شکایت گنجشک به خدا
شکایت گنجشک به خدا
|
|
| گنجشك به خدا گفت: لانه كوچكی داشتم آرامگاه خستگيم، سرپناه بیكسيم بود، طوفان تو آنرا از من گرفت.... |
|
گنجشك به خدا گفت: لانه كوچكی داشتم آرامگاه خستگيم، سرپناه بیكسيم بود، طوفان تو آنرا از من گرفت. كجای دنيای تو را گرفته بودم؟؟؟ خدا گفت: ماری در راه لانهات بود، تو خواب بودی، باد را گفتم لانهات را واژگون كند.. آنگاه تو از كمين مار پر گشودی!!!!
چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنيم برخاستی... |