مناجات عارفان
مناجات عارفان
این مناجات معروف به «مناجات عارفان» است، به شرح ذیل:
«الهی قصرت الألسن عن بلوغ ثنآئک، کما یلیق بجلالک، و عجزت العقول عن ادراک کنه جمالک و انحسرت الأبصار دون النظر الی سبحات وجهک و لم تجعل للخلق طریقا الی معرفتک الا بالعجز عن معرفتک. الهی فاجعلنا من الذین ترسخت اشجار الشوق الیک فی حدآئق صدورهم، و اخذت لوعة محبتک بمجامع قلوبهم فهم الی اوکار الأفکار یاوون و فی ریاض القرب و المکاشفة یرتعون، و من حیاض المحبة بکاس الملاطفة یکرعون، و شرایع المصافاة یردون، قد کشف الغطآء عن ابصارهم، و انجلت ظلمة الریب عن عقآئدهم، و انتفت مخالجة الشک عن قلوبهم و سرآئرهم، و انشرحت بتحقیق المعرفة صدورهم، و علت لسبق السعادة فی الزهادة هممهم، و عذب فی معین المعاملة شربهم و طاب فی مجلس الانس سرهم، و امن فی موطن المخافة سربهم و اطمأنت بالرجوع الی رب الأرباب انفسهم، و تیقنت بالفوز و الفلاح ارواحهم، و قرت بالنظر الی محبوبهم اعینهم، و استقر بادراک السؤل و نیل المامول قرارهم، و ربحت فی بیع الدنیا بالاخرة تجارتهم. الهی ما الذ خواطر الالهام بذکرک علی القلوب، وما احلی المسیر الیک بالأوهام فی مسالک الغیوب، و ما اطیب طعم حبک، و ما اعذب شرب قربک، فاعذنا من طردک و ابعادک، و اجعلنا من اخص عارفیک، و اصلح عبادک، و اصدق طآئعیک و اخلص عبادک، یا عظیم یا جلیل یا کریم یا منیل برحمتک و منک یا ارحم الراحمین.»
«خدایا زبانها از رسیدن به حد ثنا و ستایشی که سزاوار تو باشد قاصر است و عقلها از ادراک واقعیت جمالت عاجز و دیدهها از نزدیک شدن به انوار جمال ذات مقدس تو خسته و درمانده و برای خلق هیچ راهی به معرفت تو جز ناتوانی و نارسایی به شناخت و معرفتت وجود ندارد.
خداوندا ما را از آن بندگانی قرار ده که نهالهای شوق لقایت در باغستان دلهایشان جوانه زده و سوز محبت سراسر قلبشان را فراگرفته است، از این روست که آنان در آشیانههای افکار عالی انس با تو، منزل گرفته و در باغهای مقام قرب و شهودت میخرامند و از سرچشمه محبتت با جام لطف و مهربانیت سیراب میگردند و در جویبار صفای تو وارد گشتهاند در حالی که پرده جهل از جلو چشمانشان به یک سو رفته و ظلمت شک و ریب از عقاید و ضمایرشان زایل گشته است و وسوسههای اوهام و شک از دلهایشان بر طرف شده است و با استواری شرح صدر یافته و با سبقت گرفتن به سعادت از راه بیاعتنایی و پارسایی در دنیا به همت عالی رسیدهاند، و از جویبار طاعت و بندگی آب خوشگوار نوشیدند و در محفل انس با خدا باطنشان پاکیزه و در جایگاه خوف و خشیت راهشان امن و به سبب رجوع مداوم به پروردگار رب الأرباب نفوسشان آرام گرفته و به مرحله یقین رسیدهاند و به پیروزی و رستگاری روحانی نایل گشتهاند و با نظر به جمال محبوب خویش چشمهایشان روشن و دلهایشان شادمان است و چون به مقصود خود رسیده و به آرزوی نهایی خود دست یافتهاند آرامش خاطر پیدا کرده و در تجارت خود و فروش دنیا به آخرت سود کامل بردهاند. خدای من، چقدر یاد تو که بر دل خطور میکند برای دلها لذت بخش است! و چقدر فکر و اندیشهها که در پردههای غیب به سوی تو سیر میکنند با حلاوت است! و چه اندازه طعم محبت تو گوارا و شربت قرب به درگاهت خوشگوار است! پس خداوندا ما را به درگاه خود پناه ده بطوری که از آن در نرانی و دور نسازی و ما را از خاصترین عارفان و شایستهترین بندگانت قرار دهی و از صادقترین مطیعانت و پاکترین بندگانت گردانی ای خدای بزرگ و ای با عزت و جلال و ای کریم و ای بخشنده به رحمت و عنایتت ای بخشندهترین بخشایندگان...» حقا که امام علیهالسلام، زین العابدین و سید الموحدین و پیشاهنگ عارفان بالله است و عبادت او برای خدا یک عبادت تقلیدی نیست بلکه برخاسته از کمال معرفت او به خدای تعالی است. امام علیهالسلام در این مناجات از کوتاهی و قصور زبانها از رسیدن به حد ثنای پروردگار و ناتوانی عقول از ادراک کنه جمال حق تعالی پرده برداشته است زیرا که چگونه میتواند موجود ممکن، به ادراک ذات او به معرفت واجب الوجود و هستی بخش احاطه پیدا کند.
«الهی قصرت الألسن عن بلوغ ثنآئک، کما یلیق بجلالک، و عجزت العقول عن ادراک کنه جمالک و انحسرت الأبصار دون النظر الی سبحات وجهک و لم تجعل للخلق طریقا الی معرفتک الا بالعجز عن معرفتک. الهی فاجعلنا من الذین ترسخت اشجار الشوق الیک فی حدآئق صدورهم، و اخذت لوعة محبتک بمجامع قلوبهم فهم الی اوکار الأفکار یاوون و فی ریاض القرب و المکاشفة یرتعون، و من حیاض المحبة بکاس الملاطفة یکرعون، و شرایع المصافاة یردون، قد کشف الغطآء عن ابصارهم، و انجلت ظلمة الریب عن عقآئدهم، و انتفت مخالجة الشک عن قلوبهم و سرآئرهم، و انشرحت بتحقیق المعرفة صدورهم، و علت لسبق السعادة فی الزهادة هممهم، و عذب فی معین المعاملة شربهم و طاب فی مجلس الانس سرهم، و امن فی موطن المخافة سربهم و اطمأنت بالرجوع الی رب الأرباب انفسهم، و تیقنت بالفوز و الفلاح ارواحهم، و قرت بالنظر الی محبوبهم اعینهم، و استقر بادراک السؤل و نیل المامول قرارهم، و ربحت فی بیع الدنیا بالاخرة تجارتهم. الهی ما الذ خواطر الالهام بذکرک علی القلوب، وما احلی المسیر الیک بالأوهام فی مسالک الغیوب، و ما اطیب طعم حبک، و ما اعذب شرب قربک، فاعذنا من طردک و ابعادک، و اجعلنا من اخص عارفیک، و اصلح عبادک، و اصدق طآئعیک و اخلص عبادک، یا عظیم یا جلیل یا کریم یا منیل برحمتک و منک یا ارحم الراحمین.»
«خدایا زبانها از رسیدن به حد ثنا و ستایشی که سزاوار تو باشد قاصر است و عقلها از ادراک واقعیت جمالت عاجز و دیدهها از نزدیک شدن به انوار جمال ذات مقدس تو خسته و درمانده و برای خلق هیچ راهی به معرفت تو جز ناتوانی و نارسایی به شناخت و معرفتت وجود ندارد.
خداوندا ما را از آن بندگانی قرار ده که نهالهای شوق لقایت در باغستان دلهایشان جوانه زده و سوز محبت سراسر قلبشان را فراگرفته است، از این روست که آنان در آشیانههای افکار عالی انس با تو، منزل گرفته و در باغهای مقام قرب و شهودت میخرامند و از سرچشمه محبتت با جام لطف و مهربانیت سیراب میگردند و در جویبار صفای تو وارد گشتهاند در حالی که پرده جهل از جلو چشمانشان به یک سو رفته و ظلمت شک و ریب از عقاید و ضمایرشان زایل گشته است و وسوسههای اوهام و شک از دلهایشان بر طرف شده است و با استواری شرح صدر یافته و با سبقت گرفتن به سعادت از راه بیاعتنایی و پارسایی در دنیا به همت عالی رسیدهاند، و از جویبار طاعت و بندگی آب خوشگوار نوشیدند و در محفل انس با خدا باطنشان پاکیزه و در جایگاه خوف و خشیت راهشان امن و به سبب رجوع مداوم به پروردگار رب الأرباب نفوسشان آرام گرفته و به مرحله یقین رسیدهاند و به پیروزی و رستگاری روحانی نایل گشتهاند و با نظر به جمال محبوب خویش چشمهایشان روشن و دلهایشان شادمان است و چون به مقصود خود رسیده و به آرزوی نهایی خود دست یافتهاند آرامش خاطر پیدا کرده و در تجارت خود و فروش دنیا به آخرت سود کامل بردهاند. خدای من، چقدر یاد تو که بر دل خطور میکند برای دلها لذت بخش است! و چقدر فکر و اندیشهها که در پردههای غیب به سوی تو سیر میکنند با حلاوت است! و چه اندازه طعم محبت تو گوارا و شربت قرب به درگاهت خوشگوار است! پس خداوندا ما را به درگاه خود پناه ده بطوری که از آن در نرانی و دور نسازی و ما را از خاصترین عارفان و شایستهترین بندگانت قرار دهی و از صادقترین مطیعانت و پاکترین بندگانت گردانی ای خدای بزرگ و ای با عزت و جلال و ای کریم و ای بخشنده به رحمت و عنایتت ای بخشندهترین بخشایندگان...» حقا که امام علیهالسلام، زین العابدین و سید الموحدین و پیشاهنگ عارفان بالله است و عبادت او برای خدا یک عبادت تقلیدی نیست بلکه برخاسته از کمال معرفت او به خدای تعالی است. امام علیهالسلام در این مناجات از کوتاهی و قصور زبانها از رسیدن به حد ثنای پروردگار و ناتوانی عقول از ادراک کنه جمال حق تعالی پرده برداشته است زیرا که چگونه میتواند موجود ممکن، به ادراک ذات او به معرفت واجب الوجود و هستی بخش احاطه پیدا کند.