي ندارم معذلك پاككننده شكم هستم. به هضم غذا كمك ميكنم و التهاب معده را فرو مينشانم. مفيدترين و بهترين اعضاي من، برگ من است و بعد ساقههاي آن و سپس بيخ من كه پخته آن «لبو» نام دارد.
قند من براي مبتلايان به مرض ديابت خوب نيست، ولي در عوض خداوند مصلح آن، يعني دواي مرض قند را در ساقه و برگ من قرار داده است. مشروط بر اين كه صبح زود آنرإ؛ّّحخ بچينيد و در سايه حفظ نماييد.
برگهاي كلفت من سنگين و دير هضم است، ولي در اثر پختن سختي و نفخ آن از بين ميرود، خنكي برگهاي نازك من زياد است، و قوت غذايي كمتري دارد، ولي در عوض دواي بسيار خوبي است. خوردن پخته من رعشه را معالجه ميكند، مخصوصا برگ سرخ رنگ آن اگر آنرا خام با سركه و خردل بخوريد، طحال را باز ميكند و ورم آن را فرو مينشاند، جهت درد پشت و مثانه و امراض مقعد مفيد است. آب برگ من با داروهاي مسهل، به اخراج بلغم كمك ميكند. جهت درد مفاصل و نقرس سودمند است. اگر بيخ مرا با عسل ممزوج كرده و در بيني بكشيد فضولات را پاك ميكند. خوردن آب برگ من جهت سردرد و دندان درد مفيد است. كمپرس با آب برگ من قرمزي چشم را از بين ميبرد. مخصوصا اگر با روغن بادام يا عسل مخلوط كرده باشيد. شستشو با جوشانده برگ من، شوره و چربي سر را از بين ميبرد. مخصوصا اگر آن را گرم كنيد و با پنبه يا باند روي پلك چشم كمپرس كنيد. اگر چند قطره آب نيم گرم برگ مرا در گوش بچكاند، درد آن را ساكت ميكند. مخصوصا اگر با روغن بادام يا عسل مخلوط كرده باشيد. شستشو با جوشانده برگ من، شوره و چربي سر را از بين ميبرد و شپش را نابود ميكند. ضماد برگ من با بوره (اسيد بوريك) جهت كك مك و طاسي به كار ميرود، و همچنين براي ورم پشت پا و استسقاء و ساير اورام مفيد است، تنقيه با آب نيم گرم من جهت ورم روده و گرفتگي آن نافع است. اگر دست و پاي شما و كودكان شما در اثر سرمازدگي تركي پيدا كرده است، نگران نباشيد آن را مدتي در آب گرم من بگذاريد برطرف خواهد شد. ماليدن برگ پخته من پس از سرد شدن، درمان سوختگي آتش و آب جوش است و آفتابزدگي را معالجه ميكند. ضماد برگ كوبيده من جهت تسكين درد و پاك كردن كك مك و معالجه طاسي و با عسل جهت دمل و جوشهاي جلدي و با حنا جهت روياندن مو و رشد آن و با روغن بادام جهت فروكش كردن اورام و خوردن آن با خردل مسكن شكم درد بوده، و بادشكن ميباشد.
من به علت داشتن ارسنيك و گوهر شب چراغ و روبيديم از بيماري جذام جلوگيري ميكنم و به علت داشتن فسفر غذاي مغز بوده، و نيروي حافظه را زياد ميكنم. اعصاب را محكم مينمايم و حرارت خون را مينشانم و استخوانبندي را تقويت ميكنم. من براي درد كليه مفيد ميباشم، من داراي مواد ازته، مواد قندي، املاح معدني مثل كلسيم و آهن نيز ميباشم و اين خاصيت در برگ من زيادتر است. آب لبو براي بهبود التهاب مثانه، رفع يبوست و بيماريهاي پوست مصرف ميشود. بو داده پوست بيخ مرا ميتوان مانند قهوه دم كرده و نوشيد. من داراي ويتامين «آ» به صورت جوهر زردك، و انواع ويتامينهاي «ب» و «ث» بوده اشتهاآور هستم، برگ قرمز من به علت داشتن ويتامينهاي زياد و كمي آرسنيك و روبيديم تا بخواهيد مفيد است.
حال كه خواص لبو را دانستيد و توجه فرموديد كه بيخ من تمام مواد لازم را از نظر ويتامين و آنزيم جهت هضم و جذب قند دارد، بد نيست بدانيد كه قندي كه با كمك داروهاي شيميايي از بيخ من گرفته ميشود، فاقد اين عوامل مفيد بوده و براي اينكه در بدن شما سوخته و نيروي لازم را تحويل دهد، ناچار است كه اين عوامل را از غذاهاي ديگر و ذخاير بدن گرفته، انسان را دچار كمبود آنها ساخته و موجب گرسنگي نامرئي گردد و سرانجام صدها مرض ايجاد نمايد، قند سفيد يك غذاي محرك و بيماريزاست و در زندگي نيم مصنوعي شما از غذاهاي كشنده محسوب ميشود. مرگ تدريجي كه از خوردن قند سفيد به انسان دست ميدهد، عامل بسياري از ناخوشيها و ناراحتيهاي جسمي و روحي است. دندان را خراب ميكند خون را كثيف مينمايد. كبد را كه سكان كشتي بدن است خراب مينمايد و سلسله اعصاب را ضعيف ميسازد. به اين جهت من به شما توصيه ميكنم كه براي شيرين كردن كام خود، حتي المقدور شيرينيهاي طبيعي مثل عسل، مويز، شيره خرما و از بيخ پخته من (لبو) استفاده نماييد و اگر خواستيد قند سفيد بخوريد از قند نيشكر بهرهمند شويد. |
| زبان خوراكيها جلد يك |
دكتر غياث الدين جزايري |
|
خام من به اندازه عسل خاصيت دارد.
درمان بيدريغ رعشه هستم.
درد مفاصل و نقرس را درمان ميكنم خوردن آب برگ من، مسكن سردرد و دندان درد است.
و آنها كه از شوره مو رنج ميبرند، علاج ناراحتي خود را در من خواهند يافت...
من چغندر هستم. به من چگندر و چندرهم ميگويند. اعراب مرا «سلق» صدا ميكنند. در گذشته به پخته بيخ من لبلبو و اكنون لبو ميگويند.
گياهشناسان قديم ايران بيخ مرا از دسته ميوهها و سبزيها جدا كرده و جزو هويجها شمردهاند ولي برگ من در دسته سبزيهاست. برگ من سحرگاه بيمزه و شامگاه شيرين است. زيرا در روز با كمك نور آفتاب، قند ميسازم و شب بتدريج آنرا جهت ذخيره به بيخ خود كه انبار من است ميفرستم و به همين جهت است كه اگر برگ مرا صبح بچينند و ميل نمايند، جزء سبزيهاي خنك بوده، و عصر خنكي كمتري دارم، و خيلي متأسفم كه شما نميتوانيد برگ و بيخ مرا خام خام ميل نماييد والا ميتوانستم ادعا كنم كه خداوند بعد از عسل، شفا را در من قرار داده است. بيخ من اگر خام خورده ميشد، بدون شك شما ميتوانستيد آنرا عسل گياهي بدانيد. من با اين كه خاصيت مسهلي ندارم معذلك پاككننده شكم هستم. به هضم غذا كمك ميكنم و التهاب معده را فرو مينشانم. مفيدترين و بهترين اعضاي من، برگ من است و بعد ساقههاي آن و سپس بيخ من كه پخته آن «لبو» نام دارد.
قند من براي مبتلايان به مرض ديابت خوب نيست، ولي در عوض خداوند مصلح آن، يعني دواي مرض قند را در ساقه و برگ من قرار داده است. مشروط بر اين كه صبح زود آنرإ؛ّّحخ بچينيد و در سايه حفظ نماييد.
برگهاي كلفت من سنگين و دير هضم است، ولي در اثر پختن سختي و نفخ آن از بين ميرود، خنكي برگهاي نازك من زياد است، و قوت غذايي كمتري دارد، ولي در عوض دواي بسيار خوبي است. خوردن پخته من رعشه را معالجه ميكند، مخصوصا برگ سرخ رنگ آن اگر آنرا خام با سركه و خردل بخوريد، طحال را باز ميكند و ورم آن را فرو مينشاند، جهت درد پشت و مثانه و امراض مقعد مفيد است. آب برگ من با داروهاي مسهل، به اخراج بلغم كمك ميكند. جهت درد مفاصل و نقرس سودمند است. اگر بيخ مرا با عسل ممزوج كرده و در بيني بكشيد فضولات را پاك ميكند. خوردن آب برگ من جهت سردرد و دندان درد مفيد است. كمپرس با آب برگ من قرمزي چشم را از بين ميبرد. مخصوصا اگر با روغن بادام يا عسل مخلوط كرده باشيد. شستشو با جوشانده برگ من، شوره و چربي سر را از بين ميبرد. مخصوصا اگر آن را گرم كنيد و با پنبه يا باند روي پلك چشم كمپرس كنيد. اگر چند قطره آب نيم گرم برگ مرا در گوش بچكاند، درد آن را ساكت ميكند. مخصوصا اگر با روغن بادام يا عسل مخلوط كرده باشيد. شستشو با جوشانده برگ من، شوره و چربي سر را از بين ميبرد و شپش را نابود ميكند. ضماد برگ من با بوره (اسيد بوريك) جهت كك مك و طاسي به كار ميرود، و همچنين براي ورم پشت پا و استسقاء و ساير اورام مفيد است، تنقيه با آب نيم گرم من جهت ورم روده و گرفتگي آن نافع است. اگر دست و پاي شما و كودكان شما در اثر سرمازدگي تركي پيدا كرده است، نگران نباشيد آن را مدتي در آب گرم من بگذاريد برطرف خواهد شد. ماليدن برگ پخته من پس از سرد شدن، درمان سوختگي آتش و آب جوش است و آفتابزدگي را معالجه ميكند. ضماد برگ كوبيده من جهت تسكين درد و پاك كردن كك مك و معالجه طاسي و با عسل جهت دمل و جوشهاي جلدي و با حنا جهت روياندن مو و رشد آن و با روغن بادام جهت فروكش كردن اورام و خوردن آن با خردل مسكن شكم درد بوده، و بادشكن ميباشد.
من به علت داشتن ارسنيك و گوهر شب چراغ و روبيديم از بيماري جذام جلوگيري ميكنم و به علت داشتن فسفر غذاي مغز بوده، و نيروي حافظه را زياد ميكنم. اعصاب را محكم مينمايم و حرارت خون را مينشانم و استخوانبندي را تقويت ميكنم. من براي درد كليه مفيد ميباشم، من داراي مواد ازته، مواد قندي، املاح معدني مثل كلسيم و آهن نيز ميباشم و اين خاصيت در برگ من زيادتر است. آب لبو براي بهبود التهاب مثانه، رفع يبوست و بيماريهاي پوست مصرف ميشود. بو داده پوست بيخ مرا ميتوان مانند قهوه دم كرده و نوشيد. من داراي ويتامين «آ» به صورت جوهر زردك، و انواع ويتامينهاي «ب» و «ث» بوده اشتهاآور هستم، برگ قرمز من به علت داشتن ويتامينهاي زياد و كمي آرسنيك و روبيديم تا بخواهيد مفيد است.
حال كه خواص لبو را دانستيد و توجه فرموديد كه بيخ من تمام مواد لازم را از نظر ويتامين و آنزيم جهت هضم و جذب قند دارد، بد نيست بدانيد كه قندي كه با كمك داروهاي شيميايي از بيخ من گرفته ميشود، فاقد اين عوامل مفيد بوده و براي اينكه در بدن شما سوخته و نيروي لازم را تحويل دهد، ناچار است كه اين عوامل را از غذاهاي ديگر و ذخاير بدن گرفته، انسان را دچار كمبود آنها ساخته و موجب گرسنگي نامرئي گردد و سرانجام صدها مرض ايجاد نمايد، قند سفيد يك غذاي محرك و بيماريزاست و در زندگي نيم مصنوعي شما از غذاهاي كشنده محسوب ميشود. مرگ تدريجي كه از خوردن قند سفيد به انسان دست ميدهد، عامل بسياري از ناخوشيها و ناراحتيهاي جسمي و روحي است. دندان را خراب ميكند خون را كثيف مينمايد. كبد را كه سكان كشتي بدن است خراب مينمايد و سلسله اعصاب را ضعيف ميسازد. به اين جهت من به شما توصيه ميكنم كه براي شيرين كردن كام خود، حتي المقدور شيرينيهاي طبيعي مثل عسل، مويز، شيره خرما و از بيخ پخته من (لبو) استفاده نماييد و اگر خواستيد قند سفيد بخوريد از قند نيشكر بهرهمند شويد. |
| زبان خوراكيها جلد يك |
دكتر غياث الدين جزايري |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
چهارشنبه 8 دی 1389 12:22 AM
تشکرات از این پست