تفسیر برخی آیات قران
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آيا به آيات قرآن نمىانديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است؟
(آیه 24 سوره مبارکه محمد)
این آيه، تدبّر نكردن در قرآن را ناشى از كورى و كرى نسبت به حقايق مىداند كه در اثر لعنت الهى، انسان به آن گرفتار گردد.
1- قرآن، تنها كتابى براى تلاوت و تجويد نيست، و تلاوت بايد مقدّمه تدبّر گردد. «أفلا يتدبّرون القرآن»
2- همه مأمور به تدبّر در قرآن هستند و تدبّر، اختصاص به گروه خاصى ندارد. «أفلا يتدبّرون القرآن»
3- كسانى كه تدبّر در قرآن را رها كرده و با قرآن برخوردى سطحى دارند، مورد توبيخ خداوند قرار مىگيرند. «ام على قلوب اقفالها»
4- شرط بهرهورى از مفاهيم عالى وحى و قرآن، سعه صدر و داشتن قلبى باز و سالم و تدبّر در آن است. «... ام على قلوب اقفالها»
5 - يكى از راههاى شناخت، راه دل و قلب است. «ام على قلوب اقفالها»
6- . (كل آيه)
تفسیر نور
( سوره طه آیه 114 )
این دعایی است که خداوند متعال به پیامبر اسلام تعلیم فرمود.بنا بر سوره ی بقرة آیه 31 و سوره الرحمن آیه 31، اوّلین معلّم انسان، خداوند علّام و علیم است. در حدیث آمده است که رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: اگر روزى بر من بگذرد و در آن بر علم من افزوده نشود، آن روز براى من مبارک نیست. جایى که پیامبر ص با آن علم سرشار و روح مملو از آگاهى مامور باشد که تا پایان عمر، از خدا افزایش علم بطلبد، وظیفه دیگران کاملا روشن است. علم، مرز مکانى ندارد، تا چین و ثریا نیز باید در طلبش دوید
و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوستسراى پرهيزگاران (۳۰)
(سوره مبارکه نحل)
نخست مىگويد: «و (هنگامى كه) به پرهيزكاران گفته مىشود پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟ مىگفتند: » .
چه تعبير رسا و زيبا و جامعى! «خَيْراً» آن هم خير مطلق، كه مفهوم گستردهاش همه نيكيها، سعادتها و پيروزيهاى مادى و معنوى را در بر مىگيرد.
تفسیر قرآن از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
تفسیر «اهدنا الصراط المستقیم»
صدوق با سند خویش از امام عسکری علیه السلام نقل کرده که درباره آیه «اهدنا الصراط المستقیم» فرمود:
می گوید: توفیقی را که به ما دادی تا در روزهای گذشته تو را اطاعت کردیم استمرار بخش، تا همین گونه در باقی مانده عصرهایمان تو را اطاعت کنیم. و صراط مستقیم (راه راست) دو صراط است، صراطی در دنیا و صراطی در آخرت؛ اما راه مستقیم در دنیا آن است که از غلو پایین تر باشد و از کوتاهی بالاتر باشد. و استوار و درست باشد و به هیچ باطلی نگراید. و اما راه دیگر راه اهل ایمان به سوی بهشت است که راهی است راست، آنان نه از بهشت به آتش ذوزخ منحرف می شوند و نه به چیزی غیر از آتش، مگر به بهشت نمی گرایند.
خیلی ممنون از زحمات شما
قرآن مىفرمايد: حكم قصاص براى جامعه انسانى تأمين كنندهىحيات و زندگى است. قصاص يك برخورد و انتقام شخصى نيست، . در جامعهاى كه متجاوز قصاص نشود، عدالت و امنيّت از بين مىرود و آن جامعه گويا حياتى ندارد و مرده است. چنانكه در پزشكى و كشاورزى و دامدارى، لازمه حيات و سلامت انسان، گياه و حيوان، از بين بردن ميكروبها و آفات است. اگر به بهانه اينكه قاتل هيجان روانى پيدا كرده، بگوييم او رها شود، هيچ ضمانتى نيست كه در ديگر جنايتها اين بهانه مطرح نشود، چون تمام جنايتكاران در حال سلامت و آرامش روحى و فكرى دست به جنايت نمىزنند. با اين حساب تمام خلافكاران بايد آزاد باشند و جامعه سالم نيز تبديل به جنگل شود كه هركس بر اثر هيجان و دگرگونىهاى روحى و روانى، هركارى را بتواند انجام دهد. گمان نشود كه دنياى امروز، دنياى عاطفه و نوع دوستى است و قانون قصاص، قانونى خشن و ناسازگار با فرهنگ حقوق بشر دنياست. اسلام در كنار حكم قصاص، اجازه عفو و اخذ خونبها داده تا به مصلحت اقدام شود. توجيهاتى از قبيل اينكه از مجرمان و قاتلان در زندان با كار اجبارى به نفع پيشرفت اقتصادى بهرهگيرى مىكنيم، قابل قبول نيست. چون اين برنامهها، تضمين كننده امنيّت عمومى نيستند. اصل، مقام انسانيّت و جامعه عدالت پرور است، نه دنياى پرخطر همراه با توليد بيشتر، آن هم به دست جنايتكاران و قاتلان! از آنجا كه قانون قصاص، ضامن عدالت و امنيّت ورمز حيات جامعه است، در پايان آيه مىفرمايد: «لعلّكم تتقون» يعنى اجراى اين قانون، موجب خوددارى از بروز قتلهاى ديگر است.
او كسى است كه سكينه و آرامش را در دلهاى مؤ منان نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان افزوده شود، لشكر آسمانها و زمين از آن خدا است ، و خداوند دانا و حكيم است .
اين آرامش ممكن است جنبه عقيدتى داشته باشد، و يا جنبه عملى ، به گونه اى كه و البته به تناسب بحثهائى كه گذشت و تعبيرات خود آيه در اينجا بيشتر ناظر به معنى اول است ، در حالى كه در آيه 248 سوره بقره در داستان طالوت و جالوت بيشتر روى جنبه هاى عملى تكيه دارد.
جمعى از مفسران براى ((سكينه )) معانى ديگرى ذكر كرده اند كه در نهايت بازگشت به همين تفسير مى كند.
جالب اينكه در بعضى از روايات ((سكينه )) به ((ايمان )) تفسير شده و در بعضى ديگر به نسيم بهشتى كه در شكل انسانى ظاهر مى شود و.
اينها نيز تاييدى است بر آنچه گفته شده ، چرا كه ((سكينه )) زائيده ايمان است و همچون نسيم بهشتى آرامبخش .
اين نكته نيز قابل توجه است كه در مورد ((سكينه )) تعبير به (()) شده است ، و چنانكه مى دانيم اين تعبير در قرآن مجيد گاهى به معنى ايجاد و خلقت و بخشش نعمت آمده ، و چون از يك مقام عالى به مقام پائين است اين تعبير در آن بكار رفته است .
بهباور پارهاى منظور اين است كه:
آيا به آيات قرآن نمىانديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است؟
(آیه 24 سوره مبارکه محمد)
این آيه، تدبّر نكردن در قرآن را ناشى از كورى و كرى نسبت به حقايق مىداند كه در اثر لعنت الهى، انسان به آن گرفتار گردد.
1- قرآن، تنها كتابى براى تلاوت و تجويد نيست، و تلاوت بايد مقدّمه تدبّر گردد. «أفلا يتدبّرون القرآن»
2- همه مأمور به تدبّر در قرآن هستند و تدبّر، اختصاص به گروه خاصى ندارد. «أفلا يتدبّرون القرآن»
3- كسانى كه تدبّر در قرآن را رها كرده و با قرآن برخوردى سطحى دارند، مورد توبيخ خداوند قرار مىگيرند. «ام على قلوب اقفالها»
4- شرط بهرهورى از مفاهيم عالى وحى و قرآن، سعه صدر و داشتن قلبى باز و سالم و تدبّر در آن است. «... ام على قلوب اقفالها»
5 - يكى از راههاى شناخت، راه دل و قلب است. «ام على قلوب اقفالها»
6- . (كل آيه)
تفسیر نور