با هم قرآن بخوانیم
صفحه پانصد و هفتاد قرآن آیات 40 تا 44 سوره معارج و آیات 1 تا 10 سوره نوح
با قرائت استاد خلیل الحصری
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿٤٠﴾
[هرگز،] به پروردگار خاوران و باختران سوگند ياد مىكنم كه ما تواناييم، (۴۰)
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿٤١﴾
كه به جاى آنان بهتر از ايشان را بياوريم؛ و بر ما پيشى نتوانند جست. (۴۱)
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿٤٢﴾
پس بگذارشان ياوه گويند و بازى كنند تا روزى را كه وعده داده شدهاند ملاقات نمايند.(۴۲)
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ ﴿٤٣﴾
روزى كه از گورها[ى خود] شتابان برآيند، گويى كه آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند. (۴۳)
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿٤٤﴾
ديدگانشان فرو افتاده، [غبار] مذلّت آنان را فرو گرفته است. اين است همان روزى كه به ايشان وعده داده مىشد. (۴۴)
إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١﴾
ما نوح را به سوى قومش فرستاديم كه: «قومت را، پيش از آنكه عذابى دردناك به آنان رسد، هشدار ده.» (۱)
قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٢﴾
[نوح] گفت: «اى قوم من، من شما را هشدار دهندهاى آشكارم،(۲)
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ ﴿٣﴾
كه خدا را بپرستيد و از او پروا داريد و مرا فرمان بريد. (۳)
يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾
[تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و [اجل] شما را تا وقتى معين به تأخير اندازد. اگر بدانيد، چون وقت مقرر خدا برسد، تأخير بر نخواهد داشت. (۴)
قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا ﴿٥﴾
[نوح] گفت: «پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم، (۵)
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا﴿٦﴾ و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود. (۶)
وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا ﴿٧﴾
و من هر بار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى، انگشتانشان را در گوشهايشان كردند و رداى خويشتن بر سر كشيدند و اصرار ورزيدند و هر چه بيشتر بر كبر خود افزودند. (۷)
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ﴿٨﴾
سپس من آشكارا آنان را دعوت كردم. (۸)
ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا ﴿٩﴾
باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [و] پوشيده نيز به ايشان گفتم. (۹)
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا ﴿١٠﴾
و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است. (۱۰)
صفحه پانصد و هفتاد ویک قرآن آیات 11 تا 28 سوره نوح
با قرائت استاد خلیل الحصری
صفحه پانصد و هفتاد و دو قرآن آیات 1 تا 13 سوره جن
با قرائت استاد خلیل الحصری
بسم الله الرحمن الرحيم
و ما چون هدايت را شنيديم بدان گرويديم؛ پس كسى كه به پروردگار خود ايمان آورد، از كمى [پاداش] و سختى بيم ندارد. (۱۳)
صفحه پانصد و هفتاد وسه قرآن آیات 14 تا 28 سوره جن
با قرائت استاد خلیل الحصری
صفحه پانصد و هفتاد و چهار قرآن آیات 1 تا 19 سوره مزمل
با قرائت استاد خلیل الحصری
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ ﴿٤٨﴾
از اين رو شفاعت شفاعتكنندگان به حال آنها سودى نمىبخشد. (۴۸)
فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ﴿٤٩﴾
چرا آنها از تذكر روى گردانند؟! (۴۹)
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ﴿٥٠﴾
گويى گورخرانى رميدهاند، (۵۰)
فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ﴿٥١﴾
كه از (مقابل) شيرى فرار كردهاند!(۵۱)
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً ﴿٥٢﴾
بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانهاى (از سوى خدا) براى او فرستاده شود! (۵۲)
كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ ﴿٥٣﴾
چنين نيست كه آنان مىگويند، بلكه آنها از آخرت نمىترسند! (۵۳)
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ﴿٥٤﴾
چنين نيست كه آنها مىگويند، آن (قرآن) يك تذكر و يادآورى است!(۵۴)
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ﴿٥٥﴾
هر كس بخواهد از آن پند مىگيرد؛ (۵۵)
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ﴿٥٦﴾
و هيچ كس پند نمىگيرد مگر اينكه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است! (۵۶)
لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿١﴾ سوگند به روز قيامت، (۱)
وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿٢﴾
و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز حقّ است)! (۲)
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿٣﴾
آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد؟! (۳)
بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ﴿٤﴾
آرى قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب كنيم! (۴)
بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾
(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مىخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند! (۵)
يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ﴿٦﴾
(از اينرو) مىپرسد: «قيامت كى خواهد بود»! (۶)
فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿٧﴾
(بگو:) در آن هنگام كه چشمها از شدّت وحشت به گردش در آيد، (۷)
وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿٨﴾ و ماه بىنور گردد، (۸)
وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ﴿٩﴾
و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند، (۹)
يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ﴿١٠﴾
آن روز انسان مىگويد: «راه فرار كجاست؟!» (۱۰)
كَلَّا لَا وَزَرَ﴿١١﴾
هرگز چنين نيست، راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد! (۱۱)
إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ﴿١٢﴾
آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است؛ (۱۲)
يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿١٣﴾
و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مىكنند! (۱۳)
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿١٤﴾
بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است، (۱۴)
وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ ﴿١٥﴾ هر چند (در ظاهر) براى خود عذرهايى بتراشد! (۱۵)
لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿١٦﴾
زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن] حركت مده، (۱۶)
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿١٧﴾
چرا كه جمعكردن و خواندن آن بر عهده ماست! (۱۷)
فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾
پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن! (۱۸)
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ﴿١٩﴾
سپس بيان (و توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست! (۱۹)
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ﴿١﴾
آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟! (۱)
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا﴿٢﴾
ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مىآزماييم؛ (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم! (۲)
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿٣﴾
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس! (۳)
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا ﴿٤﴾
ما براى كافران، زنجيرها و غُلها و شعلههاى سوزان آتش آماده كردهايم! (۴)
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ﴿٥﴾
به يقين ابرار (و نيكان) از جامى مىنوشند كه با عطر خوشى آميخته است، (۵)
وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا ﴿٢٦﴾
و بخشى از شب را در برابر او سجده كن و شب[هاى] دراز، او را به پاكى بستاى. (۲۶)
إِنَّ هَؤُلَاء يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا ﴿٢٧﴾
اينان دنياى زودگذر را دوست دارند، و روزى گرانبار را [به غفلت] پشت سر مىافكنند.(۲۷)
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا ﴿٢٨﴾
ماييم كه آنان را آفريده و پيوند مفاصل آنها را استوار كردهايم، و چون بخواهيم، [آنان را] به نظايرشان تبديل مىكنيم. (۲۸)
إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿٢٩﴾
اين [آيات،] پندنامهاى است. تا هر كه خواهد، راهى به سوى پروردگار خود پيش گيرد. (۲۹)
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٣٠﴾
و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهيد خواست؛ قطعاً خدا داناى حكيم است. (۳۰)
يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿٣١﴾
هر كه را خواهد، به رحمت خويش در مىآورد، و براى ظالمان عذابى پردرد آماده كرده است. (۳۱)
وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا ﴿١﴾
سوگند به فرستادگان پىدرپى، (۱)
فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا ﴿٢﴾
كه سخت توفندهاند.(۲)
وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا﴿٣﴾
و سوگند به افشانندگان افشانگر، (۳)
فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا ﴿٤﴾
كه [ميان حق و باطل] جداگرند، (۴)
فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا ﴿٥﴾
و القاكننده وحىاند. (۵)
عُذْرًا أَوْ نُذْرًا﴿٦﴾
خواه عذرى باشد يا هشدارى. (۶)
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ ﴿٧﴾
كه آنچه وعده يافتهايد قطعاً رخ خواهد داد. (۷)
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ﴿٨﴾
پس وقتى كه ستارگان محو شوند، (۸)
وَإِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ ﴿٩﴾
و آنگاه كه آسمان بشكافد، (۹)
وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ ﴿١٠﴾
و آنگاه كه كوهها از جا كنده شوند، (۱۰)
وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ﴿١١﴾
و آنگاه كه پيمبران به ميقات آيند، (۱۱)
لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ﴿١٢﴾
براى چه روزى تعيين وقت شده است؟ (۱۲)
لِيَوْمِ الْفَصْلِ ﴿١٣﴾
براى روز داورى. (۱۳)
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ ﴿١٤﴾
و تو چه دانى كه روز داورى چيست؟ (۱۴)
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٥﴾
آن روز واى بر تكذيبكنندگان! (۱۵)
أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ﴿١٦﴾
مگر پيشينيان را هلاك نكرديم؟ (۱۶)
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ ﴿١٧﴾
سپس از پى آنان پسينيان را مىبريم. (۱۷)
كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿١٨﴾
با مجرمان چنين مىكنيم. (۱۸)
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٩﴾
آن روز واى بر تكذيبكنندگان. (۱۹)
عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ﴿١﴾
درباره چه چيز از يكديگر مىپرسند؟ (۱)
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿٢﴾
از آن خبر بزرگ، (۲)
الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ﴿٣﴾
كه در باره آن با هم اختلاف دارند. (۳)
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿٤﴾
نه چنان است، به زودى خواهند دانست. (۴)
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿٥﴾
باز هم نه چنان است، بزودى خواهند دانست. (۵)
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿٦﴾
آيا زمين را گهوارهاى نگردانيديم؟ (۶)
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿٧﴾
و كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم]؟ (۷)
وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿٨﴾
و شما را جفت آفريديم. (۸)
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿٩﴾
و خواب شما را [مايه] آسايش گردانيديم. (۹)
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴿١٠﴾
و شب را [براى شما] پوششى قرار داديم. (۱۰)
وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا ﴿١١﴾
و روز را [براى] معاش [شما] نهاديم. (۱۱)
وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا ﴿١٢﴾
و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا كرديم. (۱۲)
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا ﴿١٣﴾
و چراغى فروزان گذارديم.(۱۳)
وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا ﴿١٤﴾
و از ابرهاى متراكم، آبى ريزان فرود آورديم، (۱۴)
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا ﴿١٥﴾
تا بدان دانه و گياه برويانيم، (۱۵)
وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا ﴿١٦﴾
و باغهاى در هم پيچيده و انبوه. (۱۶)
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا﴿١٧﴾
قطعاً وعدگاه [ما با شما] روز داورى است: (۱۷)
يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا ﴿١٨﴾
روزى كه در «صور» دميده شود، و گروه گروه بياييد؛ (۱۸)
وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَابًا ﴿١٩﴾
و آسمان، گشوده و درهايى [پديد] شود؛ (۱۹)
وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا ﴿٢٠﴾
و كوهها را روان كنند، و [چون] سرابى گردند. (۲۰)
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا ﴿٢١﴾
[آرى،] جهنم [از دير باز] كمينگاهى بوده، (۲۱)
لِلْطَّاغِينَ مَآبًا ﴿٢٢﴾
[كه] براى سركشان، بازگشتگاهى است. (۲۲)
لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا ﴿٢٣﴾
روزگارى دراز در آن درنگ كنند.(۲۳)
لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا ﴿٢٤﴾
در آنجا نه خنكى چشند و نه شربتى، (۲۴)
إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا ﴿٢٥﴾
جز آب جوشان و چركابهاى. (۲۵)
جَزَاء وِفَاقًا ﴿٢٦﴾
كيفرى مناسب [با جرم آنها].(۲۶)
إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا﴿٢٧﴾
آنان بودند كه به [روز] حساب اميد نداشتند؛ (۲۷)
وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا ﴿٢٨﴾
و آيات ما را سخت تكذيب مىكردند. (۲۸)
وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا﴿٢٩﴾
و حال آنكه هر چيزى را برشمرده [به صورت] كتابى در آوردهايم. (۲۹)
فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا ﴿٣٠﴾
پس بچشيد كه جز عذاب، هرگز [چيزى] بر شما نمىافزاييم.(۳۰)
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿٣١﴾
مسلماً پرهيزگاران را رستگارى است: (۳۱)
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿٣٢﴾
باغچهها و تاكستانها، (۳۲)
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا﴿٣٣﴾
و دخترانى همسال با سينههاى برجسته،(۳۳)
وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿٣٤﴾
و پيالههاى لبالب. (۳۴)
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا﴿٣٥﴾
در آنجا نه بيهودهاى شنوند، و نه [يكديگر را] تكذيب [كنند]. (۳۵)
جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا ﴿٣٦﴾
[اين است] پاداشى از پروردگار تو، عطايى از روى حساب. (۳۶)
رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿٣٧﴾
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، بخشايشگرى كه كس را ياراى خطاب با او نيست. (۳۷)
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿٣٨﴾
روزى كه «روح» و فرشتگان به صف مىايستند، و [مردم] سخن نگويند، مگر كسى كه [خداى] رحمان به او رخصت دهد، و سخن راست گويد.(۳۸)
ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا﴿٣٩﴾
آن [روز]، روز حق است؛ پس هر كه خواهد، راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجويد. (۳۹)
إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا ﴿٤٠﴾
ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم: روزى كه آدمى آنچه را با دست خويش پيش فرستاده است بنگرد؛ و كافر گويد: «كاش من خاك بودم.» (۴۰)
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا ﴿١﴾
سوگند به فرشتگانى كه [از كافران] به سختى جان ستانند، (۱)
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا ﴿٢﴾
و به فرشتگانى كه جان [مؤمنان] را به آرامى گيرند، (۲)
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا﴿٣﴾
و به فرشتگانى كه [در درياى بىمانند] شناكنان شناورند، (۳)
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا ﴿٤﴾
پس در پيشى گرفتن [در فرمان خدا] سبقتگيرندهاند، (۴)
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ﴿٥﴾
و كار [بندگان] را تدبير مىكنند. (۵)
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ﴿٦﴾
آن روز كه لرزنده بلرزد، (۶)
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ﴿٧﴾
و از پى آن لرزهاى [دگر] افتد، (۷)
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ ﴿٨﴾
در آن روز، دلهايى سخت هراسانند. (۸)
أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ ﴿٩﴾
ديدگان آنها فرو افتاده. (۹)
يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ ﴿١٠﴾
گويند: «آيا [باز] ما به [مغاك] زمين برمىگرديم؟(۱۰)
أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً ﴿١١﴾
آيا وقتى ما استخوانريزههاى پوسيده شديم [زندگى را از سر مىگيريم]؟» (۱۱)
قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ ﴿١٢﴾
[و با خود] گويند: «در اين صورت، اين برگشتى زيانآور است.» (۱۲)
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿١٣﴾
و[لى] در حقيقت، آن [بازگشت، بسته به] يك فرياد است [و بس]. (۱۳)
فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ ﴿١٤﴾
و بناگاه آنان در زمين هموار خواهند بود. (۱۴)
هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ﴿١٥﴾
آيا سرگذشت موسى بر تو آمد؟ (۱۵)
إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿١٦﴾
آنگاه كه پروردگارش او را در وادى مقدس «طوى» ندا درداد:(۱۶)
اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿١٧﴾
«به سوى فرعون برو كه وى سر برداشته است؛ (۱۷)
فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى ﴿١٨﴾
و بگو: آيا سر آن دارى كه به پاكيزگى گرايى، (۱۸)
وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى ﴿١٩﴾
و تو را به سوى پروردگارت راه نمايم تا پروا بدارى؟» (۱۹)
فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى ﴿٢٠﴾
پس معجزه بزرگ [خود] را بدو نمود. (۲۰)
فَكَذَّبَ وَعَصَى ﴿٢١﴾
و[لى فرعون] تكذيب نمود و عصيان كرد. (۲۱)
ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى ﴿٢٢﴾
سپس پشت كرد [و] به كوشش برخاست، (۲۲)
فَحَشَرَ فَنَادَى ﴿٢٣﴾
و گروهى را فراهم آورد [و] ندا درداد، (۲۳)
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى﴿٢٤﴾
و گفت: «پروردگار بزرگتر شما منم!» (۲۴)
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى ﴿٢٥﴾
و خدا [هم] او را به كيفر دنيا و آخرت گرفتار كرد. (۲۵)
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى ﴿٢٦﴾
در حقيقت، براى هر كس كه [از خدا] بترسد، در اين [ماجرا] عبرتى است. (۲۶)
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا ﴿٢٧﴾
آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى كه [او] آن را برپا كرده است؟ (۲۷)
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ﴿٢٨﴾
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين] درست كرد، (۲۸)
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿٢٩﴾
و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد، (۲۹)
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا ﴿٣٠﴾
و پس از آن، زمين را با غلتانيدن گسترد، (۳۰)
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا﴿٣١﴾
آبش و چراگاهش را از آن بيرون آورد، (۳۱)
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿٣٢﴾
و كوهها را لنگر آن گردانيد، (۳۲)
مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿٣٣﴾
[تا وسيله] استفاده براى شما و دامهايتان باشد. (۳۳)
فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى ﴿٣٤﴾
پس آنگاه كه آن هنگامه بزرگ دررسد، (۳۴)
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى ﴿٣٥﴾
[آن] روز است كه انسان آنچه را كه در پى آن كوشيده است به ياد آورد (۳۵)
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى ﴿٣٦﴾
و جهنم براى هر كه بيند آشكار گردد. (۳۶)
فَأَمَّا مَن طَغَى ﴿٣٧﴾
اما هر كه طغيان كرد، (۳۷)
وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٣٨﴾
و زندگى پست دنيا را برگزيد،(۳۸)
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿٣٩﴾
پس جايگاه او همان آتش است. (۳۹)
وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى ﴿٤٠﴾
و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفس خود را از هوس باز داشت... (۴۰)
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿٤١﴾
پس جايگاه او همان بهشت است.(۴۱)
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ﴿٤٢﴾
در باره رستاخيز از تو مىپرسند كه فرارسيدنش چه وقت است؟ (۴۲)
فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا﴿٤٣﴾
تو را چه به گفتگو در آن. (۴۳)
إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا ﴿٤٤﴾
علم آن با پروردگار تو است. (۴۴)
إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا﴿٤٥﴾
تو فقط كسى را كه از آن مىترسد هشدار مىدهى. (۴۵)
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ﴿٤٦﴾
روزى كه آن را مىبينند، گويى كه آنان جز شبى يا روزى درنگ نكردهاند. (۴۶)