(((از خدا خواستم)))..
(((از خدا خواستم)))..
از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،......
خدا گفت: نه!رها کردن کار توست.
تو بايد از آنها دست بکشي...
از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد،
خدا گفت: نه!...شکيبايي زاده رنج و سختي است...
شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است...
از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد،..
خدا گفت: نه!..من به تو نعمت و برکت دادم،
حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري...
از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد،...
خدا گفت: نه!...رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر ميکند.....
از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد،...
خدا گفت: نه!...بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي....
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم
و باز گفت: نه.من به توزندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري...
از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم،
همانگونه که آنها مرا..دوست دارند...و
خداوندامشکلات همه راهموارساز.آمین
خداوندا کسانی که نسبت به من،خانواده ،رهبر وکشور و دین و مذهب و دوستان من اراده ی سوء دارند به خودشان برگردان!
اللهم ومن ارادنی بسوء فارده
خداوندا کسانی که نسبت به من،خانواده ،رهبر وکشور و دین و مذهب و دوستان من اراده ی سوء دارند به خودشان برگردان!
اللهم ومن ارادنی بسوء فارده
جالبه نمی دونستم حدیثی دراین خصوص وجودداره.
از خدا خواستم زشتيهارا از من بزدايد.
خداگفت نه............
انهابراي اين در تو نيستندكه من انها رابزدايم بلكه انهابراي اين در تو هستند كه تو در برابرشان بايستي.
من از خدا خواستم بدنم را كامل سازد.
خدا گفت نه...............
روح تو كامل است بدن تو موقتي است.
من از خدا خواستم بمن شكيبايي دهد.
خدا گفت نه..............
شكيبايي در برابرسختي ها بدست ميايد شكيبايي دادني نيست بلكه بدست اوردني است.
من از خدا خواستم به من خوشبختي دهد.
خدا گفت نه.............
من به تو بركت ميدهم خوشبختي به خودت بستگي دارد.
من از خواستم تااز دردهاازاد سازد.
خدا گفت نه............
دردورنج توراازاين جهان دور كرده وبهمن نرديكتر ميكنند.
من از خدا خواستم به من چيزهايي دهدتااز زندگي خوشم بياد.
خدا گفت نه.............
من به تو زندگي ميبخشم تا تو از همه چيز ان لذت ببري.
من از خدا خواستم تا بمن كمك كند تا ديگران راهمانطور كه هستند دوست داشته باشم.
خدا گفت .......سرانجام مطلب را گرفتي.امروز روز تو خواهد بود باشد كه خداوند ترا بركت دهد.
من نيرو خواستم و خدا مشکلاتي سر راهم قرار داد تا قوي شوم .
من دانش خواستم و خدا مسائلي براي حل کردن به من داد .
من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور
بازو داد تا کار کنم .
من شهامت خواستم و خداوند موانعي بر سر راهم قرار داد
تا آنها را از ميان بردارم .
من انگيزه خواستم و خداوند کساني را به من نشان داد که
نيازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت کنم .
من به آنچه مي خواستم نرسيدم .....اما انچه نياز داشتم به من داده شد.
نترس با مشکلات مبارزه کن و بدان که مي تواني بر آنها غلبه کني.