اينجا زمين است ...
زندگی زیباست اگر بگذارند........
اینجا زمین است ....
مدتهاست عاشقی جان به جان آفرین تسلیم کرده است
می گویند : شاد بنویس …
نوشته هایت درد دارند!
و من یاد ِ مردی می افتم ،
که با کمانچه اش ،
گوشه ی خیابان شاد میزد…
اما با چشمهای ِ خیس...
دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا با نگاهی تحقیر آمیز
تسبیح دانه درشتش را می گرداند
و برای فرج آقا " دعا " می کند.......
آقا اجازه!
آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران
آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!
قصدم گلایه نیست،، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»
من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!
آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان
- اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!
«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!
باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...
آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب،
از های و هوی مردم این شهر نا نجیب.
آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب.
آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند
عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب.
«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب!
آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»!
باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب......
چقدر این سربالایی ها ادامه دارد،
من از زندگی که هیچ،
پاهایم از من شکایت دارند...
این روزها ساکت که بمانی،
میرود به حساب جواب نداشتنت
عمرا اگر بفهمند داری جان میکنی
تا احترامشان را نگه داری!
پیراهنم را اتو میزنم ،
کفشهایم را دستمال میکشم،
زندگی اما،
مرتب نمی شود،،،،،
خدایا دلم قرصه!
کسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیست
کسی اینجا نمیبینه، که دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاته
فراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردم
که روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم
خدایا وقت برگشتن، یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرمه آغوشت
اگه میشه منم جا کن..
چارلی چاپلین می گوید :
جغد نزد خدا شکایت برد :
انسان ها آواز مرا دوست ندارند.
خدا به جغد گفت :
آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند؛
دل بستن به هر چیز کوچک و بزرگ؛
تو مرغ تماشا و اندیشه ای؛
و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد؛
دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست؛
اما تو بخوان، و همیشه بخوان؛
که آوازِ تو حقیقت است و طعمِ حقیقت تلخ ...
در شهر بودم
وقتي بدهکار، طلبکار ميشود ؛ حملات شيميايي آمريکا به کودکان بيدفاع
اين سؤال براي افکار عمومي دنيا مطرح است که چگونه دولتي که بيشترين سابقه کاربرد جنگافزارهاي شيميايي عليه شهروندان کشورهاي مختلف جهان را در کارنامه خود دارد، دايه دلسوزتر از مادر براي مردمي شده که توسط تروريستهاي مزدور آمريکا در سوريه، قرباني سلاحهاي کشتار جمعي شدهاند.
با توجه به سابقه تاریک آمریکا در استفاده از سلاحهای شیمیایی در افغانستان، پاکستان و عراق میتوان گفت که ایالات متحده هیچگاه خود را متعهد به عدم استفاده از سلاح های کشتار جمعی نکرده و نخستین کشور استفاده کننده از تسلیحات شیمیایی در قرن 21 است. با این وجود این کشور که خود بزرگترین متهم استفاده از سلاحهای شیمیایی در جهان است، تلاش میکند بدون در نظر گرفتن گزارش بازرسان سازمان ملل که برای تحقیق درباره عاملان استفاده از سلاح شیمیایی به سوریه اعزام شده اند، به سوریه حمله نظامی کند و به زعم خود این کشور را تنبیه کند.
این در حالی است که نگاهی به حملات شیمیایی در طول تاریخ نشان می دهد که آمریکا بزرگترین جنایتکار استفاده کننده از سلاح های شیمیایی بوده و حتی آغاز موجودیت این رژیم استعماری نیز با حملات شیمیایی عجین شده است.
مهاجران سفید پوست در زمان کشف قاره آمریکا و پس از مهاجرت به این کشور، در سال 1763 ميلادي، سلاح شيميايي را عليه سرخپوستان که صاحبان اصلي سرزمين آمريکا بودند، به کار گرفتند. سفید پوستان که با استفاده از سلاح های پیشرفته نظامی موفق شده بودند سرخ پوستان بدوی را شکست دهند و خود را به سرزمین مادری آنها تحمیل کنند، به بهانه توافق صلح با آنها هدیهها و لباسهای مسموم به ویروسهای مختلف برای آنها ارسال کردند و استفاده از این هدایا باعث شیوع بیماری هایی مانند وبا، حصبه و سل در میان آنها شد و دهها هزار نفر از آنان قربانی این توطئه شوم شدند. به این ترتیب می توان گفت تمدن کنونی آمریکا بر روی جنازه قربانیان سلاحهای شمیایی بنا نهاده شده است. این البته تنها مورد استفاده سران استعماری آمریکا از سلاحهای شیمیایی و سایر سلاحهای کشتار جمعی نبود.
ویتنام
ارتش آمریکا در جریان جنگ ویتنام از ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۱ میلادی از عامل نارنجی به عنوان بخشی از برنامه جنگ شیمیایی استفاده کرد. طی این ۱۰ سال نیروهای آمریکایی بیش از 75 میلیون لیتر از مواد شیمیایی به نام "عامل نارنجی" را در ویتنام، لائوس و بخشهایی از کامبوج استفاده کردند.
عامل نارنجی نوعی جنگ افزار شیمیایی است که ارتش آمریکا در جنگ ویتنام و برای از بین بردن جنگل های پناهگاه ویت کنگ به کار برد.
این حمله شیمیایی صدها هزار قربانی گرفت و حتی امروز با وجود گذشت 40 سال از آن حادثه هنوز کودکانی با اختلالات مادرزادی در ویتنام متولد می شوند . واشنگتن نه تنها در دهه 1960 میلادی نگرانی بابت کشته شدن شهروندان غیرنظامی ویتنام به خود راه نداد، بلکه حالا نیز چشم خود را به روی کودکان بیگناهی که با وجود گذشت دو نسل همچنان عامل نارنجی در ساختار ژنتیکی آنان اختلال بوجود آورده است نیز می بندد.
طبق گفتههای وزیر امور خارجه ویتنام، 4.8 میلیون ویتنامی در معرض مسمومیت با عامل نارنجی قرار گرفتند که باعث کشته یا معلول شدن 400 هزار نفر، ناقص به دنیا آمدن 500 هزار نوزاد، و آلودگی 10 میلیون هکتار زمین کشاورزی شد.
ایران
در سال ۱۹۸۸ و در روزهایی که آتش جنگ ایران و عراق رو به سردی بود، آمریکا با استفاده از تصاویر ماهوارهای دریافت که ایران در شرف یک پیروزی استراتژیک مهم با نفوذ در خط دفاعی عراق است. مقامات اطلاعاتی آمریکا محل قرارگیری ارتش ایران را در اختیار عراق قرار دادند، با آگاهی کامل از اینکه ارتش صدام حسین از گازهای شیمیایی و گاز سارین که از مرگبارترین گازهای عصبی است، استفاده خواهد کرد. این اطلاعات شامل تصاویر و نقشههای جابجایی ارتش ایران، همچنین قرارگاههای لجستیک و جزئیاتی از دفاع هوایی ایران بود.
در اوایل سال ۱۹۸۸ عراقیها با استفاده از تصاویر ماهوارهای، نقشهها و اطلاعات به دست آمده، چهار حملهٔ سنگین با گاز خردل و سارین انجام دادند. این حملات که علیه شهرهای ایران و حتی علیه شهر عراقی حلبچه نیز انجام شد، هزاران کشته و دهها هزار زخمی بر جای گذاشت که عوارض آن در میان بسیاری از شیمیایی شده ها هنوز هم وجود دارد.
بنابر گزارشهای به دست آمده از اسناد سیا که به تازگی از طبقهبندی محرمانه خارج شدهاند و مصاحبه با مقامات سابق اطلاعاتی - امنیتی همچون فرانکونا سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا که در سالهای هشتاد کاردار نظامی این کشور در بغداد بوده، ایالات متحده از آغاز سال ۱۹۸۳ شواهد محکمی در دست داشت، مبنی بر اینکه عراق از سلاحهای شیمیایی استفاده خواهد کرد. این مدارک نشان میدهند که مقامات آمریکایی به طور مرتب از میزان حملههای شیمیایی و کاربرد گازهای اعصاب اطلاع داشتهاند. این شواهد به مثابه مجوز رسمی صادر شده توسط مقامات آمریکایی و همدستی آنها در یکی از فجیعترین حملات شیمیایی تاریخ به شمار میآیند.
مقامات بلندپایه سیا از جمله ویلیام جی. کیسی رئیس سازمان اطلاعات مرکزی که از دوستان نزدیک ریگان نیز به شمار میآمد، از محل دقیق تاسیسات ساخت و نصب سلاحهای شیمیایی آگاهی داشتند. در سال ۱۹۸۷ هنگامی که نیروهای مسلح ایران خود را برای حمله ای گسترده به بصره و فتح این شهر آماده می شدند، تحلیلگران آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در واشنگتن در گزارشی تاکید کردند که اگر بصره سقوط کند، ارتش عراق نیز از هم فرو پاشیده و عراق در جنگ شکست میخورد. فرانکونا میگوید که ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا پس از خواندن این گزارش، یادداشتی خطاب به فرانک سی. کارلوچی، وزیر دفاع نوشته و در حاشیه آن اضافه میکند: «پیروزی ایران در جنگ غیرقابل قبول است.»
در ادامه، تصمیماتی در بالاترین لایههای دولتی اتخاذ شدند، تصمیماتی که بدون شک به مجوز شورای امنیت ملی و سیا نیاز داشتند. آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا مجوز یافت تا هرگونه اطلاعاتی که مورد نیاز سازمان اطلاعاتی عراق بود را در اختیارشان قرار دهد، اطلاعاتی همچون جزئیات موجود از محل استقرار و جابجایی تمامی یگانهای ارتش ایران. این اطلاعات تصاویر ماهوارهای و پیغامهای جاسوسی پاکسازی شدهٔ الکترونیکی را شامل میشدند.
پس از آن بود که حملات شیمیایی سارین آغاز شدند. عوامل عصبی موجود در این سلاح باعث سرگیجه، تنگی نفس و تشنج عضلانی شده و میتوانند به مرگ منجر شوند. بنا بر گزارشهای سیا، دو سوم حملات شیمیایی عراق علیه ایران در جریان جنگ تحمیلی که در مجموع بالغ بر 600 حمله است، در ۱۸ ماه پایانی جنگ استفاده شدند. بر اساس داده های منابع مختلف حدود دویست هزار غیرنظامی ازجمله پنج هزار کرد طی این حملات کشته و زخمی شدهاند.
علاوه بر این آمریکا هر کاری توانسته انجام داده تا مانع محکومیت استفاده عراق از سلاح شیمیایی در سازمان ملل شود و این اقدام با پروتکل سال هزار و نهصد و بیست و پنج ژنو که استفاده از تسلیحات شیمیایی را ممنوع می کند کاملا منافات دارد. همچنین اطلاعاتی در دست است که نشان می دهد آمریکا چهار آزمایشگاه برای تولید مواد سمی به صدام داده است.
افغانستان
روزنامه دانمارکی "اینفورمیشن” در گزارشی فاش کرد: اسناد ارتش افغانستان نشان میدهد نیروهای خارجی تحت رهبری آمریکا از سلاحهای شمیایی و کشتار جمعی نظیر بمبهای فسفری سفید در نواحی پرجمعیت افغانستان استفاده کردهاند.
بر اساس این اسناد، ائتلاف اشغالگران افغانستان از بمبهای فسفری سفید و موشک در جنگ افغانستان استفاده کرده اند. این نوع فسفر در مجاورت با اکسیژن هوا به سرعت مشتعل شده و امکان خاموش کردن آن فقط در صورت حذف کامل اکسیژن امکان دارد. اگر این ماده روی سر و سینه ریخته شود در کمتر از 3 ثانیه سبب مرگ فرد می شود و در صورتی که روی دست یا پاها ریخته شود به علت گرمای زیادی که از سوختن فسفر آزاد می شود، دمای خون بالا می رود و بازگشت آن به قلب سبب از بین رفتن تمام ارگانها و در نهایت قلب می شود.
نظامیان آمریکایی در چند سال اخیر به بهانه مبارزه با طالبان در بخشهای مختلفی از افغانستان از سلاح های شیمیایی همچون مهمات "ترموباریک” و بمبهای "بانکر بوستر” علیه مردم بی دفاع این کشور استفاده کرده اند و تولد نوزادان ناقص الخلقه در افغانستان، پاکستان و عراق ثمره استفاده آمریکا از سلاح های شیمیایی است.
عراق
دولت آمریکا با استفاده از تسلیحات کشتار جمعی در عراق از جمله شهر فلوجه و بصره باعث کشته شدن هزاران نفر شد و هم اکنون بسیاری از مردم عراق از عوارض ناشی از سلاح های شیمیایی در حمله به کشورشان رنج می برند. بر اساس مدارک سری که ویکی لیکس منتشر کرده در سال 2003 نیروهای آمریکایی مستقر در عراق حداقل دو هزارو سیصد و هشتاد و شش واحد سلاح شیمیایی دریافت کرده اند.
کارشناسان عراقی بر این باورند تا سه نسل دیگر بعید است که در عراق یک انسان کامل به دنیا بیاید چراکه اثر اشعه های اورانیوم غنی شده که جنگ 1991 و 2003 در این کشور برجای گذاشت تا یک قرن باقی می ماند.
اورانیوم ضعیف شده به دلیل آنکه از مواد بسیار سنگین درست شده و باقیمانده فرایند غنی سازی ذخایر سنگ اورانیوم است تنها در تسلیحات و راکتورهای هسته ای مورد استفاده قرار می گیرد و به دلیل قابلیتهای خود در نابودی ساختمانهای ضد گلوله و خودروهای نفربر همواره مورد استقبال ارتش آمریکا قرار گرفته است.
بر این اساس اورانیوم ضعیف شده سبب وارد شدن آسیبهای کلیوی، سرطان ریه و استخوان، اختلالات پوستی، عصبی و کروموزومی می شود و اختلالات سیستم ایمنی بدن و اختلالات ژنتیکی و تولد نوزادان ناقص الخلقه و دو سر یا سه سر را به همراه دارد.
روزنامه ایندیپندنت در مطالعه ای از افزایش چهار برابری ابتلا به انواع سرطانها در میان بزرگسالان و افزایش 12 برابری ابتلا به سرطان در میان کودکان پایین تر از 14 سال خبر داد.
در این تحقیق که 4 هزار و 800 کودک اهل فلوجه شرکت کرده بود، مشخص شد که مرگ و میر نوزدان شهر فلوجه چهار برابر بیشتر از نوزادان اردنی و هشت برابر نوزادان کویتی است.
همچنین محققان از افزایش 38 برابری در میزان ابتلا به سرطان خون و افزایش 10 برابری میزان ابتلا به سرطان سینه در میان زنان و افزایش چشمگیر ابتلا به تومور غدد بافت لنفاوی و مغزی خبر دادهاند.
اکنون بار ديگر اين سؤال براي افکار عمومي دنيا مطرح شده است که چگونه کشوري که خود، بيشترين سابقه آشکار در کاربرد جنگافزارهاي شيميايي عليه مردم و شهروندان بيدفاع کشورهاي مختلف جهان را در کارنامه سياه خود دارد، دايه دلسوزتر از مادر براي مردمي شده است که توسط تروريستهاي تکفيري و عوامل آمريکا در سوريه، قرباني سلاحهاي کشتار جمعي عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي شدهاند.
نظر شما در رابطه با مطلب مذکور چیست؟