0

گندم و موش (حکایت)

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

گندم و موش (حکایت)

 

 

گندم و موش

 

شخصی با دوستی گفت: پنجاه من گندم داشتم تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند.

 

او گفت: من نیز پنجاه من گندم داشتم تا موشان را خبر شد، من تمام خورده بودم.

 

منبع:روزنامه خراسان

 

 
دوشنبه 9 شهریور 1394  9:13 PM
تشکرات از این پست
55yaran
55yaran
55yaran
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 48

پاسخ به:گندم و موش (حکایت)

دشمن <<< نتوان  حقیر و بی چاره شمرد

دوشنبه 9 شهریور 1394  11:44 PM
تشکرات از این پست
salamat595
دسترسی سریع به انجمن ها