راسخون

چند سطر یادگاری

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
موفقیت در چند جمله ...
 
من زندگی خودم را میکنم و
برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم... 
چاقم؟
لاغرم؟
قد بلندم؟
کوتاه قدم؟
سفیدم؟
سبزه ام؟
همه به خودم مربوط است... 
مهم بودن یا نبودن را؛ فراموش کن!
روزنامه ی روز شنبه، زباله ی روز یکشنبه است!
زندگی کن به شيوه خودت...
با قوانين خودت...
با باورها و ايمان قلبی خودت...
مردم دلشان می خواهد، موضوعی برای گفتگو داشته باشند؛ برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی؟
هر جور که باشی، حرفی برای گفتن دارند...
شاد باش و از زندگی لذت ببر...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
طرز تهیه آش زندگیه آرام:....
 
زن :1 عدد سالم 
مرد :1 عدد سالم
منطق :60%
احساس :40%
گذشت :به میزان لازم
صبر : زیاد
کنترل بر روی رفتار : زیاد
احترام متقابل : زیاد
حرف پشت خانواده زن و یا مرد :ممنوع
احترام به دو خانواده :زیاد
رفاقت : زیاد
درک متقابل :زیاد
غر غر و گلایه و قهرو بهانه گیری :ممنوع
عشق :زیاد
حل مسائل و مشکلات درون خانه :زیاد
حل مسائل و مشکلات بیرون خونه : ممنوع
اینها رو درون یک خانه می ریزید فرقی نمی کنه چند متری و کجا باشه !......
 
.طرز تهیه:....
 
خوب همه رو بهم بزنید تا مزه اونها وارد خانه تان بشودسعی کنید خانه در حرارت متوسط باشد و از سرد و گرم کردن زیاد پرهیز کنید چون مزه غذای زندگی تغییر می کند !
 
سعی کنید حرارت خانه را زیاد بالا نبرید که باعث سر رفتن حوصله هر دو طرف بشود و حل مسائل و مشکلات به بیرون خونه بریزد !
 
در این صورت بوی بد سوختگی فضای خانه خودو چند تا خانه اینطرف و آنطرف را بر می دارد و تا بر طرف کردن بوی بد آن مجبور هستید در و پنجره خونتون رو باز بگذارید و هر آن ممکن است یک خر مگس بزرگ بیفته تو آش زندگیتون !
 
چه بسا باعث بشوید آشتون رو بریزید بیرون و مجبور به تهیه آش جدید را داشته باشید که هزینه زیادی روی دستتان می گذارد !
بسیار مراقب باشید اینقدر شعله را بالا نبرید که آش زندگیتون اینقدر بسوزه که بوی سوختگیش مجبورتون کنه که هیچ وقت دوست نداشته باشید آن را مزه مزه کنید...
 
سعی کنید این آش رو آرام آرام و با شعله متوسط تهیه کنید و از افراط و تفریط مواد لازم پرهیز کنید،‌بطور مثال عشق خیلی زیاد غذا رو خیلی شیرین می کنه و ممکنه دلتان را بزند و یا گذشت زیاد غذایتان را ترش کند و یا صبر زیاد تلخ ...
 
به این خاطرتعادل در آن باعث خوشمزگی آش می شود و خیلی زیاد و کمی آن باعث شیرینی زیاد و یا ترشی و تلخ می شودغرغر و بهانه گیری و قهر و ... ممنوع به شدت رنگ آش زندگیتون رو کدر و خراب می کند و باعث می شود که آشتون زشت و بی رنگ و رو شود.
 
آش زندگی باید چنان پخته شود که بویش تا هفت خانه اینطرف و آنطرف برود و همه هوس تهیه این آش را بکنند…
 .شما می تونید کمی از احساستون رو برای تزیین نگهدارید تا آشتون زیباتر بشودحرف پشت خانواده زن و مرد ممنوع است چون مزه آن بسیار تلخ است و قطعا غذا ی زندگی را از خوردن میندازد.
 
همیشه یادتون باشه میزان منطق باید کمی بیشتر از احساس باشد تا باعث شل شدن زندگی نشودبعد از اینکه این نکات رو توجه کردین و وقتی آش زندگیتون یواش یواش جا افتاد می تونید یک گوشه بشینید وآرام از طعم و مزه آن نهایت استفاده را ببرید 
و همینطور که دارید اونو مزه مزه می کنید روش پختش را به دیگران یاد بدهید.......
 
من به شما بابت تهیه این آش سخت.اما خوشمزه ی زندگیه آرام تبریک می گم شما یک سر آشپز ماهر هستین ....
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
هیچوقت در زندگی تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید. 
همه ی ما بارها این جمله را شنیده ایم که «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟ 
اما مرگ بدترین اتفاقی که ممکن است برایتان رخ دهد نیست …»
بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، 
از درون بمیرید.
 
مارتین سلیگمن
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
اگر آتش می دانست که سرانجامش خاکستر است ، هرگز با اینهمه غرور زبانه نمی کشید
وقتی عصبانی هستید مواظب حرف زدنتان باشید
عصبانیت شما فروکش خواهد کرد
ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند
برای همیشه ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
 
مُحبّت 
همه چيز را 
شكست ميدهد
و خود شكست 
نمي خورد... به اين جمله اعتقاد داشته باشید، 
محبت بر همه چيز غالب است، بالاترين قدرت را دارد، سنگ را آب ميكند و كوه را جابجا...
اگر روزي به كسي محبت كرديد باور داشته باشيد هرگز نخواهد توانست از ياد ببرد.
ماندگارترين اثر هنري انسان محبت است.
هرگز وسعت محبتمان را كم نکنیم....
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
اين متن عاليه 
 
فرشته از خدا پرسید:
مردمانت مسجد میسازند...نماز میخوانند...چرا برایشان باران نمیفرستی؟؟!!
 
خدا پاسخ داد:
گوشه ایی از زمین دخترکی کنار مادر و برادر مریضش در خانه ای
بی سقف بازی میکند...
تا مخلوقاتم سقفی برایشان نسازند،آسمان من سقف آنهاست...
پس اجازه بارش نمیدهم!
 
 
(خدایا نانی ده که به ایمانی برسم ...
نه ایمانی که به نانی برسم)
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،
هرگز فکر نمی‌کرد میان قالب قهوه ای رنگ آن ، شیره ای
خوش طعم و بو و جسمی سفید و پر خاصیت باشد ...!!!
برای "باز کردن اندیشه"، خود را باید "شکست" ...
عقاید و باورهای خود را ، احساس خود را، 
* باید روزنه های "نو" را باز کرد تا از قالب کهن و بی منطق و عادتی محیط گریخت...!*
هیچ گاه مانند یک نارگیل بسته نمان...
""با ذهنی نو، جهانی نو بساز""...
چقدر زیبا می توان زندگی کرد وقتی می توان "معمار زندگی" خود بود ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
بيا در حقِ خودت خوبي کن
"اگر ها" و "اي کاش ها" را فاکتور بگير،
مهره هاي "تقصير" و "قسمت" را دور گردن گذشته بنداز،
و گذشته را در گذشته رها کن…
باور کن "تو" و "خودت" دنيايي هستي از ناشناخته ها ي دنيا،
خودت را بشناس ، کشف کن و لحظه لحظه های زندگیت را زندگی کن ...
 
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
خــــــــــدای مــــــــــن
 
خـــــدای معـــــجزه هاســـــت
 
 
بگـــــذار مشـــــکلات،
 
خودشـــــان را بکُشـــــند...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
خوشبختی ...
بر سه ستون استوار است :
فراموش کردن تلخی های دیروز ...
غنیمت شمردن شیرینی های امروز ،
امیدواری به فرصت های فردا ..
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
خـــدايـــا ....!!
اگر به ياد بياورم كه در گذشته چگونه از من
مراقبت كرده اى ....
توكل كــردن به تو در زمان حــــال و سپردن 
آينده به دستان تواناى تو براى من بســــيار
آسان مى شود ....
خـــدايـــا ......!!
به من بياموز به تو تكيه كنم نه دنيا
همچون گذشته ها كنارم باش اى مهربانترين...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.
 
من ندیدم بیدی، سایه اش را بفروشد به زمین.
رایگان می بخشد، نارون شاخه خود را به کلاغ.
هر کجا برگی هست ، شور من می شکفد.
بوته خشخاشی، شست و شو داده مرا در سیلان بودن.
 
مثل بال حشره وزن سحر را می دانم.
مثل یک گلدان ، می دهم گوش به موسیقی روییدن.
مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.
مثل یک میکده در مرز کسالت هستم.
مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی.
 
تا بخواهی خورشید ، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.
 
 
" سهراب  سپهری"🌱
 
🌹ریتم زندگی 
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
همیشه نیاز نیست برای خوشحالی
 
به چیز خیلی بزرگ یا کارهای خیلی متفاوتی فکر کنیم ؛
 
فقط کافیست به چیزهای کوچک اطرافمان بیشتر دقت کنیم…. همین.. 
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
می دونی قشنگیه زندگی چیه ؟
 
این که تو بی خبر باشی و یکی تو خلوت دلش به خاطر تو
 
با خدا راز و نیاز کنه...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
دو چیز انسان را نابود میکند:
1-مشغول بودن به گذشته
2-مشغول شدن به دیگران
هر کس در گذشته بماند آینده را از دست میدهد و هر کس نگهبان رفتار دیگران باشد نصفی از آسایش و راحتی خود را از دست میدهد.