راسخون

جملات زیبا

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

shirdel2 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5535
|
تاریخ عضویت : مهر 1393 

بدترین حسرتی که در زندگی  می خوریم از کارهای خطائی که مرتکب شده ایم نیست بلکه از این است که چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم.

shirdel2 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5535
|
تاریخ عضویت : مهر 1393 

اغلب وقتی امیدت را از دست میدهی و فکر می کنی که این آخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخندی می زنه و میگه آرام باش عزیزم این فقط یک پیچه نه پایان.

shirdel2 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5535
|
تاریخ عضویت : مهر 1393 

هرچه هوا سردتر شد لباست را ضخیم تر می کنی تا سرما به تو نفوذ نکند ، هر چه جامعه تو فاسدتر شد تو لباس تقوایت را ضخیم تر کن تا به تو نفوذ نکند و هرگز نگو محیط خرابه ، منم خراب شدم.

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

زندگیت را طی کن
و انگاه که بر بلندترین قله هایش رسیدی
لبخند خود را 
نثار تمام سنگریزه هایی کن 
که پایت را خراشیدند.

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

ﺁﻗﻮ ﻣﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻐﺰ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺧﻮﺭﺩﻳﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ،
ﻳﻨﻲ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﻓﺮﺣﺒﺨﺶ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮﻣﻮﻧﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺯﻧﺎﺷﻮﻳﻲ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻳﻢ ...

ﻣﻴﺮﻓﺘﻴﻢ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﺯﻧﻤﻮﻥ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪ ﻣﻴﺮﻱ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ؟ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺮﺳﻲ؟ 
ﻣﻴﻤﻮﻧﺪﻳﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﻴﺮﻱ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ؟ ﭘﺲ ﮐﻲ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﺎﺭﻩ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ؟

می نشستیم ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺟﻮﻥ ﺑﮑﻨﻢ ﺟﻨﺎﺑﻌﺎﻟﻲ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﻟﻢ ﺑﺪﻱ؟
ﭘﺎ ﻣﻴﺸﺪﻳﻢ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻴﻢ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺍﻭﻣﺪﻱ ﺧﺮﺍﺑﮑﺎﺭﻱ ﮐﻨﻲ؟

ﻗﻴﺎﻓﻪ ﻣﻮﻥ ﮊﻭﻟﻴﺪﻩ ﭘﻮﻟﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﺻﻼٌ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻤﻴﺮﺳﻲ !
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪﻳﻢ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺮﺍ ﮐﻲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﻴﮑﻨﻲ؟

ﺍﺯ ﺩﺳﺘﭙﺨﺘﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩﻳﻢ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﺻﻼٌ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﺯﺣﻤﺘﺎﻱ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻲ !
ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﮑﺮﺩﻳﻢ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻫﺎ؟ ﭼﻪ ﮔﻨﺪﻱ ﺯﺩﻱ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﺍﻱ ﺣﺮﻓﺎ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ﻭﺟﺪﺍﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﮐﻨﻲ؟ ...
ﻫﺎ ﻫﺎ ﻫﺎ ﻫﺎ ﻫﺎ ...

ﺁﻗﺎﻣﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻴﻦ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻳﮑﻲ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ... ﺍﺻﻼٌ ﺍﺯ ﺍﺳﻤﺶ ﻧﺘﺮﺱ ...
ﺑﺎ ﺷﻴﻤﻲ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﻴﺸﻪ.

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

mosadegh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1778
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

همه در جست‌وجوی شادی هستند و کیفیت زندگی‌شان را براساس میزان آن می‌سنجند، بنابراین:

انگیزه بسیاری از رفتارهای ما شاد شدن است و حتی زمانی که بیمار هستیم یا مشکلی داریم، می‌خواهیم این مسائل برطرف شوند تا زمینه شادی فراهم شود.‏اما شاد بودن همیشه آسان نیست، شاد بودن می‌تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد.می‌تواند تمام پافشاری‌ها، انضباط فردی و تصمیماتی که برای خود فراهم آورده‌ایم را مخدوش کند.‏ شاد بودن یا نبودن تنها در دستان خودتان است. شادی چیزی است که هر کس باید آن را درون خود بجوید.
شاید مسائل بیرونی، اطرافیان، حرف‌ها و شوخی‌های افراد خانواده به‌صورت کوتاه مدت در شما شادی ایجاد کند، اما این شادی دوام زیادی ندارد، شادی در قلب وجود دارد.‏ برای شاد زیستن باید خود را با محیط تطبیق داد و اهداف مشخصی را دنبال کرد.
مسئولیت‌پذیری یکی از عواملی است که در ایجاد و تداوم حس شاد بودن تاثیر‌گذار است. اگر مسئولیت را با رغبت بپذیرید، زندگی آنقدرها سخت نخواهد شد.‏ اگر بیماری خود و یا اطرافیان‌تان و یا عوامل دیگر را عامل غمگینی‌تان می‌دانید، بدانید که زندگی انسان‌ها پر از اتفاقات خوب و بد است.‏ آبراهام لینکلن گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند؛ در واقع آنچه در زندگی ما رخ می‌دهد آنقدرها تعیین‌کننده شادی ما نیست، بلکه بیشتر نوع واکنش ما به آن رخداد‌هاست که نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.
ممکن است یک فردی که بیمار است این طور به بیماری‌اش نگاه کند که این پیشامد منجر به کشف قابلیت‌های تازه وی خواهد شد، فرصت بیشتری برای مطالعه و تفکر عمیق دارد، بیشتر قدر سلامتی خود را می‌داند و می‌تواند با ژرف‌نگری بیشتری به همه پدیده‌ها بنگرد. در مقابل، فرد دیگر واکنش متفاوتی نشان دهد. اشک بریزد، از زمین و زمان گله‌مند باشد و یا خودکشی کند.‏
بنابراین در برابر یک موقعیت یکسان یکی بدبختی را می‌بیند و دیگری فرصت‌های تازه را.‏ این خود ما هستیم که تصمیم می‌گیریم چگونه تحت‌تأثیر قرار بگیریم. شاد‌ترین افراد مصایب و سختی‌ها را به منزله تجارب با ارزش قلمداد می‌کنند و می‌دانند که این آزمایش‌های سخت از آنها انسان‌های آبدیده‌ای خواهد ساخت.‏ از آن جایی که انسان افکار و اندیشه‌های خود را برمی‌گزیند، پس طبیعتاً تعیین‌کننده میزان شادی خویش است. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم، اما ما غالباً بر عکس عمل می‌کنیم. اغلب تعریف‌ها و تمجید‌ها را ناشنیده می‌گیریم اما مدت‌ها حرف‌های ناخوشایند را در ذهن خود نگه می‌داریم.‏ بدانید لازمه شاد زیستن، جست‌وجوی زیبایی‌ها و خوبی‌هاست. یکی زیبایی منظره را می‌بیند، دیگری کثیفی پنجره را. این شما هستید که انتخاب می‌کنید چه چیز را ببینید و به چه چیز بیندیشید.‏ به‌طور کلی افراد شاد 4 خصلت مشترک دارند.‏

١) ‎اعتماد به نفس
۲) ‎توانائی کنترل خود
۳)‎خوشبینی
۴) ‎برون‌گرایی
مشکلات، آرزوها و مشغولیت‌های ذهنی همیشه دنبالمان هستند. منتظریم که به نتیجه برسند و بعد از آن شادی و آرامش درونی را در زندگی به‌دست بیاوریم. مثلاً می‌گوییم این یکی که تمام شود دیگر راحت می‌شوم، به اینکه برسم، دیگر آرامش پیدا خواهم کرد. این جور خواسته‌ها هستند که منجر می‌شوند هیچ وقت به شادی واقعی نرسیم چـون کم کم ،خواسته دیگری خودش را نشان می‌دهد.
اگر به‌راستی دنبال آرامش پایدار هستیم شاید بهتر است دیدگاهمان را طوری تغییر دهیم تا داشتن آرامش با رسیدن به این چنین خواسته‌هایی پیوند زده نشود.‏ در نظریه تکامل یافته فروید، هر شخصی ساختار شخصیتش به 3 ‌بخش تقسیم می‌شود: کودک، بالغ و والد.
البته بخش کودک به معنی خردسالی نیست آن قسمت از شخصیت که به‌دنبال احساسات، عواطف، شادی و خشم است. بخش کودک در شخصیت ما وجود دارد که شادی‌آفرین است و اصولاً این امر بستگی به سن ندارد. دقیقاً یک مرد و زن 70 ساله هم با فعال کردن این بخش می‌توانند شاد بودن را احساس کنند. اگر کسی این بخش از وجودش فعال نباشد، دلمرده و افسرده می‌شود. پس شادی را باید در بخش کودک درون خود یافت.
* ‎انواع خنده‎:‎

١) ‎خنده ذاتی یا درونی

۲) ‎خنده مصنوعی یا اکتسابی


خنده درونی مربوط به عملکرد شادی کودک درون ما می‌شود. مگر اینکه بخواهیم لبخند اکتسابی بزنیم. مثلاً درعین ناراحتی مجبور به لبخند زدن باشیم و سعی کنیم خود را شاد نشان دهیم. در حقیقت خندیدن نوعی ابراز هیجان و شادمانی است.‏

* ‎نقش اوقات فراغت در شادی
تفریح، تاثیر زیادی بر همه جنبه‌های سلامتی و به‌خصوص بر عاطفه مثبت و نیز بر سلامت روانی و جسمی و تا اندازه کمتری بر خود شادی دارد. مهم‌ترین فواید، از ورزش و تمرین و از گروه‌های تفریحی دست جمعی حاصل می‌شود.‏
ورزش فیزیکی، سریع‌ترین راه رسیدن به خلق خوب است و اگر مرتب انجام شود منافع و مزایای آن بالاتر از رفع افسردگی‌های خفیف بوده و طول زندگی را افزایش می‌دهد.‏
معلوم شده است موسیقی روش آسان دیگری است که به ایجاد خلقیات مثبت منجر می‌شود.‏

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

omiddeymi1368 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6610
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391