حدیث شماره 21: «پرهيز از خيانت و مكر و نيرنگ»
شیعه واقعی ویژگی های زیادی داره. ازجمله مواردی که در این حدیث ذکر شده. شیعه حتی در دلش هم فکر خیانت و نیرنگ نمی کنه. چون همه رو برادر و خواهر دینی خودش می دونه. و خیانت به اونها رو خیانت به خودش. نه اینکه فقط از ترس عذاب خدا و اینکه اگه امروز خیلنت کنم فردا خیانت میبینم ( اینکه امر مسلمی و طرف شانس بیاره اینطوری گناهش تو همین دنیا پاک بشه. ) مؤمن و شیعه از ته دلش این کارها و اعمال رو دوست نداره. همونطور که دوست نداره درمورد خودش انجام بشه. نگاهش به جای اینکه به دست مردم باشه و فکرش دنبال راه خلافی برای به دست آوردن مال و منال اونها، نگاهش به دست خداست و فکرش تو کارهای خیر و نیک که پاداشش هم از طرف خداست.
بعضی ها فکر می کنن اینکه می تونن (اونم البته ظاهراً یعنی به گمان خودشون ) کسی یعنی آدمی رو گول بزنن و به قول معروف سرش شیره بمالن می تونن سرِ خدا هم کلاه بزارن و اونو فریب بدن. با این عبادت های دست و پا شکسته شون. با وعده وعید های بی سر و تهشون به خدا. واقعاً فکر می کنن خدا به این چیزا احتیاج داره. میگن خدایا الآن وقت کاره، ارباب رجوع میاد، رئیسم میاد میبینه، و..... بعداً نمازمو می خونم. یا با توجه به همه اینها میره نماز میخونه و طولش هم میده. این دوحالتش. و مثال هایی از این قبیل. خدا هم خیلی وقتا مستقیم و غیر مستقیم بهمون نشون میده که نمی تونیم فریبش بدیم ولی کو گوش شنوا و چشم بینا که نشونه ها رو ببینیم.
درمورد خیانت به خدا، عمین که مواظب سلامتیمون نیستیم، همین که براثر مشکلات قصد خودکشی می کنیم و گاهی عمل، خیانت به امانت خداست. سلامتی مون امانتی از طرف خداست. و سایر نعمت ها که بیشترشو وقتی از دست می دیم تازه می فهمیم.
تربیت خانوادگی در این زمینه خیلی مهمه. اینکه پدر و مادر به فرزندانشون راه درست رو نشون بدن. از طرق مختلف. مثال بزنن، داستان تعریف کنن، از تجربیات خودشون و دیگران براشون بگن. و همینطور از معایب نیرنگ و فریب و خیانت. اینکه هیچ کدوم کار خوبی نیست و عواقب بدی به همراه داره. اینکه گمان می کنن دیگران رو فریب میدن، باید بدونن اگه کسی بخواد کس دیگه ای رو فریب بده باید اول خودشو فریب بده تا بتونه دیگری رو فریب بده.
مکر و نیرنگ
از کبائرى که وعدۀ آتش بر آن داده شده، مکر و غدر، یعنى پیمانشکنى، و خدعه یعنى فریب دادن است. چنانچه در روایات مستفیضه، بر هر سه وعده آتش داده شده است. از آن جمله در کتاب ایمان و کفر اصول کافى باب مکر و غدر و خدیعه شش حدیث دراینباره نقل نموده است که براى نمونه، دوتاى آن یادآورى مىشود:
حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام مىفرماید: «اگر نبود که مکر و فریبکارى در آتش است، من از همه مردم مکارتر بودم» .
و نیز مىفرماید: «به درستى که دغلگرى و هرزگى و خیانت در آتش است» .
در وسائل است که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مىفرماید: «مسلمان نباید مکر و خدعه کند، زیرا از جبرئیل شنیدم که مکر و خدعه در آتش است» . پس فرمود:
«کسى که مسلمانى را فریب دهد یا به او خیانت کند، از ما نیست» .
معنى مکر و غدر و خدعه
غدر به معنى پیمانشکنى. اما مکر و خدعه، هر دو به معنى قصد سوء و آهنگ بدى کردن بدیگرى است، از راهى که نمىداند. مثل اینکه در ظاهر به او احسان، و در باطن با او بدى کند. یا در ظاهر با او محبت و موافقت، و در باطن دشمنى و مخالفت نماید. یا اینکه در ظاهر بفهماند که با او کارى ندارد، و در باطن در کمین باشد تا به او تعرض نموده و آزار برساند. و خلاصه مکر و خدعه، دوروئى و دوزبانى و خوشظاهر و بدباطن بودن است و بر دو قسم است: مکر و خدعه با خدا و پیغمبر و امام و دیگر مکر و خدعۀ با مردم.
نیرنگ با خدا
: بدترین مراتب نیرنگ با خدا، خدعۀ منافقین است. یعنى کسانى که کفر خود را پنهان مىدارند و در ظاهر، اظهار اسلام و ایمان مىنمایند. چنانچه در سورۀ بقره مىفرماید: «با خدا و اهل ایمان نیرنگ مىزنند درحالىکه نیرنگ نمىزنند مگر به خودشان، درحالىکه نمىفهمند» .
و اگر گفته شود که خدعه در موردى است که نیرنگ زده شده بىخبر باشد و خدعه را نفهمد، بنابراین خدعۀ با خدا چگونه است؟ .
جواب آن است که ایشان چون با پیغمبر و مؤمنین، خدعه مىکردند، در حکم نیرنگ با خدا است. یا اینکه منافقین با خداوند معاملۀ خدعه و نیرنگى و فریبکارى مىکردند، چون کفر خود را پنهان و اظهار ایمان مىکردند.
معنى اینکه به خودشان نیرنگ مىزنند این است که، از خدعۀ ایشان به پیغمبر و مؤمنین ضررى نمىرسد، بلکه ضررش به خودشان مىخورد. چون خود را از هر خیر و سعادتى محروم مىکردند و خود را در دنیا به بلاى رسوائى و در آخرت به عذابهاى الهى گرفتار مىکردند.
دوروئى و دو زبانى هم نیرنگ است
: حضرت صادق علیه السّلام مىفرماید:
«هرکس با مسلمانان، دو رو و دو زبان برخورد کند، روز قیامت مىآید درحالىکه دو زبان از آتش دارد» .
از حضرت باقر علیه السّلام است: «چه بد بندهاى است کسى که داراى دو رو و دو زبان است. در حضور برادرش او را تمجید و ستایش کند و پشت سرش او را بد بگوید و گوشتش را بخورد (غیبتش را کند) اگر نعمتى به او رسد، حسدش برد و اگر گرفتار شود، او را واگذارد و یاریش نکند» .
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مىفرماید: «هرکس دورو باشد، در قیامت مىآید درحالىکه دو زبان دارد: یکى از عقب و دیگرى از جلو و هر دو آویزان، و شعله آتش از آنها بیرون مىآید، به طورى که تمام بدنش را آتش مىگیرد.
غش هم نیرنگ با مردم است
: از اقسام خدعۀ با مردم، غش در معامله است. و آن مخلوط کردن جنسى است که مىفروشند یا چیز دیگر به طورى که آشکار نباشد. مانند مخلوط کردن شیر با آب یا خوب و بد یک جنس را یکى کردن و به عنوان خوب فروختن.
حضرت باقر علیه السّلام مىفرماید: «رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در بازار مدینه به طعامى (گندم یا جو) گذشت، به صاحبش فرمود: خوب طعامى است، قیمتش چیست؟ پس ملهم شد که دست در وسطش کند و مشتى بیرون آورد، معلوم شد وسطش خراب است و ظاهرش خوب، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به او فرمود: جمع کردى بین خیانت کردن و غش نمودن با مسلمانان»
و نیز فرمود: «کسى که با مسلمانى در خریدن یا فروختن غش کند، پس از مسلمانان نیست، و در قیامت با یهود محشور مىشود زیرا یهود بیش از همه با مسلمانان غش مىکنند»
و همچنین فرمود: «کسى که بخوابد، درحالىکه در دلش غش کردن با برادر مسلمانش باشد، در سخط خدا خوابیده، و صبح مىکند در غضب خدا. و همینطور در سخط خدا است تا وقتى که توبه کند و دست از غش کردن بردارد. و اگر در این حال بمیرد بر دین اسلام نمرده است» . پس سه مرتبه فرمود: «بدانید هرکه با مسلمانان غش کند از آنان نیست و هرکه با برادر مسلمانش غش کند، خداوند برکت را از رزقش بر مىدارد و راه معیشتش را مىبندد و به خودش واگذارش مىفرماید»
حضرت صادق علیه السّلام به مردى که آرد فروش بود، فرمود: «از غش کردن بپرهیز. زیرا هرکس با دیگرى غش کند، در مالش غش کرده خواهد شد و اگر مالى ندارد با اهلش غش کرده خواهد شد»
گرانفروشى نیز نیرنگ است
: مانند غش کردن در معامله، غبن است و آن فریب دادن فروشنده است در قیمت. یعنى جنس را به زیادتر از ارزشى که دارد، به کسى که از
قیمت آن بىخبر است بفروشد.
حضرت صادق علیه السّلام مىفرماید: «فریب دادن و به زیادتر از قیمتش فروختن به کسى که بىخبر است (و به صاحب جنس اطمینان و وثوق دارد) ، سحت است»
و نیز مىفرماید: «فریب دادن مؤمن در معامله حرام است» . و در روایت دیگر فرمود «کسى را که به تو وثوق دارد، فریب مده، زیرا فریب دادنش حلال نیست»
متاسفانه اكثر مردم امروز اينگونه گشته اند. برخي دنبال پارتي. برخي دنبال فريب دادن ارباب رجوع يا كارفرما و برخي دنبال گران فروشي جازدن و رعايت نكردن حقوق مردم هستند.
خدا خود كمكشان كند. إن شاء الله
در نهج البلاغه میخوانیم:
ای مردم! وفا همراه راستی است، که سپری محکم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن کس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد خیانت و نیرنگ ندارد.
اما امروزه در روزگاری زندگی می کنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکی می پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر می خوانند.
بدترين فريب كارى و نيرنگ آن است كه موجبات انحراف انديشه و فكر را فراهم آورد
خداوند در فرآن میفرماید:
انَّ المُنافقينَ يُخادعونَ الله
((منافقان از در نيرنگ با خدا وارد مى شوند)).
ضمن عرض سلام و ادب و تشکّر ویژه از دوستانی که ما را همراهی نمودند.
امتیازات مشارکتکنندگان در این بحث به شرح زیر میباشد:
|
امتیازات مشارکتکنندگان در حدیث شماره 21 |
||
|---|---|---|
|
ردیف |
نام کاربری |
امتیاز |
|
1 |
nargesza |
100 |
|
2 |
ahmadfarm |
70 |
|
3 |
moradi92 |
50 |
|
4 |
golijanikhalkhal |
40 |
|
5 |
09303495228 |
20 |
|
6 |
mansfa |
10 |