زیبایی تو از آن خداست


اوبرای چندمین بار، برای دختر مورد علاقه اش گل فرستاد و در پیامی اظهار علاقه ی خویش را اعلام و مجددا از وی تقاضای ازدواج کرد اما دخترک با شاخه گلی زرد رنگ و پیامی مبنی بر اینکه تو بد قیافه ترین مردی هستی که تا به حال دیده ام، جواب رد خویش را برایش دیکته کرد! اما پسرک با توکل بر خداوند و صبوری از ریش سفیدی در فامیل خویش راه چاره را جویا شد و ریش سفید به او گفت: گره کار شما به دست بشرا باز خواهد شد. بالاخره با خواهش و تمنا،دخترک راضی شد که با خواستگارش نزد بشرا بروند.

 

با اشک و نا امیدی وارد اقامتگاه او شدند،آنها دیدند کسانی که پیش بشرا میروند،با خوشحالی و امیدواری خارج میشوند!نوبت به آنها رسید،دخترو پسردرحضوربشرا همان انسان ژرف اندیش،بامعرفت و نیکنام عرض ادب کرده و مشکل خود را با وی در میان گذاشتند.به راستی که دخترک نمونه ای ازپری رویان بهشتی بود و پسر،خوش اخلاق و باایمان بود اما چهره ای بسیار زشت داشت،بشرا رو به آنها گفت: در سالهای بسیار دور،مردم براین عقیده بودند که به هنگام تولد هر پسری،خداوند نام دختری را که با او ازدواج خواهد کرد روشن میسازد و حتما میدانید که ازدواج یک پدیده ی آسمانی است و با معیارهای زمینی سنجیده نمیشود،او ادامه داد در همان ایام قدیم پسر دهقانی فقیرکه گوژپشت بود عاشق دخترزیبای کدخدای ده شد.بزرگان،جمع شدند ودلیل گستاخی پسررا پرسیدند،پسر دهقان با شجاعت هر چه تمام تردرحضور آنها اینگونه سخن گفت: وقتی من متولد شدم به من الهام شد همسرم دختری است گوژپشت که پدرش کدخداست ومن بسیار غمگین شده و رو به آسمان گفتم آه پرورگارا تحمل یک زن گوژپشت درزندگی یک فاجعه غم انگیزاست. خواهش میکنم زشتی و گوژپشتی اورا به من بدهید و اجازه دهید همسر من زیباترین باشد!دختر کدخدا عاشق پسر گوژپشت شد و سالها نزد هم زندگی کردند،بشرا رو به دخترک کرد وادامه داد زیبایی و زشتی مکمل یکدیگرهستند اما انسانیت ازهمه مهمترعشق پاک و بی آلایش این پسر ضامن خوشبختی شماست در حالی که زیبایی به تنهایی نمی تواند ضامن چیزی باشد! زشتی و زیبایی از سوی کائنات قسمت شده است سهم هرکس را سلطان هستی تعیین کرده. زشتی صورت این پسر باعث شده که زیبایی شما جلوه گر باشد چراکه هیچ چیزی در جهان بدون قطب مخالفش معنی نمی یابد حتی زیبایی!! پس فراموش نکن سهم زیبایی تو از تو نیست بلکه از خداست و مطمئن باش او خصلت های نیکویی را دارا می باشد،به معرفت وانسانیت این پسر تکیه کن چرا که محکم ترین تکیه گاه است.آیا زیبایی مرد می تواند بدون این دو مقوله تکیه گاه تو شود؟! .. ..
یک ماه بعد بشرا به جشن عروسی آنان دعوت شد