زن زشت
همسايه هاي نصرالدین او راگول زده و زن زشتي را به او تحميل نمودن. پس از عروسي وقتي نصرالدین خواست از خانه بيرون رود آن زن گفت: خوب بود به من مي گفتي كه هر يك از نزديكان و دوستانت را چه قسم احترام به گزارم و دوست داشته باشم. نصرالدین گفت: سعي كن از من يكي بدت بيايد، باقي را خود داني هر كه را مي خواهي دوست داشته باشي مهم نيست!
میشه بگی ملاصدرا دقیقا چه منظوری داشته؟؟؟؟؟