مناجات آرام
راوي :همرزم شهيد
بعضي شب ها غيب اش مي زد. يك شب آن قدر منتظر ماندم تا از خانه رفت بيرون . با دوچرخه ميرفت به طرف گلزار شهدا. من هم پشت سرش مي رفتم تا بفهمم كجا مي رود . رفت توي گل زار بالاي قبر تك تك شهدا ايستاد و فاتحه خواند : بعد هم رفت به طرف دامنه كوه هاي مشرف بر گل زار.
يك گوشه نشسته بود، مناجات مي كرد و آرام اشك مي ريخت.
سردار شهيد تقي ابو سعيدي