راسخون

جملات زیبا

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

زندگی مثل یک شهر حصار شده است کسانی که داخل ان هستند می خواهند بیایند بیرون اما نمی توانند کسانی که بیرون هستند می خواهند بروند داخل اما نمی توانند

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 
 

یک تلنگر کافی  بود تا بشکنم
به هر حال ممنون از مشتت!

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

sajjadsaleh کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 360
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

ای کاش یاد بگیریم برای خالی کردن خودمون

 

      کسی رو لبریز نکنیم . . .

sajjadsaleh کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 360
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

من رمز پیروزی را نمیدانم ؛

 

ولی رمز شکست این است که

 

     سعی کنی همه را راضی کنی . . .

sajjadsaleh کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 360
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

اگر در بی عدالتی ها

 

بی طرف هستید ؛

 

بدانید طرفِ

 

ستمگر را گرفته اید

sajjadsaleh کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 360
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

تنها کسی که در زندگی با من خوب رفتار میکند ،

 

خیاطم است که هربار اندازه های جدیدم را میگیرد

 

  بقیه به همان اندازه های قبلی چسبیده اند

 

و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم .  

sajjadsaleh کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 360
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

داستان جالبی بود؛ گفتم بذارم شما هم بخونید :

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟

بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟


شیطان گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم.
دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند.

اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد،
زیر لب گفت:

آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت،
تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم

 و میگفتم که : همانا تو خود پدر من هستی

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

zare58 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2180
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
 

به آن هایی که دوستشان دارید
بی بهانه بگویید دوستت دارم
بگویید در این دنیای شلوغ
سنجاقشان کرده اید به دلتان
بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان
کوتاه تر از عمر شکوفه هاست
شما بگویید،حتی اگر نشنوند……