روزي نصرالدين سوار بر خر داشت مي رفت. پرسيدند:  کجا مي روي؟ نصرالدين جواب داد: مي خواهم بروم نماز جمعه. گفتند: اما امروز که سه شنبه است. نصرالدین گفت: اگر اين خر بيچاره مرا تا روز جمعه به مسجد برساند شاهکار کرده است.