چند سطر یادگاری
به دلیل حاد بودن جراحت شیمیایی شهید نعمت الله ملیحی ،
در هنگام شهادت در بیمارستان قادر به تکلم نبود و با قلم حرف می زد
دکترها او را از نوشیدن آب ممنوع کردند
ولی او از شدت تشنگی زجر می کشید و می نوشت:
جگرم سوخت، آب نیست؟
بعضی ها آنقدر سبک بارند که آدم به آنها غبطه می خورد.........
توی وصیت نامه اش نوشته بود.........
((هفت تا از نماز های غفیله ام قضا شده لطفا برایم بخوانید))
مکه برای شما، فکه برای من!
بالی نمی خواهم،
این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند….
"شهید آوینی"
ای شهید!
ای آنکه بر کرانهی ازلی و ابدی وجود برنشستهای!
دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.
به یاد اون عزیزانی که یه زمونی تو سنگرها میگفتن یا فاطمه جان...
اين نمكدان حسين جنس عجيبي دارد
هر چقدر ميشكنيم، باز نمك ها دارد...
24 آبان سالگرد شهادت ادواردو انیلی شادی روحش فاتحه مع الصلوات
چون زجردراین سپاه لجبازی نیست
دورازتو بهشت جای دلبازی نیست
از دخترکان شام هم دلگیرم
گفتند یتیم خارجی بازی نیست
ای سر بی تن و خونین که به دامان منی
من تو را دختر و تو جانی و جانان منی
به تمام اسرا فخر کنم کاین دل شب
در میان همه ای ماه تو مهمان منی