الاغ پير فرصت طلب
الاغ پير فرصت طلب
|
|
| كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی توی یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد... |
|
كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی توی یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد. برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و زیاد زجر نكشد. مردم با سطل روی سر الاغ خاك میریختند اما الاغ هر بار خاكهای روی بدنش رو میتكاند و زیر پایش میریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا میآمد سعی میكرد روی خاكها بایستد. روستاییها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.
-------------------------------------------------------
شرح حكایت
مشكلات زندگی مثل تلی از خاك بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم. اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود. الاغ در روبرو شدن با یك مشكل، به شكل ظاهری آن كه تهدید بود توجه نكرد بلكه با رویكرد متفاوت جنبه فرصت آن را یافت و آز آن بهره برد.
|