روزنوشت
سلام دوستان
اتفاقات و خاطرات جالب روزانه خود در زندگی عادی و حتی در راسخون رو اینجا بگید. حتی کارهای عادی روزانه که انجام میدین رو میتونید در این تاپیک مطرح کنید.
تجربه شیرین و تلخ، حادثه .
منتظر شنیدن کارهای روزانه شما هستیم.
یه هفته به شروع مدارس مونده.
چند روز پیش از مدرسه زنگ زدن به دخترم و ازش خواستن که از چند روز آینده بیاد مدرسه. یعنی از امروز
دلیلش هم این بود دارن برای شروع مدرسه سرود آماده می کنن. امروز ساعت هفت و نیم راهی مدرسه شد.
روز اوله و مطمئنم دخترم خیلی چیزها برای تعریف کردن داره.
تلویزیونمون سوخت.
به همین راحتی.
شب خاموش کردیم صبح دیگه روشن نشد.
فکر کنم سردش شد، یا دیشب فیلم ترسناک دید سکته کرد،
باسلام وتشکرازپست خوبتون
ثبت نامهای ماهم دیگه آخراشه امازیاددیگه دل ودماغ ندارم برم اتاق چت بیشترتوبحثهاوموضوعات مطروحه شرکت می کنم اینطوری هم به کارای سایت می رسم وهم وقتم زیادتوچت تلف نمیشه کلا"هدفدارشده ام.
سلام.
جالبه من اصلادوست ندارم سوارتاکسی بشم
یکی از بدترین و سخت ترین لحظه ها برای یک کارمند، لحظه ایست که صبح چشمانش را باز کنه و ببینه عقربه ها دقیقاً همون ساعتی رو نشون میدن که باید در محل کار حضور داشته باشه!!
روزگذشته یه تلنگری ازسوی یکی ازمدیران داشتم که اصلا"ازشون انتظارنداشتم.بزرگتری گفتن؟ کوچکتری گفتن؟
امروز برای من و شاید خیلی ها عجیب ترین روز در راسخون بود.
اون هم به علت اروری که در سایت رخ میداد و برای یه پست زدن باید گاهی ده بار نام کاربری رو وارد می کردیم تا پست با ناز و عشوه ارسال بشه.
شکلک هایی که آقا سید در روابط عمومی و صندلی داغ حاج آقا عزتی می گذاشتن زبان حال همه بود و کلی به این ارور خندیدیم با حرص
عجب روزی بود امروز.
باز جای شکرش باقیه همه با این ارور درگیر بودن چه کاربر و چه مسئول سایت! یعنی مسئولین خیلی راحت درک کردن ارور مذکور رو. و نیاز به ارسال عکس و فیلم از سوی کاربران نبود. (برعکس خطاهای دیگه فقط ما همچنان باهاش درگیریم)
هر چه بود گذشت ولی خاطره ای شد و درس عبرتی که قدر ارورها و خطاهای پیش پا افتاده رو بدونیم و ناشکری نکنیم.
خدایا این ارورها رو از ما نگیر یا بگیر! هر چه به صلاحه
سلام
روز نوشت من مربوط میشه یه یک سال پیش
پارسال 3 مهر بهترین روز زندگیم بود
کنار عزیزانم
یک سال کذشت