راسخون

چند سطر یادگاری

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

 نه سفیدی بیانگر زیبایی است..

ونه سیاهی نشانه زشتی..

کفن سفید اما ترساننده است..

و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشنتی است..

انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش..

اگر صدای بلند نشانگر مردانگی بود.. سگ سرور مردان بود..

واگر لختی و برهنگی نشانه زن بودن بود میمون ازهمه خانمتربود..

قبل ازاینکه سرت را بالا ببری ونداشته هات رابه پیش الله گلایه کنی.. نظری به پایین بیندازوداشته هات را شاکر باش

انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فكرش، شریف نمیشود جز به واسطه ی رفتارش و قابل احترام نمیگردد جز به سبب اعمال نیكش.


تقدیم به كسانی که شایسته ي. احترامند..

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

ببین چه جوری داره تلویزیون نگاه میکنه!؟

هنر همينه كه در هر شرايطي زندگي كنيم.

زندگي رو سخت نگيريم.

ميگذره...

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

خداي شما كجاست؟

 

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

                                        دلها همانند بدن ها افسرده می شوند

                                                   پس برای شادابی دلها 

                                         سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

         از دست دادن حاجت

                                                بهتر است از

                                         درخواست کردن از نا اهل

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای ؛ تحویل دهی .
خواه با فرزندی خوب .
خواه با باغچه ای سرسبز .
خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی .
و اینکه بدانی حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است . 
این یعنی تو موفق شده ای ؛ 

گابریل گارسیا مارکز

 

 

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

هر شب خودتان را محاکمه کنید که آیا امروز یک کاری کردید که دل کسی شاد بشود ؟
و نفع شخصی نداشته باشد و صرفاً بخاطر دل دیگری بوده باشد؟
آیا یک لبخندی زدید و یا محبتی کردید که دل کسی را گرم کرده یاشید؟ 
و یا دستی برای کمک دراز کردید که صرفاً بخاطر خدا بوده باشد؟

استاد الهی قمشه ای

 

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
 
آنچنان ساده ام
که گنجشک‌ها هم می توانند 
در جیب هایم لانه کنند 
با پروانه ای سال ها دوست می شوم 
برای پای مورچه ام که به گل می ماند 
های های گریه می کنم 
در دور و دراز باور خود 
کودک می مانم 
همیشه

علی عبداللهی برفجانی
moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
مشکل ما در فهم زندگی ست...
لذت بردن را یادمان ندادند!
همیشه در انتظار به پایان رسیدن روز هایی هستیم که بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل می دهند... مدرسه...دانشگاه...کار...
حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم , بدون لذت از مسیر!!
غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که می خواستیم بگذرند...
انگار حتما باید آسمان به زمین بیاید یا باید اتفاق خاصی بیفتد یا معجزه ای رخ دهد تا از زندگی لذت ببریم!!!
گاهی آنقدر در روزمرگی غرق می شویم که فراموشمان می شود ساده ترین داشته های ما شاید آرزوی فرد دیگری باشد...
عده ای از امر و نهی پدر کلافه می شوند و بعضی در آرزوی شنیدن صدای پدر...
عده ای از باب میل نبودن غذا به جان مادر غر می زنند و بعضی در حسرت صدا کردن نامش و شنیدن جواب...
همیشه شاکی هستیم انگار!
از گرما می نالیم
از سرما فرار می کنیم
در جمع از شلوغی کلافه می شویم
در خلوت از تنهایی بغض می کنیم
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم
آخر هفته هم بی حوصلگی مان را گردن غروب جمعه می اندازیم!!

هی فــــلانی...
زنــــــدگی شاید همین باشد!
moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

 

روی مبل نشسته بودم و فارغ از زمین و زمان، به دیوار روبرو نگاه میکردم. این روشی است که معمولاً اوقات فراغتم را میگذارنم. گاه سه یا چهار ساعت طول می کشد. کتابهای زیادی در این سکوتها متولد شده اند، نوشته های پراکنده ای نیز، کلاس ها و دوره ها و شرکتها و سازمانهایی نیز!
اما این بار، اتفاق متفاوتی افتاد. ساعت روی دیوار توجهم را جلب کرد. تیک تاکی که برای اولین بار طی چند سال گذشته، میشنیدم و چه وحشتناک بود. پیام مشخصی داشت: چشمت را باز نگهداری یا ببندی، به ساعت رو کنی یا پشت آن بایستی، زمان از حرکت نمی ایستد. صدای تیک تاک ساعت هر لحظه بلندتر میشد. طوری که هیچ صدای دیگری به گوش نمیرسید. بر خلاف تمام این سالها، که صدای این تیک تاک در هیاهوی صدای شهر، گم شده بود.
چه سخت است زندگی. چه سخت است تصمیم گرفتن. چه سخت است خوابیدن. چه سخت است نخوابیدن! وقتی که تیک تاک ساعت در گوشت میپیچد و بیرون نمیرود. صدای تلخی است اما پیامش حقیقت دارد. زمان میگذرد. چه با من. چه بی من.
چه ایده بدی بوده گرد ساختن ساعت. احساس میکنی همیشه فرصت تکرار است:
قرار بوده ۸ صبح بیدار شوی و میبینی شده ۸ و ربع٫ میگویی: اشکال ندارد تا ۹ میخوابم بعد بیدار میشوم!
قرار بوده امشب ساعت ۹ یک ساعتی را صرف مطالعه کتاب کنی، می بینی کتاب نخوانده ۱۰ شده. میگویی: اشکال ندارد. فردا شب  ساعت ۹ میخوانم.
ساعت دروغ میگوید. دروغ. زمان بر گرد یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم میدود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد.
ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو یادآوری میکند که دانه ای که افتاد دیگر باز نمیگردد. اگر روزی خانه بزرگی داشته باشم، به جای همه دکورها و مجسمه ها و ستونها، ساعت شنی بزرگی برای آن خواهم ساخت و میگویم در آن آنقدر شن بریزند که تخلیه اش به اندازه متوسط عمر یک انسان طول بکشد. تا هر لحظه که روبرویش می ایستم به یاد بیاورم که زمان «خط» است نه «دایره».
یادم باشد تابلویی زیر ساعت شنی ام نصب کنم: «خوش بین نباشید. این ساعت به ضربه سنگی میشکند…»

محمدرضا شعبانعلی

 

ftm1370 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 779
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

بامی به کنار جوی می باید بود

وز غصه کنار رود می باید بود

این مدت عمر ما چو گل ده روزست

خندان لب وتازه روی می باید بود

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

 

همه گویند با انگشت اشاره 

مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

 

روزی اگر بناست فدای کسی شوم

سوگند می خورم که فدای تو می شوم

 

 

دلم خیلی برا امام رضا تنگ شده ...