قوطی کمپوت
یکی از معجزات الهی که منجر به پیروزی عملیات فتح المبین شد اخرین شناسایی شب قبل از عملیات بود.
من وحسین قجه ای ومحسن وزایی برای یافتن بهترین مسیر هدایت گردان به پشت جبهه دشمن وتصرف توپخانه انها به ماموریت رفتیم... پس از اتمام کار شناسایی برای استراحت دور دور هم نشسته وکمپوتی باز کردیم ودر حالیکه آرام صحبت می کردیم مشغول خوردن شدیم وبه یکدیگر تاکید میکردیم که قوطی خالی را با خود ببریم تا نشانی از خود به جای نگذاشته باشیم. با خوشحالی به مقر باز گشتیم پس ار ارایه گزارش کار ناگهان به خاطر آوردیم که غفلت کرده وقوطی را همان جا گذاشته ایم.....دیگر کاری نمیتوانستیم بکنیم وفقط به خدا توکل کردیم... اوایل شب بعد چند ساعتی پس از حرکت گردان محسن وزوایی با بیسیم اعلام کرد که راه را گم کرده است.....همه نگران بودند حتی فرمانده مان حاج احمد متوسیان(فرمانده ای که با گذشت چندین سال اسارت همچنان چشم به راهش مانده ایم ...خدایا چقدر انتظار مگر...)به سجده رفته وبا گریه به پروردگار التماس می کرد...چند لحظه بعد خبر داده شد که گردان راش را پیدا کرده وعملیات با رمز یا فاطمه الزهرا(س)آغاز شد......بعدها فهمیدیم فرمانده گردان مسیر را از روی همان قوطی جامانده پیدا کرده است...همیشه میگفتم خدا اینگونه شری را به خیر رقم زد
راوی شهید عباس کریمی
راوی شهید عباس کریمی