17 سال پيش در چنين روزهايي شاتل فضايي ديسکاوري محموله اي بسيار ارزشمند را در مدار زمين قرار داد. تلسکوپي بسيار پيشرفته به ارزش 2 و نيم ميليارد دلار که به ياد ادوين هابل ، اخترشناسي که نخستين بار بشر را با عظمت کيهان آشنا کرد ، تلسکوپ فضايي هابل نام گرفت.
اين تلسکوپ در ابتدا قرار بود 15 سال عمر کند و 3 هدف اصلي را دنبال کند: اندازه گيري سرعت انبساط عالم ، نقشه برداري از فواصل مياني عالم و شناسايي ترکيب شيميايي اختروش ها. اما امروز تمام دانشمندان اعتقاد دارند نه تنها اين ابزار ارزشمند در به ثمر رساندن هدف هاي اصلي خود موفق بوده ، که دستاوردهايش به مراتب فراتر از انتظارهاي اوليه است. نگاهي به تاريخ شکل گيري و فعاليت هاي تلسکوپ فضايي هابل مي تواند تاثير اين ابزار ارزشمند را در پيشرفت دانش اخترشناسي بيشتر نمايان کند.

تا دهه 1950 ميلادي ، بزرگ ترين تلسکوپ هاي زمين در رصدخانه هاي مونت ويلسون و پالومار قرار داشتند، تلسکوپ هايي به قطر 2.5 متر و 5 متر که هر اخترشناسي آرزوي رصد با يکي از اين ابزارها را داشت.

اما پيشرفت علم ، نياز دانشمندان به رصدهاي بيشتر را افزايش داده بود و تلسکوپ هاي موجود نه آن قدر بزرگ بودند که بتوانند اجرام دور دست را بخوبي رصد کنند و نه زمان کافي را براي رصد دراختيار داشتند. شرايط رصد نيازمند آسماني صاف و تاريک بود، اما در بسياري از شبها ماه درخشان مانع از رصد مي شد. هواي ابري و طوفاني هم که جاي خودش را داشت.

هزينه بالاي ساخت رصدخانه هاي بزرگ تر به چندصد ميليون دلار مي رسيد و خيلي ها چنين سرمايه گذاري اي را با توجه به زمان اندک رصد، مقرون به صرفه نمي دانستند. اما از آن مهمتر، مشکلات اپتيکي جو بود. مشاهدات نشان مي داد توان تفکيک تلسکوپ هاي 2.5 متري مونت ويلسون و 5 متري پالومار، يعني کوچک ترين زاويه اي که مي توان با تلسکوپ تشخيص داد، تفاوتي ندارد. درحالي که تلسکوپ بزرگ تر بايد زاويه هايي به مراتب کوچک تر را تشخيص دهد. بررسي هاي بيشتر نشان داد اغتشاشات جوي زمين مانع از آن مي شود که بتوان زوايايي کوچک تر از 0.0001 درجه را تشخيص داد. از سوي ديگر، جو براي تمام طول موج هاي نور شفاف نبود. پرتوهاي پرانرژي گاما و ايکس از جو عبور نمي کردند. پرتوهاي فرابنفش در لايه ازن به دام مي افتادند.

پرتوهاي نورمريي با کمي اغتشاش عبور مي کردند. برخي طول موج هاي فروسرخ عبور مي کردند و برخي ديگر در تشعشعات بخار آب جو محو مي شدند و در نهايت بخشي از امواج راديويي نيز از جو عبور نمي کرد. چنين محيطي مناسب رصدهاي ايده آل دانشمندان نبود.

ايده وجود يک رصدخانه در فضا را نخستين بار هرمن اوبرت ، دانشمند آلماني و از نظريه پردازان سفر به فضا در سال 1923 / 1302 پيشنهاد کرد. اما نخستين ايده عملي را اخترشناسي جوان به نام ليمان اسپيتزر در مقاله اي با عنوان مزاياي نجومي يک رصدخانه در خارج زمين به سال 1946 / 1325 منتشر کرد. او نشان داد در خارج زمين محدوديت هاي اپتيکي جو وجود ندارد و مي توان در تمام طول موج ها رصد کرد. همچنين به دليل نبودن اغتشاشات جوي ، محدوديتي در توان تفکيک وجود ندارد و تنها عامل موثر، بزرگي آينه اصلي تلسکوپ است.

از سوي ديگر، چنين رصدخانه اي مي تواند در تمام ساعات شبانه روز رصد کند؛ درحالي که رصدخانه هاي زميني فقط مي توانند شب هنگام فعاليت کنند، آن هم به شرطي که هوا ابري نباشد، ماه در آسمان نباشد و آلودگي نوري وجود نداشته باشد. بنابراين يک تلسکوپ فضايي به مراتب مقرون به صرفه تر از رصدخانه هاي زميني است.