چند سطر یادگاری
هنر شنا کردن بیاموزید ، نه این که ابزار شنا کردن بخرید ، تا غرق نشوید . . .
بسیاری از مردم خوشبختی را میجویند
مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش میباشد میجوید . . .
تربیت کودک را باید بیست سال پیش از تولدش آغاز کرد . . .
ما از دنبال هیولاها زیر تختمون دست برداشتیم
زمانی که فهمیدیم اونها در وجود ما هستند . . .
به جای اینکه نگران باشی ، آماده باش . . .
سه چیز خیلی سخت است : فولاد ، الماس و خویشتن شناسی . . .
منتظر لحظه مناسب نباش ، همین لحظه رو بگیر و مناسبش کن . . .
آنکه حقیقت را نمیداند نادان است ، آنکه حقیقت را میداند ولی انکار میکند تبهکار است . .
یک سال دیگر ، ممکن است افسوس بخوری که ای کاش امروز شروع کرده بودی . . .
عشق، پارچه ي گلدوزي شده اي است كه طبيعت،
آن را آراسته و تخيل، نقش و نگار آن را ترسيم كرده است.
عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگـی کنی
چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگـی می کنی . . .
برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن
برای اداره کردن دیگران از قلبت ...
در حضور خارها هم می توان یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس کرد...
قهر که می کنید مراقب فاصله ها باشید
بعضی ها همین حوالی منتظر جای خالی برای نشستن می گردند ...
قصه عشقت را به بیگانگان نگو
چرا که این کلاغ های غریب
بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند ...