چند سطر یادگاری
. «دارو» و «دوست»...؛
هر دو دردها را تسکین میدهند...
با این تفاوت كه «دوست»...
نه قیمت دارد؛
نه نياز به بيمهٔ حمايتی ؛
چون خودش حمايت است...!
نه مقدار دارد ؛
نه تاريخ انقضا ،
بلكه هر چه قديمیتر باشد ، اثرش عميقتر و شفابخشتر است...!
هر دارو برای دردی مؤثر است ، و برای يک درد ديگر مُضِر...؛
اما دوست ، بر هر دردی دواست...! درود بر همه ی دوستان خوب🌹🌹🌹🌹
گاهی ،....
سفید می تواند " ، بهترین رنگ ، " دنیا باشد ...
مثل ...
" دل " بعضی از " ، آدم ها ، " ....
نبخشیدن باعث کوچک شدن افق نگاهت و پرشدن فضای ذهنت
از چیزهایی می شود که هیچ نیازی به آنها نداری
می بخشی چون، به اندازه کافی قوی هستی
که درک کنی همه آدم ها ممکن است خطا کنند ...
بخشیدن، هدیه ای است که تو به خودت می دهی ...
به خاطر بسپار که آدم های ضعیف هرگز نمی توانند ببخشند ...
بخشیدن خصلت آدم های قوی است ...
بخشیدن یک اتفاق لحظه ای هم نیست ...
فقط قدرتمندها می بخشند ...
پس قوی بودن را انتخاب کن ...
زندگی را ورق بزن ...
هر فصلش را خوب بخوان ...
با بهار برقص ...
با تابستان بچرخ ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن ...
با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش ...
زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید ...
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری ...
☆ سيمين بهبهانى ☆
زندگی زیباست ...
یک روز ... یک ساعت ... یک دقیقه ...
" هرگز باز نمی گردد "
پس لطفا ؛
از جنگ بپرهیز ...
از خشم دوری کن ...
عاشقانه حرف بزن ...
خود ساخته ای می گفت :
هنگامی که از درون زلال باشی
خداوند به تو نوری می بخشد آنچنان که ندانی
و مردم تو را دوست مي دارند از جایی که ندانی
و نیاز هایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد ...
☆ و این یعنی پاک نیتی ☆
و پاک نیت کسی است که برای همه، بدون استثناء، خیر بخواهد
چون می داند، سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد
و بی نیازی آن ها از ثروت او کم نمی کند
و سلامت آن ها عافیت وآرامش او را سلب نخواهدکرد ...
پس چه نیکوست که همیشه نیک اندیش و خیر خواه باشیم ...🌱🎈
☆☆ هفته پر خير و بركتي داشته باشيد ☆☆
☆ الگوی زیبایی برای دیگران باش ☆
سعی کن کسی که تو را می ببیند، آرزو کند مثل تو باشد...
از ایمان سخن نگو، بگذار از نوری که در چهره داری، آن را احساس کند ...
از عقیده برایش نگو، بگذار با پایبندی تو، آن را بپذیرد ...
از عبادت برایش نگو، بگذار آن را جلوی چشمش ببیند ...
از اخلاق برایش نگو، بگذار آن را از طریق مشاهده تو بپذیرد ...
از تعهد برایش نگو، بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد ...
بگذار مردم با اعمال تو، خوب بودن را بشناسند ...
چه خداى خوبى دارم
بعضى اوقات در گـــذر سال ها جاده ى زندگى به نظر طولانى مى رسد
و ما با قلبى شكسته و چشمانى پر از اشك در ميان نگرانى هايمان قدم
برمى داريم و در كناره ى راه از پــا مى اُفتيم ، امـــا پـــروردگار آرام در
گوشمان زمزمه مى كند كه :
بنده ى من ، روز ديگرى در پيش است ، جــــاده همــوارتر و بهــتر خـواهـد بود ، پس دل شكسته مباش، مكان فرو افتادنت تنها استراحتگاهــى
كــــوچــــك است بـــراى اوج گــرفتــنى ديــــــگر ...
☆ زندگی دو نیمه دارد ... ☆
نیمه ی اول در " آرزوی " نیمه ی دوم ،
و نیمی ی دوم در " حسرت " نیمه ی اول ...
🍁 این متن واقعا دلتنگ کننده است ...
وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین
می روی
و میبینی چقدر آهسته می رود
تازه میفهمی چقدر پیر شده !
وقتی مادر بعد از غذا، پنهانی مشتی دارو را میخورد ، تازه میفهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید..
.
در ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم ”
در ۱۵ سالگی : ” ولم کنین ”
در ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم ”
در ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون ”
در ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود ”
در ۳۵ سالگی : “ میخوام برم خونه پدر و مادرم ”
در ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ”
در شصت سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الآن اینجا باشن ...
.
و این رسم زندگی است....
چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست حتی همین الآن.... 🍁
اميدوارم اين متن قشنگ به شما هم كمي آرامش بده
دوست گلم
آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ،
" نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او ”قدمی بردار : سکوت گورستان رامیشنوى؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ...
میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ
ﻋﻤﯿﻖ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
بودن را
ﺑﭽﺶ
ﺑﺒﯿﻦ
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن....
زندگـــی سخت نیست …
زنــــدگی تلخ نیست ...
زندگی همچون نتهای مـــوسیقی، بالا و پایین دارد
گاهی آرام و دلنواز، گاهـــی سخت و خشنــ
گاهـــی شاد و رقص آور، گاهـــی پر از غمـــ
زندگی را باید احساســـ کرد …
زنـــدگی را باید با همان نتهای بالا و پایین ساختــ
تا که از تکرار خســته نشویمـــ
تا که دل، گاهی شکستن را یـاد بگیرد
تا جوانهی احساســ، گوشــه قلبها خشک نشود …
دریافت کردن بدون بخشیدن ممکن نیست ...
تو نیز بخاطر "خدا " و از روی عشق ببخش
تا چیزها به طور معجزه آسا به تو بخشیده شود ...
به کسی که دوستش داری ""دلبسته"" باش نه وابسته ...
هرگز، منتظر " فرداى خيالى" نباش.
سهمت را از " شادى زندگى "، همين امروز بگير.
فراموش نکن "مقصد"، هميشه جايى در " انتهاى مسير " نيست ...
"مقصد" لذت بردن از قدمهايیست که برمى داريم ...
چایت را بنوش، نگران فردا مباش ...
از گندم زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها ...
هرکس دوبـــار می میرد
یکبار آنگاه که عــــشق از دلش می رود
و بار دیگر آنگاه که زنــدگی را بدرور می گوید..
اما مـــرگ زندگی در برابر مـــرگ عشق ناچیز است ...