راسخون

اينجا زمين است ...

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

درد من تنهایی نیست؛

بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی‏ عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می‏ نامند.

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 











moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 


بخواب جان من، بخواب برادرم
بخواب که انسانها هم خوابیده اند
بخواب که زمین فرش تو و آسمان سقف توست و از اشباحی که دور و برت میگذرند و دست کم به خود اجاره نگاه کردن هم نمیدهند دلگیر نشو
زیرا که انسانیت قرنهاست که در خواب است...

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آغشته به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد
گرچه ادم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که باشلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرد
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این اسیاب گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ آدمیت برنگشت

قرنها
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا از خوبیها تهی است
صحبت از ازادگی پاکی مروت ابلهی است
صحبت از موسی وعیسی ومحمد نابجاست
من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر
حتی قاتلی بردار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر ماریست از سبو
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور درمیان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است

(گفتگو از مرگ انسانیت است)
moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

از خودم بدم آمد ، وقتی که به پسرک گفتم :

کفش هایم را خوب رنگ کن
و او گفت : خاطرت جمع باشد مثل سرنوشتم برایت سیاه می کنم

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

چه می شود کرد
مگرمی شود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی در آورد
همینست که هست

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
قصـــه خــوابیدن وجـدان ها،

رویِ خـــوابیدن اصحـاب کهف را سفیـد کرده...!!!!

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

 زمین مرد ،

خداوند گواه است،

دلم چشم به راه است،

 و در حسرت یک پلک نگاه است،

 ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش

صدایم به صدایی...

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

فقر فقط 

دهان کفش را باز میکند... 

اینجا زمین است جایی که اثر از وجدان نیست...