چگونه با آمار دروغ ميگويند
در سینما هم "آمارها واقعی نیستند"
داریوش بابائیان یکی از تهیهکنندگان سینماست که تاکنون بیش از 30 فیلم را تهیه کرده، او در رابطه با بحث واقعی بودن مبالغ عنوان شده از سوی تهیهکنندگان فیلمها بابت هزینه تولید میگوید: «بزرگترین مشکل ما در این بحث رانت خواهی است و در اغلب مواقع وقتی وارد جزئیات مخارج شوید خواهید دید که مبالغ عنوان شده کذب هستند.»
آمارستان: همه ما جداول فروش فیلمها و هزینههای تولید فیلمها را که اغلب از سوی تهیهکنندهها و کارگردانها بیان میشود، دیدهایم. اما تاکنون به این قضیه فکر کردهاید که این مبالغ و جمع کل هزینهها از کجا میآیند و فهرست هزینههای شفاف و واقعی فیلمها را در کدام پروژه ایرانی میتوان یافت.
از آنجایی که دستمزد هر بازیگر در کشور ما با شایعات و راست و دروغهایی روبهروست و هر مخاطبی این امکان را دارد تا با توجه به میزان علاقه خودش دستمزد یک بازیگر و کارگردان را تعیین کند و هیچ مرجعی هم درستی و نادرستی آن را روشن نمیکند، معمولاً با برآوردهایی روبهرو میشویم که اصل مخارج محرمانه و برآورد غیر واقعی به صورت رسانهای وارد دنیای علاقهمندان و مخاطبان سینما میشود.
با این حال میشود به صراحت گفت که تقریباً اغلب دستمزدها به ویژه دستمزد افراد و آثار مرتبط با جامعه همواره همانند یک پیام سری مخفی و غیرشفاف است. حال این دستمزد میتواند به یک بازیکن فوتبال تعلق داشته باشد یا به یک بازیگر سینما و یک فیلم.
اگر از سینمای هالیوود و فرهنگ بیگانگان انتقاد میکنیم لااقل از کارهای مثبت آنها هم تعریف کنیم. درست است که سینمای اروپا و امریکا با مسائلی روبهروست که در برخی از داستانهای آن شأن انسانها را با چالش روبهرو میکند اما همین سینما حق مخاطب را در دانستن مخارج یک فیلم و قرارداد بازیگران فیلم مغتنم دانسته و به شعور مخاطب توهین نمیکند. اگر یک تهیهکننده یا یک کمپانی ادعا میکند که x میلیون دلار هزینه ساخت فیلمش شده، از مبلغ قرارداد بازیگران تا دکور و لباس آن فیلم به تفکیک و شفاف برای مخاطب نمایان میشود. اما در کشور ما یا بازیگران تمایلی به اعلام دستمزدشان ندارند یا تهیهکننده و کارگردان نمیخواهند مبالغ عیان شود.
در این صورت است که مخاطب فیلمها فقط یک شنونده است و بعد از مدتی بی اعتماد است و بدبین. بدبین نسبت به اظهاراتی که عوامل یک فیلم برای بزرگ کردن فیلمشان و هزار و یک دلیل خودساخته اعلام میکنند. بحث شفاف سازی مناسبات مالی و فنی در سینما را با فریدون جیرانی، داریوش بابائیان و سیدضیاء هاشمی گشودیم با این امیدکه در آیندهای نزدیک شاهد اعلام واقعی و درست ارقامی باشیم که بیانگر بسیاری از ناگفتههای سینمای کشورمان است.
سینمای ما از اساس غیرطبیعی است
فریدون جیرانی کارگردان و مجری سابق برنامه سینمایی «هفت» درباره اعلام واقعی یا غیرواقعی بودن مخارج تولید فیلمها و فروش فیلمها بر این باور است که در سینمای ما اعتماد به معنی واقعی وجود ندارد.
وی ادامه میدهد: «بحث اعلام آمارهای درست و واقعی در کشور ما هیچوقت نهادینه نشده است و اگر هم آماری از سوی مرکز و نهادی اعلام شده، درستی یا نادرستی آن را هیچ ارگانی کنترل نکرده و حتی مرکزی هم نبوده که افراد و مراکز را ملزم به ارائه آمار درست کنند از این روست که ما هیچگاه نمیتوانیم به آمارهای اعلام شده اعتماد کنیم و هیچوقت هم نباید در این شرایط انتظار شنیدن واقعیت را داشته باشیم.»
کارگردان فیلمهای «من مادر هستم» و «قصه پریا» در پاسخ به این سؤال که آیا اعلام غیرواقعی از سوی کدام بخش - خصوصی یا غیرخصوصی - بیشتر است میگوید: «متأسفانه در هردو بخش. در بخش خصوصی تهیهکننده مبالغ را بیشتر اعلام میکند تا بتواند توجیه درستی برای کم داشتن مبلغ تولیدی بتراشد و بتواند از کمکهای حمایتی مؤسسه، نهاد و یا ارگانی بهره ببرد. در بخش غیرخصوصی هم به خاطر دریافت مبلغ بیشتر، ارقام با اختلاف زیادی بیان میشود تا تکلیف همه مبالغ دریافتی روشن شود.»
جیرانی در ادامه به این پرسش که آیا در هالیوود هم آمارها به همین صورت غیرواقعی بیان میشود، اینگونه جواب میدهد: «نمیتوانم بگویم که اطلاعاتم در آن حوزه کامل است اما این را میدانم که کمپانیهای هالیوودی کارشان را بر اساس برآورد آمارها پیش میبرند و تصمیمهایشان بر اساس همین آمارها صورت میگیرد. حتی تحلیلگران هم بر اساس همین آمارها تحلیلشان را از یک فیلم به لحاظ سود فروش و انتخاب بازیگران و دستمزد عوامل انجام میدهند، از این رو فکر میکنم حتیالامکان آمار اعلام شده آنها دقیق و درست است و آمار دروغ به همکاران و مخاطبان نمیدهند. به هرحال بازدهی درست یک فیلم بر اساس آمار درست آن فیلم قابل بررسی است.»
نویسنده، کارگردان و تهیهکننده فیلم «مسافر بهشت» درباره یکی از دلایل آمارهای غیرواقعی تهیهکنندگان عنوان میکند: «شفافیت در سینمای ایران غیرطبیعی است چراکه بسیاری از همکاران به خاطر فرار از مالیات از اعلام آمار و ارقام هزینهها فرار میکنند و نمیدانند که با این کار چه تبعاتی را به سینما وارد میکنند. البته
فریدون جیرانی: بحث اعلام آمارهای درست و واقعی در کشور ما هیچوقت نهادینه نشده است و اگر هم آماری از سوی مرکز و نهادی اعلام شده، درستی یا نادرستی آن را هیچ ارگانی کنترل نکرده و حتی مرکزی هم نبوده که افراد و مراکز را ملزم به ارائه آمار درست کنند از این روست که ما هیچگاه نمیتوانیم به آمارهای اعلام شده اعتماد کنیم و هیچوقت هم نباید در این شرایط انتظار شنیدن واقعیت را داشته باشیم.
از آن طرف هم باید این را در نظر داشته باشید که در بعضی مواقع تهیهکنندگان اساساً بحث گرفتن کمک و مبالغ تولید از مراکز و ارگان ها را نفی میکنند و وقتی شما تحقیق میکنید، میبینید که در پشت پرده چه اتفاقاتی افتاده و شخص تهیهکننده چه مبلغی از کدام مرکز اخذ کرده است.»
فریدون جیرانی در پاسخ به سؤال چرا بازیگران تمایلی به اعلام رقم دستمزدشان ندارند خاطرنشان میکند: «به اعتقاد من جو جامعه ما طوری نیست که بازیگران بتوانند مبالغ دستمزدشان را به صورت واقعی اعلام کنند بهطوریکه اگر اعلام شود که فلان بازیگر در بهمان فیلم x میلیون تومان گرفته، بازتاب خوبی برای او نخواهد داشت.»
وی در ادامه میگوید: «البته این بخش از سؤال شما هم به همان مبحثی مرتبط است که پیشتر گفتم. اگر در هالیوود آمار و ارقام به درستی مشخص میشود، دستمزد بازیگر هم به تناسب آن آمار متغیر خواهد شد به صورتی که اگر در دو فیلم آخر فروش خوبی حاصل فیلم نشود و از دستمزد آن بازیگر کاسته خواهد شد اما در ایران به خاطر همین آمار دروغ بازیگران هر قیمتی را که دوست دارند بدون هیچ اصولی طلب میکنند و اگر هم بگویید چرا! خواهد گفت که چرا ندارد همین است که من میگویم وقتی چرا و سؤال وجود نداشته باشد بدون تردید جواب هم وجود ندارد.»
فرار از مالیات، یکی از دلایل اعلام آمارغیرواقعیاست
داریوش بابائیان یکی از تهیهکنندگان سینماست که تاکنون بیش از ۳۰ فیلم را تهیه کرده، او در رابطه با بحث واقعی بودن مبالغ عنوان شده از سوی تهیهکنندگان فیلمها بابت هزینه تولید میگوید: «بزرگترین مشکل ما در این بحث رانت خواهی است و در اغلب مواقع وقتی وارد جزئیات مخارج شوید خواهید دید که مبالغ عنوان شده کذب هستند.»
وی در ادامه تصریح میکند: «در کشور ما تهیهکنندگان به دو دسته تقسیم میشوند؛ شخصی و دولتی. در دسته نخست اغلب مبالغ را طوری عنوان میکنند که بدانند برمیگردد و نگرانی بازگشت هزینهها دغدغه آنهاست در گروه دوم هم برخی مواقع مبالغ به طریقی اعلام میشود که سود زیادی را نصیب تهیهکننده کند.»
بابائیان در پاسخ به این سؤال که اعلام نادرست مبالغ تولید و فروش فیلمها و حتی دستمزد بازیگران و عوامل اصلی چه منفعتی برای مجموعه یک فیلم دارد، عنوان میکند: «اغلب به خاطر نبود صداقت و فرار از مالیات چنین میکنند، کاری که امروزه در بین بازیکنان فوتبال هم وجود دارد. به هرحال وقتی یک بازیگری در سینما بابت ۵ - ۴ ماه کار ۶۵۰ میلیون تومان درآمد کسب میکند از عنوان کردن دستمزدش طفره میرود.»
تهیهکننده فیلمهایی چون «یک فراری از بگبو»، «مزاحم» و «بازنده» در انتها تنها راهکار برونرفت از این معضل و شفافیت در دخل و خرج فیلمها را حرکت به سمت خصوصیسازی عنوان میکند و میگوید: «بهترین حالت خصوصی شدن تولیدات سینمایی است و حمایت از اتحادیه ما. امیدوارم همانطوری که دکتر ایوبی درباره بودجه اختصاص یافته به سینما فرمودهاند بیشتر برای تبلیغات و ساخت سالنهای سینماها و کارهای پایهای این صنف به کار برده شود تا همانند ۸ سال گذشته دچار مشکلات عدیده اینچنینی نشویم.»
مخارج اعلامی قابل اعتماد نیست
سید ضیاء هاشمی تهیهکننده سینما درباره اعلام رقم هزینه تولید بر این باور است که اعلام این ارقام و اعداد تحقیقاً قابل اعتماد نیست و دوستان بنابه دلایلی در رابطه با مسأله هزینهها همواره میخواهند راز نگهدار باشند.»
وی در ادامه میگوید: «وقتی باید در متن یک خطی طرح یا همه چیز داستان برای تهیهکننده روشن باشد، میبینیم که اغلب یک طرح بیسر و ته داده میشود و توجیه هم آن است که داستان ممکن است لو برود و فرد دیگری آن را بسازد و کلاهبرداری شود و هزینه کار ما نابود خواهد شد چه انتظاری میتوان از تهیه کنندهها داشت.
تهیهکننده فیلمهای «اعتراض» و «شوکران» تصریح میکند: «مطمئن باشید که در ۹۹ درصد از مواقع رقم هزینهها واقعیت ندارد. چراکه در اغلب کارهای دولتی تهیهکنندگان کارشان را با شبهاتی انجام میدهند و سایرین را با علامت سؤال بیپاسخ روبهرو میسازند که این مبالغ میلیاردی از کجا میآید و به کجا میرود و در نتیجه خواهیم دید که ۱۰ میلیارد هزینه میشود اما ۱۵۰ میلیارد اعلام میشود.»
هاشمی در پاسخ به این سؤال که آیا ارقام فروش فیلمها قابل اعتماد هست یا خیر. جواب میدهد: «اعلام درستی و نادرستی ارقام فروش در مجلات، روزنامهها و برنامه هفت قابل استناد نیست چون برخی از تهیهکنندهها در این مبحث هم، بازی در میآورند. به همین خاطر اگر قرار باشد به مرجع مطمئنی رجوع کنیم، بیشک شورای صنفی سینما میتواند رقم درست، واقعی و همینطور قابل استناد را اعلام کند.»
تهیهکننده فیلمهای «روز فرشته» و «عروس» در پاسخ به این پرسش که آیا اختلافهای مبالغ عنوان شده را میتوان در زمره اختلافهای فاحش قرار داد و علت این شیوه اعلام چیست، تصریح میکند: «اعلام ارقام تولید و فروش فیلمها در آثار شخصی ممکن است به خاطر مسائل روانی تهیهکنندهها با اختلافهای اندکی بیان شود که اغلب به خاطر بزرگ کردن آثارشان است. اما در آثاری که بودجه آن از منابع خاصی تأمین میشود، بیشتر مسائلی چون رانت خواهی بیشتر تهیهکنندگان مطرح است و متأسفانه هزینه سازی. بهطوریکه تهیهکننده مربوطه با درست کردن مبالغی که اصلاً واقعی نیست سعی دارد هزینه اخذ شده را تا ریال آخر مال خود کند. به هرحال ما سینماییها به خوبی میدانیم که مبالغی مثل ۱۵۰ میلیارد برای ساخت یک فیلم از کجا آمده و به کجا رفته ودر عین حال به هیچ عنوان هم درباره مخارج تولید آن شفافسازی نشده است.»
وی میگوید: «مطمئن باشید هر تهیهکننده حرفهای که چند اثر را تولید کرده یکبار بیننده هر فیلمی باشد میتواند مبالغ هزینه شده کل فیلم را با یک نگاه برآورد کند از این روست که وقتی یک فیلم غیرشخصی را میبینیم میدانیم که تا کجای این اعلامها خلاف واقع است و بیصداقتی وجود دارد.»
هاشمی در ادامه بهترین راهکار برای برونرفت از این مشکل را اعتلای حوزه سندیکایی در بحث سینما میداند و خاطرنشان میکند: «بایستی بخش صنفی و سندیکایی سینما را فعالتر کنیم و بتوانیم با دقت زیاد بحث صداقت در همه امور از جمله همین بحث ارقام تولید و فروش را بسترسازی و همهگیر کنیم از سوی دیگر هم دولت ناظر کار ما باشد و در مواقعی که لازم میداند صنف را مورد بازخواست قرار دهد.»
به گفته بنجامین دیزرائیلی، "سه نوع دروغ وجود دارد: دروغ آشکار، دروغ ناآشکار و آمار". آمار قابلیت آن را دارد که به صورتی دستکاری شود تا اهداف تهیه کننده آن را تایید کند. میانگین، روندها و ارتباط های نشان داده شده در آمار، به آن صورتی در واقعیت وجود دارد نیست. آمار می تواند هم برای آگاه کردن و هم برای گمراه کردن به کار رود. برخی از کلک های معروفی که با آمار می توان انجام داد به قرار زیر است:
یک – جادوی میانگین:
کسی که از آمار دانش اولیه دارد می داند که میانگین را به سه صورت می توان نشان داد: معدل، مدیان و مد. چون هر سه اینها به معنی میانگین است، می توان آن را به جای یکدیگر بیان کرد. مثلاً در سال 2000، معدل درآمد سالیانه مردم آمریکا، 45000 دلار بود در حالی که مدیان آن، 33000 دلار و مد 22000 دلار بود.
دو- نمودارهای خلاق:
با فشرده کردن محور افقی، می توان نمودار ها را به گونه ای نشان داد که بیننده تصور کند شیب آن زیاد است و با فشرده کردن محور عمودی، بیننده تصور می کند که داری شیب کمی است.
سه- تنوع شکننده:
در نظرسنجی ها معمولاً پرسش اصلی به صورت بله و خیر است. مثلاً آیا از اوضاع راضی هستید یا نه؟ در این اوقات بیش از 75% افراد، جوابشان بله است زیرا بدان ترغیب می شوند یا چاره ای ندارند. اما اگر در نظر سنجی ها پرسیده شود که از چه مسایلی ناراضی هستید، آن وقت انبوهی از مشکلات مانند گرانی، آلودگی هوا، ترافیک، روابط نامناسب دیگران و .... آشکار خواهد شد.
البته موارد بسیار دیگری از دروغ های آماری هست که در این استاتوس نمی گنجد از جمله نمونه آماری کوچک و تعمیم نتیجه به همه جامعه، گرد کردن (روند) های نادرست، استفاده از عقاید به جای واقعیت و غیره.
****
به آمارها نباید به سادگی اعتماد کرد. در برخورد با یک آمار از خود بپرسید: چه کسی این آمار را تهیه کرده است، چه انگیزه ای از انجام آن دارد، اعداد چگونه به دست آمده اند و چه مواردی بیان نشده است؟ در صورتی که به آمار شک دارید، آن را با دیگر اطلاعات معتبر بسنجید که آیا با آن تطابق دارد یا نه. اگرچه این کارها ذهن را خسته کرده و زمان بر است اما در زمانه دروغگوی ما، ضرورت دارد.
http://www.thinkingacademy.org/
چگونه میتوان با آمار دروغ گفت!؟
آمار هرگز دروغ نمی گوید ولی می توان در قالب زبان آمار دروغ گفت. البته به کسانی که آمار را به خوبی نمی شناسند. تغییر تعاریف، تغییر شاخص مناسب، ناقص بیان کردن واقعیات، انشای بیان نتایج و … همه و همه کارهایی است که برای دروغ گفتن با آمار از آنها استفاده می شود. با این روش ها حتی لازم نیست در داده های خام تغییری ایجاد شود.
۱_ دو مدرسه سال ها است که در مسابقات علمی با هم رقابت دارند. امسال نیز ۳۰۰ دانشجوی مدرسهی “الف” با ۱۰۰ دانشجوی مدرسهی “ب” رقابت کرده اند و در سطح شهرستان برای اعزام به مسابقات استانی، ۳ نفر از مدرسهی “الف” و ۲ نفر از مدرسهی“ب” و ۵ نفر از سایر مدارس انتخاب شده اند. مدیر مدرسهی “الف”ابتدا با این آمار رو به رو شد که ۱% از دانش آموزان این مدرسه قبول شده اند. در حالی که ۲% از دانش آموزان مدرسهی “ب” در جمع قبول شدگان حضور دارند.او برای آنکه نتیجه ی کارش مطلوب تر به نظر برسد. جامعهی هدف را تغییر داد و عنوان نمود که در جمع قبول شدگان ۳۰ درصد از مدرسهی “الف” و در مقابل ، ۲۰ درصد از مدرسهی “ب” حضور دارند. به نظر شما کدام تحلیل درست است؟
۲_ دو کشور همسایه به دلیل کشمکش های سیاسی و … همواره می خواهند اعلام کنند که فساد در کشور همسایه شان بیشتر است.
کشور “الف” ۴۰۰ میلیون جمعیت و ۴ میلیون معتاد دارد و کشور“ب” ۱۰۰ میلیون جمعیت و ۲ میلیون معتاد دارد. کشور “الف”اعلام می کند که در این کشور ۱% و در کشور همسایه ۲% معتاد وجود دارد. پس درصدمعتادین در کشور همسایه دو برابر است. در مقابل کشور “ب” اعلام می کندکه تعداد معتادین در همسایه اش دو برابر معتادین آن کشور است. ظاهراً هر دو درستمی گویند. حق با کدامیک است؟
۳_ پلیس یک کشور دو سال پیش اعلام کرد که ۱۰هزار مجرم را دستگیر کرده است. سال گذشته وقتی این رقم به ۱۲ هزار رسید اعلام کرد: توان مقابله ی پلیس با اشرار ۲۰% افزایش یافته است. امسال وقتی مشخص شد که ۸ هزار نفر به دلیل ارتکاب به جرایم مختلف دستگیر شده اند ، پلیس این کشور اعلام کرد که میزان جرم و جنایت ۳۳ در صد کاهش یافته است. آیا این دو آمار یکی هستند؟
۴_ یک تست روانشناسی به گونه ای است که عدد تخصیص یافته به حالت تعادل صفر است و هر چه فرد به محرک ها حساسیت زیاد از حد داشته باشد با اعداد مثبت و حساسیت کم با اعداد منفی نشان داده می شود. یافته های آزمایش از ۱۲ نفر کارمند یک بانک به صورت ۵ و ۴ و ۳- و ۲ و ۱ و ۶- و ۱۰ و ۸ و ۷- و ۴- و ۶- و ۴- بوده است. مدیر اعلام می کند که کارمندانش به طور متوسط در حالت تعادل روانی قرار دارند زیرا میاگین این ۱۲ مقدار ، صفر شده است.
۵_ هر ۵ سال یک بار در شهری سرشماری و آمارگیری صورت گرفته است. داده های زیر در ۵ سرشماری که تاکنون انجام شده است ؛ به دست آمده است.
سرشماری …. جمعیت … تعداد مدارس ….. تعداد جرایم
۱……۵۰۰۰۰ …… ۵۰ ……..۵۰۰
۲……۶۵۰۰۰ ……….۶۵ ……..۶۵۰
۳……..۷۵۰۰۰ ….. ۷۵ ……. ۷۵۰
۴ ……..۸۷۰۰۰ …… ۸۷ ……۸۷۰
۵ ……..۱۰۰۰۰۰ …… ۱۰۰……. ۱۰۰۰
انجمن شهر رابطه ی (تعداد مدارس)۱۰= تعداد جرایم را بین دو متغیر می یابد و نتیجه می گیرد که هر مدرسه که ساخته می شود ؛ میزان جرم و جنایت ۱۰ برابر می شود. پس بهتر است که مدرسه نسازیم.
۶_ در یک کارگاه صنعتی ۱۰ کارگر کار می کردند و هر کدام در ماه ۵۰۰ دلار در ماه دریافت می نمودند. مدیر کارگاه با توسعه ی کارگاهش، تعداد کارگران را به 15 نفر افزایش داد. ولی حقوق هر کارگر را ۲۰% کاهش داده و به ۴۰۰ دلار رساند. مدیر این کارگاه در یک سخنرانی اعلام کرد که قبلا میزان پرداخت حقوق کارگران ۵۰۰۰ دلار و هم اکنون ۶۰۰۰ دلار است. یعنی نسبت به سابق ۲۰% افزایش در حقوق کارگران مشاهده می شود.
۷_ یک مرکز تحقیقاتی تعداد یافته ها و اکتشافات ثبت شده ی خود را در ۷ سال گذشته به این شکل ثبت کرده است:
سال……….. تعداد یافته های سال
۱……..۱۰
۲…….۸
۳…..۷
۴…….۷
۵……۴
۶…..۳
۷…..۱
روند نزولی این جدول ، مدیران این مرکز را به وحشت انداخت زیرا در این صورت نمی توانستند برای سال آینده بودجه کافی دریافت کنند و حتی ممکن بود موسسه تعطیل شود. آنها متغیر های جدول را کمی تغییر دادند.
سال…. کل تعداد یافته ها (تجمعی)
۱ …۱۰
۲ … ۱۸
۳….۲۵
۴….۳۲
۵…..۳۶
۶…..۳۹
۷….۴۰
روند صعودی شد!
مثال های فوق ساختار ساده ای دارند. اگر ساختار مساله کمی پیچیده تر شود سخت تر می توان دروغ را یافت!!!!!! آمار را جدی بگیریم و ساده انگارانه به آن ننگریم.
نویسنده مقاله :امید صدرزاده خوئی
سایت مدیران ایران