درختی که آب حیات نوشید
درختی که آب حیات نوشید
ولی واقعاً چرا کاجها همیشه سبز هستند؟
گیاهان برای فتوسنتز و غذاسازی به آب، هوا، کلروفیل و نور خورشید نیازمندند. در فصول پاییز و زمستان که معمولاً زمین سرد و منجمد است، ریشهها آب کمتری را جذب میکنند و به همان نسبت هم آب کمتری به برگها میرسد؛ ولی همان مقدار کم هم از سوراخهای ریز برگ که اسمشان «روزنه» است، تبخیر میشود و عملاً درخت میماند و حوضش! یعنی فتوسنتز تعطیل. کسی هم که بدون غذا نمیتواند زنده بماند، پس طبق یک برنامهریزی قبلی، برگها جانشان را فدای بقای درخت میکنند و میریزند.
اما حساب برگهای کاج و سرو، که بعداً درباره آن هم حرف میزنیم، از بقیه جداست. این درختان که اصطلاحاً به آنها «سوزنیبرگ» میگویند، به خاطر شکل خاص برگهایشان میتوانند همیشه سبز بمانند.
برگهای کاج، باریک و بلند و شبیه سوزن هستند. هر برگ فقط یک رگبرگ دارد و ماده مومی چربی که آن را پوشانده باعث میشود تبخیر خیلی کند و کم صورت بگیرد. تصور کنید شما یک لیوان آب دارید. اگر آن را توی یک سینی بریزید زودتر تبخیر میشود یا اگر درون یک استوانه عایقکاریشده خیلی باریک و بلند؟ برگهای سوزنی نسبت به برگهای پهن، حکم همان استوانه را دارند.
البته برگها بعد از دو تا سه سال، بازنشسته میشوند و جای خودشان را به جوانترهایی میدهند که کنار دستشان مشغول کارآموزی بودهاند. به همین خاطر شما هیچ وقت کاج را بدون برگ نمیبینید.
هر دو تا پنج برگ نازک و صاف، به وسیله غلاف محکمی از پایین به هم چسبیدهاند و دستهای را تشکیل دادهاند که آنها را به شاخه وصل میکند.
درخت کاج، بومی ایران نیست اما نقوش این درخت در حکاکیهای تختجمشید نشان میدهد سالهای زیادی است در ایران زندگی میکند و به جز آن کاج همسایه شعر معروف «دو کاج» که خیلی بیتربیت و خودخواه بود، خدا را شکر مورد دیگری از ناسازگاری راجع به این گیاه محترم گزارش نشده است.
کاج معمولاً در همه جای ایران به جز نواحی محدودی از حاشیه خلیج فارس دیده میشود.
همشهری آنلاین-هلن صدیق بنای:
نگاهی میکروسکوپی به گرده افشانی یا به عبارتی تولید مثل گلها و گیاهان... خارق العاده است.
گردهافشانی یا فرایند تولید مثل، فرایندی مهم در چرخه زندگی گلها و گیاهان دانه دار است. گرده افشانی یعنی فرایند انتقال گرده از پرچم، عضو نر گیاه یا گل به روی کلاله یا مادگی از همان نوع گل یا گل دیگری از همان گونه است.
با توجه به اینکه هاگ یا همان دانههای گرده، قدرت حرکت ندارند، انتقال یا گرده افشانی بوسیله حشرات یا باد و یا روشهای دیگر انجام می شود. روشی که در نهایت به آمیزش دو یاخته یا به عبارتی تولیدمثل گیاه منجر می شود.
گرده افشانی همان گرده هایی هستند که در هر بهار برای بسیاری از افراد دردسر ساز بوده و به نوعی ایجاد آلرژی و حساسیت می کنند.
دانه هایی از گرده گلی موسوم به ونوس مگس گیر
پرچم و گرده های روی کلاله یک گل شمعدانی
گرده ای افتاده بر زمین از نوعی درخت
دانه های زرد مربوط به گرده های ذرت و دانه های خاکستری از گیاهی دیگر است
حساسیت و آلرژی که در بعضی افراد باعث ریزش اشک و آبریزش بینی می شود. اکنون با کمک تکنولوژی عصر حاضر، شما می توانید مجرمان ایجاد این الرژی و حساسیت ها را ببینید.
گرده درخت کنگر که آلرژی زا نمی باشد
دانه هایی از گرده گل کلم یا کاهو
گرده های گلی موسوم به فراموشم مکن که یکی از ریزترین گرده های گیاهی جهان بوده و قطر آن پنج هزارم میلیمتر است و دارای آلرژی زایی بسیار قوی می باشد
دانه ای از گرده درخت توسکا که در مناطق پوشیده از درخت شمال امریکا بوفور ایجاد آلرژی می کند
تصویر برداری میکروسکوپی چهره واقعی و زیبای این گرده های گل و گیاه را به شما نشان می دهد.
این تصاویر توسط مارتین اوگرلی Martin Oeggerli یک میکرو بیولوژیست 34 ساله که در مرکز تحقیقات سرطان شناسی دانشگاه بیمارستانی باسیل در سوئد کار می کند، گرفته شده است. تصاویر مربوط به گرده افشانی گل ها و گیاهان مختلف است که حدود 500.000 برابر بزرگ شده اند. آیا زیبا و حیرت انگیز نیستند؟
این روزها یکی از نشانههای رسیدن بهار، وجود بنفشه در رنگهای مختلف در باغچههاست.
کاشتن بنفشه در حیاط خانهها یادآور بهار و خاطرههاست. اگر این امکان برای شما وجود ندارد، میتوانید گلهای بنفشه را داخل سبد یا گلدانهای تزیینی کاشته و با گذاشتن در تراس یا حتی داخل آپارتمان از دیدن آن لذت ببرید.
تاکنون بیش از500 گونه بنفشه در جهان شناخته شدهاند که 19 گونه آن بومی ایران است.
گل بنفشه رنگهای بسیار متنوعی از زرد، سفید، بنفش، ارغوانی تا مخلوطی از رنگها دارد.
در ایران بنفشه معطر و بنفشه سه رنگ که بومی ایران هستند و همچنین بنفشههای دو رگه زینتی، که به بنفشه فرنگی شهرت دارند، بیش از دیگر گونهها یافت میشود.
بنفشه، در بیشتر مناطق کوهستانی ایران به ویژه در شمال و شمالغربی کشور به صورت خودرو میروید.
گلهای معطر آن دارای بوی خوشِ ملایم است و به رنگهای بنفش، آبی و سفید از اواخر زمستان تا اوایل بهار ظاهر میشوند. بنفشه معطر در زمینهای مرطوب و سایه دار، در کنار جویبارها و زیر درختان میروید.
بنفشه سه رنگ گیاهی علفی و چند ساله با عمری کوتاه و بومی اروپا و مناطق معتدل آسیا و ایران است و در شمال، شمالغربی و غرب ایران به صورت خودرو میروید. گلهای این نوع بنفشه معمولا دارای سه رنگ مشخص و از ترکیب رنگهای زرد، ارغوانی، آبی نیلی و سفید به وجود آمدهاند.
چند گونه از بنفشه بومی ایران نیز در کناره خلیجفارس به صورت خودرو میرویند و در اواخر زمستان گلهایی به رنگهای سفید و بنفش روشن میدهند.
بنفشه سه رنگ را در اوایل تابستان از راه کاشتن بذر پرورش میدهند. پس از روییدن چند برگ، در شهریور ماه آن را نشا میکنند. محل رویش این بنفشه باید آفتابگیر و خاک آن کوددار و بدون علف هرز باشد.
برای پرورش بنفشه معطر، قسمتهای ریشهدار گیاه و یا ساقههای خزنده را در بهمن و اسفند از گیاه جدا میکنند و در خاک نرم و کوددار میکارند.
جالب است بدانید تمام قسمتهای بنفشه از جمله برگ، گل، دانه، ریشه و سرشاخههای گلدار آن مصرف دارویی دارند.
بنفشه مرطوب، تند، سرد و کمی تلخ است. گل بنفشه ضدالتهاب، خلط آور، محرک، ادرار آور (مدر)، ضد تومور، ضد رماتیسم، ملین، ضد میکروب، معرق، مسهل، تثبیت کننده دیواره مویرگها و تصفیهکننده خون است.
از شربت تهیه شده از دم کرده آن برای درمان سرفه استفاده میشود. بنفشه خلطآور خوبی است. دو قاشق غذاخوری از پودر گیاه را با نیم لیتر آب جوشیده و با اضافه کردن مقداری شیر و عسل مصرف میکنند.
دم کرده بنفشه را بعد از تغلیظ به صورت کمپرس برای درمان بیماریهای پوستی میتوان استفاده کرد. برای درمان رماتیسم میتوان از کمپرس دمکرده گیاه بر روی موضع، روزی دوبار استفاده کرد. از پودر گیاه و آب خمیری درست میشود که برای بهبود زخمها و جراحات مفید است.
دانه بنفشه به مقدار ۶ تا ۱۰ گرم، اثر ملین در اطفال داشته و مصرف ۷ تا ۱۵ گرم آن در ۱۵۰ گرم آب، مسهل ملایم است. از روغن بنفشه میتوان برای جلوگیری از ریزش مو، شوره سر، خارش پوستی، زیبایی پوست، ورم لثه، سردرد و خونریزی بینی استفاده کرد.
به طور کلی گیاه بنفشه برطرفکننده مواردی مانند گلو درد چرکی، خشکی بینی، برفک دهان، خارش پلک، روشن کردن پوست، جوش صورت، مشکلات ادراری، اختلالات جلدی مزمن و زخمهای ترشحدار است. مصرف مقادیر زیاد آن به دلیل ایجاد تهوع و استفراغ توصیه نمیشود.
در جنوب فرانسه کشتزارهای بزرگی از بنفشه معطر برای تهیه عطر وجود دارد. بنفشه سه رنگ نیز خاصیتهای دارویی شبیه بنفشه معطر دارد. از گلهای جوان بنفشه معطر و برگ های لطیف گونههای خودروی بنفشه، در تهیه سالاد و غذا نیز استفاده میشود.
آزاد، درخت کمیابی از تیره نارون است که در سراسر جنگل های شمال به صورت پراکنده میروید و تقریبا یک درصد تعداد حجم درختان منطقه را دربرمیگیرد.
این درخت، چوبی پرکاربرد دارد و برگ زرد رنگ آن، جلوه زیبایی را در فصل پاییز پدید میآورد.
وحید شقاقی افضلی یکی از کارشناسان ارشد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری درباره این درخت گفت: درخت آزاد، مختص مناطق جلگهای و کمارتفاع تا میانبند است. وی افزود: پایینترین حد رویش آن در سواحل نوشهر و آستارا است و بالاترین آن درگدوک مازندران و در ارتفاع یک هزار و ۳۰۰ متری به چشم میخورد.
وی باذکر اینکه درخت آزاد در جاده کندوان، در ارتفاعات بالاتر از این مقدار هم دیده میشود، گفت: این گونه جزو درختان بلند قامت است و ارتفاع آن به ۲۵ الی ۳۰ متر و قطرش به بیش از یک متر میرسد.
شقاقی اظهار داشت: عمر درخت آزاد طولانی و پوست تنه آن، صاف و نقرهای تا خاکستری است که به صورت پلاک از تنه جدا میشود و جای آن نارنجی است. چوب این درخت، صنعتی و قابل ارتجاع است که در ساخت در و پنجره، چانچو، مال بند گاوآهن و نجاری کاربرد دارد. به گفتهاو برگ درخت ریز، خشن، کاغذی و دندانهدار است و میوه فندقه کوچک آن، بدون واسطه به کنار برگ متصل میشود. آزاد، درختی است نورپسند که طالب خاک های سبک و غنی و عمیق است.
این کارشناس ارشد سازمان جنگل ها و مراتع درباره تکثیر درخت آزاد یادآور شد: آزاد با بذر و جست (ریشه جوش) زادآوری میکند. وی ادامه داد: این گونه، به سرما مقاوم و به خشکی حساس است و در باغهای سلطنتی و حاکمان محلی استان گیلان، بهدلیل داشتن تنه راست و برگ های زرد زیبا در پاییز، کاشته میشد.
بنابر آمار، در هر هکتار از جنگل های شمال، بهطور میانگین 2 اصله درخت آزاد با مجموع حجم۲/۸ متر مکعب وجود دارد که در حدود نیمی از آنها دارای درجه کیفی 3 هستند. میار عباسی از کارشناسان ارشد جنگلداری نیز در این باره گفت: آزاد، درختی کند رشد است و در جنگلکاریها استفاده از آن متداول نیست.
میثم میارعباسی گفت: چوب این درخت، قهوهای مایل به نارنجی، نیمه سنگین، نیمهسخت و با دوام است و به علت داشتن رشتههای پارافشیمی فراوان، کشسان است.
به گفته او چوب آزاد، در صنایع مختلف و مصارف روستایی، کاربرد فراوانی دارد و در ساخت مبل، گاری، ابزار کشاورزی، چوب اسکی، پارو، راکت ورزشی، چرخ چوبی، پره آسیاب و بشکه استفاده میشود.
میارعباسی بیان داشت: تکثیر این درخت، بیشتر از راه بذر، در ماههای مهر و اسفند انجام میشود و خواباندن شاخه نیز معمول است ولی روش پیوندزدن چندان مرسوم نیست و فقط روی نارون، آن هم در بهار انجام میشود. در جنگل های ۱/۸ میلیون هکتاری شمال، در حدود ۳۰۰ گونه درختی و درختچهای شناسایی شده است.
آزاد، درخت کمیابی از تیره نارون است که در سراسر جنگل های شمال به صورت پراکنده میروید و تقریبا یک درصد تعداد حجم درختان منطقه را دربرمیگیرد.
این درخت، چوبی پرکاربرد دارد و برگ زرد رنگ آن، جلوه زیبایی را در فصل پاییز پدید میآورد.
وحید شقاقی افضلی یکی از کارشناسان ارشد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری درباره این درخت گفت: درخت آزاد، مختص مناطق جلگهای و کمارتفاع تا میانبند است. وی افزود: پایینترین حد رویش آن در سواحل نوشهر و آستارا است و بالاترین آن درگدوک مازندران و در ارتفاع یک هزار و ۳۰۰ متری به چشم میخورد.
وی باذکر اینکه درخت آزاد در جاده کندوان، در ارتفاعات بالاتر از این مقدار هم دیده میشود، گفت: این گونه جزو درختان بلند قامت است و ارتفاع آن به ۲۵ الی ۳۰ متر و قطرش به بیش از یک متر میرسد.
شقاقی اظهار داشت: عمر درخت آزاد طولانی و پوست تنه آن، صاف و نقرهای تا خاکستری است که به صورت پلاک از تنه جدا میشود و جای آن نارنجی است. چوب این درخت، صنعتی و قابل ارتجاع است که در ساخت در و پنجره، چانچو، مال بند گاوآهن و نجاری کاربرد دارد. به گفتهاو برگ درخت ریز، خشن، کاغذی و دندانهدار است و میوه فندقه کوچک آن، بدون واسطه به کنار برگ متصل میشود. آزاد، درختی است نورپسند که طالب خاک های سبک و غنی و عمیق است.
این کارشناس ارشد سازمان جنگل ها و مراتع درباره تکثیر درخت آزاد یادآور شد: آزاد با بذر و جست (ریشه جوش) زادآوری میکند. وی ادامه داد: این گونه، به سرما مقاوم و به خشکی حساس است و در باغهای سلطنتی و حاکمان محلی استان گیلان، بهدلیل داشتن تنه راست و برگ های زرد زیبا در پاییز، کاشته میشد.
بنابر آمار، در هر هکتار از جنگل های شمال، بهطور میانگین 2 اصله درخت آزاد با مجموع حجم۲/۸ متر مکعب وجود دارد که در حدود نیمی از آنها دارای درجه کیفی 3 هستند. میار عباسی از کارشناسان ارشد جنگلداری نیز در این باره گفت: آزاد، درختی کند رشد است و در جنگلکاریها استفاده از آن متداول نیست.
میثم میارعباسی گفت: چوب این درخت، قهوهای مایل به نارنجی، نیمه سنگین، نیمهسخت و با دوام است و به علت داشتن رشتههای پارافشیمی فراوان، کشسان است.
به گفته او چوب آزاد، در صنایع مختلف و مصارف روستایی، کاربرد فراوانی دارد و در ساخت مبل، گاری، ابزار کشاورزی، چوب اسکی، پارو، راکت ورزشی، چرخ چوبی، پره آسیاب و بشکه استفاده میشود.
میارعباسی بیان داشت: تکثیر این درخت، بیشتر از راه بذر، در ماههای مهر و اسفند انجام میشود و خواباندن شاخه نیز معمول است ولی روش پیوندزدن چندان مرسوم نیست و فقط روی نارون، آن هم در بهار انجام میشود. در جنگل های ۱/۸ میلیون هکتاری شمال، در حدود ۳۰۰ گونه درختی و درختچهای شناسایی شده است.
در بسیاری از نقاط جهان، گیاهان با رسیدن بهار شکوفه میدهند و دوباره زندگی آغاز میکنند و این سنتی هر ساله است. اما چطور این اتفاق میافتد؟ چگونه گیاه متوجه میشود بهار آمده است؟
گیاهان گلده چیزی در حدود 100 میلیون سال پیش در دنیا پدیدار شدند. 100 میلیون سال پیش زمانی است که آب و هوای کره زمین تغییر کرد و گیاهان برای نخستین بار با تغییر فصلها آشنا شدند. در آن زمان برخی از گیاهان خود را با این تغییر آب و هوا وفق دادند و سیاست فصلی را برای ادامه زندگی پیشه کردند.
شاید برای انسان شیوه زندگی فصلی و تغییر روش با هر فصل چندان جالب نباشد اما همین روش به برخی گیاهان کمک کرد که از تموز و بارد جان سالم به در برند.
برخی از گیاهان تصمیم گرفتند که تا پایان گرفتن زمستان به خواب روند و با آمدن بهار گل دهند و فرآیند میوهدهی را آغاز کنند. اما اینکه چگونه گیاهان متوجه میشوند که وقت گلدهی است، نکتهای است که دانشمندان هم تازه به آن دست یافتهاند.
گیاهان در پاییز گل نمیدهند چون ژنهای آنها میگوید که نباید این کار را بکنند. اما پس از گذشت زمان کافی در سرما، این ژنها خاموش میشوند و چراغ سبزی به گیاه نشان داده میشود تا گلدهی را آغاز کند.
ریچارد آماسینو، سرپرست گروه تحقیق در این زمینه به لایو ساینس میگوید: «در فصل پاییز ژنهای مانع از گلدهی گیاه به شدت فعال میشوند و نمیگذارند گیاه برای گلدهی آماده شود.»
آماسینو و گروهش در تحقیقات خود متوجه شدند که سرمای زمستان به طریقی سبب میشود ژنهای بازدارندهگلدهی از کار بیفتند.
دقت کلید مسئله است
گلدهی گیاه پیش از فرارسیدن اعتدال بهاری برای آن مرگآور است. گل داوودی را تصور کنید که دی ماه گل دهد. آن هم بعد از اینکه یک نسیم گرم به آن خورد یا چند روزی هوا در میان زمستان گرم شد. چه اتفاقی برای گیاه بیچاره ممکن است بیفتد؟
پس دقت رمز موفقیت است. گیاهان نه تنها به یک ابزار شبیه دماسنج احتیاج دارند که دمای بیرون را اندازه بگیرند، یک شمارنده هم میخواهند که تعداد روزهای زمستان را بشمارد.
حقه شمردن روزهای زمستان محدود به گیاهان نیست. حشرات هم احتیاج دارند که بدانند چه زمانی زمستان تمام میشود تا بدانند کی باید سر از پیله بیرون بیاورند.
آماسینو و گروهش در حال حاضر سرگرم تحقیق روی این موضوع هستند که گیاهان چگونه روزهای زمستان را میشمارند. نتایج تحقیقات آنها احتمالا کمک بزرگی به پیشرفت کشاورزی خواهد کرد.
ساعت شبانهروزی
همانطور که زمستان به گیاه فرمان میدهد که چه زمانی گلبرگهایش را باز کند، ساعتی دیگر در درون گیاه فعالیتهایش را با ساعات شبانهروز تنظیم میکند.
در دهه 20 میلادی تحقیقاتی در این زمینه انجام شد. دانشمندان به گروهی از گیاهان نور مصنوعی دادند. آنها متوجه شدند تنها زمانی گیاهان گل میدهند که زمان نوردهی با زمان نور شبانهروز منطبق باشد.
تحقیقات نشان میدهد که گیاهان در درون سلولهایشان ژنهایی را حمل میکنند که در حقیقت همان ساعت 24 ساعته آنهاست.
همشهری آنلاین:
مطالعات دانشمندان نشان میدهد که کوددادن بیش از حد به زمین، گوناگونی گیاهان را به خطر میاندازد.
به گزارش بیبیسی، این مطالعات توسط تیمی از دانشگاه زوریخ انجام شده و در ژورنال Science منتشر شدهاست.
این تیم در مقاله خود به این نکته اشاره میکند که تقویت و کود دادن نامناسب به خاک، باعث میشود گیاهانی که توانایی رشد سریعتر و جذب مواد معدنی بیشتری دارند، به گیاهان ضعیفتر و عمدتاً کوچکتر مجال رشد در محیطهای محدود را ندهند.
به این ترتیب حیات گیاهانی که در دریافت نور خورشید حساستر هستند به خطر میافتد. این تیم در ادامه مقاله خود مینویسد که برای جلوگیری از این امر نظارت دقیق و منظمی لازم است.
پرفسور اندرو هکتور از دانشگاه زوریخ در این مورد میگوید:"در اینجا دو فرضیه وجود دارد: اول اینکه افزایش مواد معدنی و غذایی، باعث ایجاد رقابت در بین گیاهان میشود و دوم اینکه وقتی که میزان کود دهی را افزایش میدهیم، تکثیر گونههای نیز افزایش مییابد و به اینترتیب زیستتوده گیاهی و سایه آنها گستردهتر میشود. همین گستردگی، رشد گونههایی را که به نور خورشید بیشتر از مواد داخل کود وابسته هستند را با خطر روبرو میسازد."
از طرفی اندازهگیریها نشان میدهد که میزان ترکیبات نیتروژن و فسفر که گیاهان در معرض آنها هستند در 50 سال گذشته دو برابر شدهاست. با مطالعه نزدیک دشتها و چمنزارهای طبیعی میتوان تأثیر مواد شیمیایی بر رشد گونههای گیاهی را دریافت.
تیم پرفسور هکتور در یکی از آزمایشهای خود برای اثبات فرضیه اول، گونههای مختلفی را در جعبههای بزرگی کاشتند. آنها علاوه بر نوردهی از بالا، در زیر جعبهها نیز منابع نوری قرار دادند تا تمام گیاهان از نور مساوی بهرهمند شوند. این امر باعث کاهش از بین رفتن گونههای حساستر و بالا بردن میزان گوناگونی شد.
پرفسور هکتور میگوید که یافتههای تیمش دلخوشی برای طرفداران محیط زیست نیست و تنها ثابت میکند که دستیابی به منابع نور در گیاهان امری نامتقارن است. به این ترتیب اگر گونهای از کوددهی بیش از حد بهره ببرد به نور نیز نزدیکتر باشد، نه تنها استفاده کافی را از آن میبرد، بلکه شرایط را برای گونههای دیگر سخت میکند.
همشهری آنلاین:
سوختهای تولیدی از گیاهان هم میتواند به گرمایش آبوهوا منجر شود
بیلد آنلاین گزارش داد، آنگونه که هالی گیبس (Holly Gibbs) از دانشگاه معروف استنفورد در تحقیق خود آورده است، برای تولید در سطوح تحت کشت بیشتر جنگلهای استوایی سوزانده میشوند که این امر دیاکسید کربن مضر برای آب و هوا را آزاد خواهد کرد.
یک دهه زمان نیاز است تا سوخت گیاهی موجب انتشار اندک دیاکسید کربن و مفید برای آب و هوا شود.
گیبس تصریح کرد با کشت گیاهان پرثمر همچون نیشکر، امکان دارد بیلان دیاکسید کربن پس از 40 تا 120 سال به صفر برسد. اما کشت گیاهانی کمثمرتر همچون دانههای سویا به صدها سال زمان نیاز است
کشور پهناور ما که بخش عمده فلات ایران را شامل میشود، بیش از 000/648/1 کیلومتر مربع وسعت دارد؛ بخش عمده این سرزمین را کویر بزرگ مرکزی اشغال کرده است.
در اطراف این کویر کوههای مرتفع فراوان و رشته کوههای متعددی مشاهده میشوند و در نتیجه اختلاف ارتفاع نسبتاً زیادی (حدود 5652 متر) را بهوجود آوردهاند که از 24- متر در سواحل دریای خزر تا 5628 متر در قله دماوند تغییر میکند؛ اختلاف درجه حرارت در کشور نیز بسیار متغیر بوده و از 30- درجه سانتیگراد در زمستان مشکینشهر تا حدود 80 درجه سانتیگراد در تابستان کویر لوت (گندم بریان) متغیر است؛ میزان بارندگی در نقاط مختلف ایران بسیار متفاوت بوده و از 30 میلیمتر در کویر لوت تا حدود 2300 میلیمتر در بندر آستارا تغییر میکند و بالاخره متأثر از چنین شرایط متنوع اقلیمی و پیکرشناختی، شاهد تنوّع محسوسی در بافت و نیم رخ خاک ایرانزمین هستیم.
این شرایط اقلیمی متغیر سبب شده تا زیستبومهای بسیار متنوع ودر عین حال ویژهای در جای جای کشور بهوجود آیند. بدیهی است که شرایط یاد شده، موجب شده تا تنوع زیستی در ایران بسیار غنی و منحصر به فرد باشد، بهطوری که در مقایسه با اغلب کشورهای جهان از نظر تنوع گونههای گیاهی و به ویژه واحدهای بومی و انحصاری، ایران کشوری شاخص به شمار میآید. برای مثال شمار گونههای گیاهی ایران نزدیک به مجموع گونههای گیاهی همه قاره اروپاست؛ نزدیک به 8000 گونه یا واحد تحتگونهای گیاهی در ایران وجود دارد که از این تعداد حدود 1800 واحد انحصاری (بومی) هستند، این مجموعه متعلق به حدود 1200 سرده بوده و 167 تیره را شامل میشود.
گونههای بومی ایران، گونههایی هستند که در هیچ جای دیگر دنیا یافت نمیشوند. دلایل عدیدهای برای وجود گونههای بومی در هر منطقه وجود دارد، برای مثال میتوان گفت که بهدلیل شرایط خاص محیط زیستی و اقلیمی یک منطقه مثل وجود زیستبومهای منحصر به فرد، وجود موانع طبیعی در برابر گسترش پراکنش گیاهان و ... بسیاری از گونههایی که در کشور بهوجود آمدهاند نتوانستهاند از سرزمین مادری و موطن اصلی خود فاصله گرفته و در نقاط دوردست یا حتی کشورهای همجوار استقرار یابند و یا بر عکس شاید بهدلیل تغییر شرایط اقلیمی یا دستکاریهای انسان آنقدر شرایط برای زیست برخی از گونهها (که موطن آنها سایر نقاط جهان بوده است) نامساعد شده که امروزه حضور آنها تنها منحصر به مناطقی مشخص و عرصههایی محدود در کشور ما شده است؛ شایان ذکر است که در اینجا هدف از بحث در مورد گونههای بومی تنها تأکید بر اهمیت و ارزش این گیاهان بهعنوان بخشی از ثروت طبیعی کشور و آشنا ساختن خواننده گرامی و عزیز روزنامه همشهری با این مقوله است وگرنه بحث تخصصی در این باره بسیار مفصل و از چارچوب این یادداشت خارج است!
شایان توجه آنکه دو مقوله بسیار مهم و تا حدودی چالشبرانگیز دیگر نیز در مورد گیاهان ایران وجود دارد و لازم است در اینجا مختصری نیز به آنها اشاره شود. این دو موضوع عبارتند از: «گیاهان نادر» و «گیاهان در معرض خطر» یا «در حال انقراض».
گیاهان نادر کشور همانطور که از اسمشان برمیآید بسیار کمیاب بوده و تنها معدودی از آنها در منطقه یا مناطقی محدود و آن هم فقط در زمانهای مشخص یافت میشوند، دلیل معدود بودن پایهها و محدود بودن عرصه زیست این گیاهان، جدید بودن و نوپدید بودن آنهاست، به این معنی که اینها در شمارگونهها یا واحدهای تحت گونهای جدیدی قرار میگیرند که تازه ظهور کرده و هنوز امکان پراکنش به نقاط دیگر دنیا را نیافتهاند، پس نه تنها در ایران بلکه در جهان نادرند. گروه دیگری از گیاهان وجود دارند که خاستگاه اصلی آنها سرزمینهای دیگری بوده و شاید در سایر مناطق دنیا پراکنش وسیعی هم داشته باشند، ولی در حال حاضر در سرزمین ما به دلایل عدیده از جمله شرایط اقلیمی و یا دست درازیهای انسان به طبیعت کمیاب شدهاند که برخی از گیاهشناسان کشور این گیاهان را نیز در زمره گیاهان نادر قرار میدهند.
به هر حال حفاظت از همه گونههای گیاهی کمیاب و نادر کشور - چه شامل تعریف اول باشند یا دوّم – بهمنظور حفظ تنوع زیستی و ذخیره ژنتیک گیاهان کشور بسیار حایز اهمیت هستند. امّا گیاهان «در معرض خطر» یا «در حال انقراض» بخشی از گونههای بومی و نادر کشور هستند که به مرور زمان از تعداد پایههای آنها کاسته شده و وسعت عرصه زیستشان رو به نقصان نهاده است.
عوامل مختلفی برای این رخداد مترتب است که از آن جمله تغییر شرایط اقلیمی، وقوع رخدادهای طبیعی و فعالیتهای انسانی بهمنظور استفاده بیشتر از طبیعت در جهت دستیابی به رفاه فزونتر را میتوان نام برد؛ البته بررسی تاریخچه طبیعی زمین نشان میدهد که انقراض گونههای گیاهی یک پدیده طبیعی بوده و همواره رخ داده است ولی امروزه بهدلیل دستکاریهای نا بخردانه انسان بخرد در طبیعت، روند آن آنچنان شتاب گرفته و غیرعادی شده که به کابوسی هولناک برای طبیعت مبدل شده است.
با این رویکرد، تلاش می شود به تدریج یکایک گیاهان خودروی ایران را در چارچوبهای در معرض انقراض، نادر و بومی بهصورت مجمل و مصور در همین ستون معرفی شود.
همشهری آنلاین:
گروهی از پژوهشگران ژاپنی دریافتند نوعی باکتری که در بدن شته گیاه نخودفرنگی زندگی می کند به این حشره اجازه می دهد که برای استتار خود را به رنگ سبز دربیاورد
برخی از افراد جمعیت شته نخودفرنگی با نام علمی Acyrthodiphon pisum به دو رنگ قرمز و برخی دیگر به رنگ سبز هستند. به طوریکه شتههایی که به رنگ سبز هستند میتوانند خود را درمیان نخودفرنگیها استتار کنند و به این ترتیب از شانش بیشتری برای بقا برخوردار باشند درحالی که شتههای قرمز به راحتی توسط حیوانات شکارچی شناسایی میشوند.
مطالعات پیشین نشان میداد که ژنوم این حشره محتوی ژنهای مختلفی است که ترکیبات کاروتنوئیدی (رنگدانههای ارگانیکی به رنگ قرمز) را رمزگذاری میکنند. حضور یا عدم حضور یکی از این ژنها موجب میشود که رنگ این شتهها قرمز و یا سبز شوند.
اکنون دانشمندان موسسه علوم پیشرفته ریکن در ژاپن فاکتور جدیدی را کشف کردند که میتواند در تغییر رنگ و استتار این حشرات به آنها کمک کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، این محققان با مطالعه بر روی نمونههای شته سبز مشاهده کردند که شتهها در آخرین مرحله توسعه پس از جنینی به رنگ قرمز هستند و با همین رنگ متولد میشوند اما وقتی رشد میکنند سبز میشوند.
در این راستا، این محققان دریافتند که پایه این تغییر، یک باکتری است که در بدن این شته زندگی میکند به همین منظور برای این نمونهها آنتی بیوتیک تجویز کردند و دریافتند که پس از رفع آلودگی باکتریایی، این شتهها به رنگ قرمز بازگشتند.
این دانشمندان مشاهده کردند که این باکتری همزی رنگدانههای سبز تولید نمیکند بلکه شته را تحریک میکند این رنگدانهها را تولید کند.
گلهای زیبا با آن ظاهر دلفریبشان میتوانند بسیار سمی باشند. آنقدر سمی که حتی میتوانند جان انسان را بگیرند.
آشنا نبودن بسیاری از مردم با این گیاهان که ممکن است هر روز هم با آنها سرو کار داشته باشند میتواند خطرآفرین باشد.
بسیاری از این گلها در فصلهای مختلف به وفور در خانهها یافت میشوند. اگر مسمومیت با این گیاهان برای کسی پیش آمد باید در کمترین زمان بیمار را نزد دکتر برد.
برخی مردم پیاز گل نرگس را با پیازهای خوراکی اشتباه میگیرند. خوردن پیاز نرگس زرد سبب تهوع، دلپیچه و اسهال میشود. با دیدن این علائم حتما به پزشک مراجعه کنید.
خوردن هر یک از این دو سبب میشود دهانتان بسوزد و ترشح بزاق دهانتان زیاد شود و پوستتان دچار خارش شود. تهوع و اسهال هم از دیگر نشانههای مسمومیت با این گیاهان همیشه سبز است.
سردرد، ضعف عضلانی و ضعف در دید هم میتواند در شما به دنبال مسمومیت با این گیاهان پدیدار شود. ضربان قلبتان ممکن است آهسته شود و قلبتان با شدت بتپد و به کما بروید. قبل از اینکه این اتفاقات برای شما روی دهد بهتر است به پزشک مراجعه کنید.
بدترین تاثیری که فیکوس میتواند بر بدن شما بگذارد، خارش و ورم است و تجویز معمول دکترها هم برای آن داروهای ضد حساسیت و داروهایی برای از بین بردن ورم است.
استفاده از شاخههای آن برای کباب کردن یا خوردن آب از محلی که در آن خرزههایی با گلهای قرمز، صورتی یا سفید رنگ روییده هم خطرناک است. تغییر در ضربان قلب (آرم شدن یا با سرعت تپیدن) بارزترین نشانه مسمومیت با این گیاه است.
دکترها تلاش میکنند ضربان قلب را با کمک داروها کنترل کنند و احتمالا معده را هم شستوشو دهند.
گلهای سمی این گیاه که خرگوشها را از باغها میراند، برایانسانها هم سمی است البته نه چندان قوی. لمس آن سبب خارش و ورم پوست میشود و با پمادهای ضد حساسیت و ورم از بین میرود.
همچنین صدایتان ممکن است بگیرد و در قورت دادن غذا هم مشکل پیدا کنید. در این موارد نوشیدنی سرد بنوشید و قرص مسکن بخورید.
ذرهای کوچک از این لیلیها ممکن است زیاد آسیبی به شما نرساند اما اگر مقدار زیادی بخورید تهوع، درد در دهان، دردهای شکمی، اسهال و گرفتگی عضلات را تجربه خواهید کرد.
ضربان قلبتان هم ممکن است آرام یا نامنظم شود. برای خارج کردن سم از بدن معمولا پزشکان معده را تخلیه میکنند.
برخی گزارشها حاکی از این است که برخی بیماران به کما رفتهاند. تشنج و نقص در سیستم خونرسانی بدن هم در بعضی از بیماران دیده شده است.
خوشبختانه پادزهری برای سم این گل ساخته شده است که در بیمارستانها موجود است.
از این گل برای تولید برخی از انواع داروهای قلبی استفاده میشود. به همین دلیل خوردن هر بخش از این گیاه خود میتواند سبب بروز بیماریهای قلبی شود.
تهوع، درد در دهان و اسهال از نشانههای این مسمومیت است.
البته بعضیها میگویند که گلهای این گیاه سمی نیست اما کسی را نمیشناسم که حاضر شدهباشد این موضوع را آزمایش کند. درد شکم، تهوع،دل آشوب و اسهال از نشانههای مسمومیت با ویستریاست.