چند سطر یادگاری
حـال نـداری ثـــواب کـنـی، گـنــاه نـکـن!
تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛
چوپان را "تنهایی"دروغگو کرد ...
خدایم آرزوست .
آن را زندگی نمی نامم ؛
تمام لحظاتی که بدون یاد تو طی می شوند ...
تعلق که نداشته باشی به جایی … به کسی … به چیزی …
تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی
برخی آدمها
تنها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند تا به ما درسهایی بیاموزند
که اگر می ماندند هرگز آن درسها را یاد نمی گرفتیم .
بد ترین درد ، مردن نیست دل بستن به کسی است
که کنارت نیست...
خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :
" نــــذار برم "
یعنی بــرمـگــــردون
سفــــت بغلم کـــن
ســـــرم و بچـــــسبـــون به سینــه ات و
بگــــــو :
"خداحافظ و زهــــر مـــار"
بیخــــــود کــــردی میگی خداحافـــــظ
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبهای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماه رو دادن به شبهای تار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
(محمدرضا شجریان )
دل من تنها بود....
دل من هرزه نبود....
دل من عادت داشت که بماند یک جا....
به کجا؟!
معلوم است به در خانه تو....
دل من عادت داشت....
که بماند آنجا....
پشت یک پرده توری....
که تو هر روز آن را به کناری بزنی....
دل من ساکن دیوار و دری است....
که تو هر روز از آن می گذری....
دل من ساکن دستان تو بود....
دل من گوشه یک باغچه بود....
که تو هر روز به آن می نگری....
راستی!!! دل من را دیدی؟؟؟!
اتل متل جدايي
عشق گلم كجايي؟
حالم شده پريشون
يه دل دارم پر از خون
عشقم رفته هندستون
خونم شده قبرستون
يه دنيا قصه بردار
اسمشو بذار بچگي
تا آخر زندگي
آچين و واچين تموم شد
عمر منم حروم شد.....!!!
براي خريد عشق هركس چيزي آورد
ديوانه گريست....همه فكر كردند چون ديوانه
چيزي ندارد مي گريد.....
اما نمي دانستند كه قيمت عشق اشك است
و قيمت اشك انتظار است......
دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي
جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه.....
بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم
كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم
جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم
وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟