زندگي


وقتی كه بچه بودم هر شب دعا میكردم كه  خدا یك دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم كه اینطوری فایده

ندارد. پس یك دوچرخه دزدیدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که  

ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند

و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن.

دکتر شریعتی