چند سطر یادگاری
*** پنج شنبه است***
و دلم برای آنهایی که دیگر ندارمشان تنگ است.
*** پنج شنبه است***
وبوی حلوای خیرات
یاد آدمهای رفته
تنهایی لاتکرار...
*** پنج شنبه است***
ودوست داشتن های زیاد و دوست نداشتن های زیاد
و پا در هوا ماندن میان اینهمه خاطره.
*** پنج شنبه است***
وثانیه ثانیه اش بوی دل گرفتگی ودلتنگی میدهد.
چه مهمانان بی دردسری هستند رفتگان!
نه به دستی ظرفی را آلوده میکنند ونه به حرفی دلی را آزرده...
تنها به فاتحه ای قانعند...
***شب جمعه است***
خوب است یادی از عزیزان از دست رفته کنیم.
باشد که دیگران نیز ما را از یاد نبرند.
امید است روح همه عزیزان اهل قبور شاد شود...
دلم تنگ ایام کودکی است. یاد آن روزها به خیر....
همه ی طبقات آسمان را گشته ام ، در دل ستاره باران نیمه شبهای روشن و مهربان تابستان ، بر جاده کهکشان تاخته ام ، صحرای ابدیت را درنوردیده ام ، بال در بال فرشتگان ، در فضای پاک ملکوت شنا کرده ام ، با خدایان ،ایزدان با همه ی الهه های زیبای آسمان ، با همه ارواح جاویدی که در نیروانای روشن و بی وزش آرام یافته اند آشنا بوده ام .از هر جا ، از هر یک یادی ، یادگاری ، برایت آورده ام . از سیمای هر کدام زیباترین خط را ربوده ام ، از اندام هر یک نازنین طرح را گرفته ام ، از هر گلی ، افقی ، دریایی ، آسمانی ، چشم اندازی ، رنگی دزدیده ام ، و ، با دست و دامنی پر از خطها و رنگها و طرح های آن سوی این آسمان زمینی ، از معراج نیمه شبان تنهایی ، به دامان مهربان تو – ای دامن حریر مهتاب شبهای زندگی سیاه من – فرود آمده ام ، نشسته ام تا آن ودیعه ها که از آسمانها آورده ام در دامن تو ریزم .
برگرفته از کتاب هبوط در کویر
در درد ها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است.تقيه ي درد,زيباترين نمايش ايمان است.به محبت خلوصي مي بخشد كه سخت شيرين است.رنج تلخ است,اما هنگامي كه تنها مي كشيم,تا دوست را به ياري نخوانيم,براي او كاري مي كنيم و اين خود دل را شكيبا مي كند,طعم توفيقي مي چشاند
فکرمیکنم بهترین یادگاری که میشه داد در این شعر
از محبت خارها گل میشود
محبت روهرگز دریغ نکنید