حال بد
راوي :همرزم شهيد
هفته هاي آخر ، حالش هر لحظه بدتر مي شد. شيميايي انانش را بريده بد . يك روز انگار حالش خيلي بهتر شده باشد ؛ بي مقدمه گفت : زود خانه را تميز و مرتب كن؛ قرار است يك ميهمان بزرگوار بيايد به خانه مان. چندروز بعد گفت :توي حالت خواب و بيداري يك خانم و دو سيد نوارني آمدند پيشم و يك بسته دادند به من. گفتند : اين هديه مال تو است ؛ ان شاء الله به زودي شفا مي گيري .
به يك هفته نرسيد كه شفا گرفت : آسماني شد.
سردار شهيد حاج محمد علي رنجبر