0

هروقت خدا بخواهد ...

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

هروقت خدا بخواهد ...

مكان : مهران
راوي :همرزم شهيد
منبع :افلاكيان(خاطرات شهداي دانش آموز كردستان)
در تيپ 29 بيت المقدس بودم . خداوند عنايت فرمود تا در عمليات كربلاي 1 كه منجر به آزاد سازي مهران شد شركت كنيم . سرعت پيشروي رزمندگان اسلام فوق العاده بود . دشمن به شدت دچار هراس شده بود و براي متوقف كردن رزمندگان به بمباران هوايي دست زد . سراسر منطقه به تلي از آتش و دود تبديل شده بود . بچه‌هاي رزمنده بخاطر اينكه از اصابت تركش محفوظ بمانند ، به حالت درازكش بر روي زمين خوابيده بودند . در آن لحظات حساس ناگهان علي‌رضا را ديدم كه بدون هيچ ترس و واهمه‌اي ايستاده و صحنه بمباران را مشاهده مي‌كند. او را صدا زدم و گفتم : عليرضا مگر نمي‌بيني دشمن دارد منطقه را بمباران مي‌كند ؟ بخواب روي زمين ! بابا نترسيد هر وقت خدا بخواهد من شهيد مي‌شوم .

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 7 اسفند 1393  4:52 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها